باران که می‌بارد...

باران که می‌بارد...

نویسنده : i_banu69

از آن روز به بعد، ديگرهر وقت باران مي‌بارد؛ من فقط و فقط ياد تو مي‌افتم. همان سه شنبه‌ي باراني كه تو خيس و مصيبت زده، با ته ريش و پيراهن مشكي با كلي تاخير آمدي سركلاس و با آن صورت نوراني و پريشان چقدر در نظرم خسته و درد كشيده آمدي.

دانشگاه تمام شد؛ من مدركم را هم گرفتم؛ تو براي هميشه رفتي. باران كه مي‌بارد من ياد تو مي‌افتم. خوب می‌دانم؛ حالا که دیگر دانشگاهی نیست؛ مي‌روي دنبال كار، مي‌دانم چترنداري، دستكش، شال وكلاه گرم نداري، زير باران بدون چتر خيس مي‌شوي، سردت مي‌شود، مثل آن سه شنبه‌ي لعنتي پريشان و نزار مي‌شوي.

حالا هر وقت باران مي‌بارد؛ من، مني كه هيچ وقت توي زندگي‌ام از چيزي مطمئن نبوده‌ام؛ از ته قلبم ايمان دارم كه تو هماني بودي كه من مي‌خواستم. تو هماني بودي كه براي خوشبختي نياز داشتم. شك ندارم تو هماني كه بايد باشد و اما نيست. شك ندارم كه «تو هموني كه نبودن با تو، يك نفس توي هر لحظه، هراس منه»

حالا هر روز و همینطور بعد از هر باران و برف و سرما و یادآوری تو، این اطمینان، در تنهایی‌هایم، در قلبم تکرار می‌شود؛ بدون آن که کسی بداند. این اطمینان در قلبم خواهد ماند حتی اگر روزها و شب ها، ماه‌ها و سال‌ها بگذرد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٨
٣
١
این خیلی خوبه که از انتخاب تون راضی هستید و هیچ شکی رو به دلتون راه نمیدید. خوشبختی چیز دست نیافتنی نیست قطعا. همین هاست :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٩
٤
٠
و هنوز خاطرات او ادامه دارد....
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/٠٩
٤
٠
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود..... 😢😢😢😢😢
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٩
٣
٠
خدا شانس بده! این همه عشق از طرف یه بانو به یه مرد:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٩
٢
٠
چه غمگین ناک:(
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٩
٢
٠
باران که میبارد او در راهست ؟
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/١٠
٢
٠
?? در راه دوزار روزی حلال دنبال مشکلاتشه😢😢😢😢😢😢
مهرنوش
مهرنوش
٩٥/٠١/٢٧
٠
٠
ممنون از نوشتتون ولی چرا اگه میخواستینش بهش نگفتین؟
پربازدیدتریـــن ها
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات