راه صد ساله را یک شبه پا به توپ رفتن!

راه صد ساله را یک شبه پا به توپ رفتن!

نویسنده : naser_j

بی شک هیچ کدام از حاضران آن روز فرودگاه مهر آباد تهران گمان نمی‌کردند کودک دو ساله‌ای که در آغوش مادر و شاید هم دست در دستان پدر تاتی تاتی  به سمت هواپیما می‌رود برای مهاجرتی طولانی،  روزی بر خواهد گشت و تبدیل خواهد شد به یکی از محبوب ترین‌های مردمش. پسر بچه خانواده اصلاتاَ قوچانی ساکن مشهد که حالا برای ادامه زندگی کشور هلند را انتخاب کرده بودند. رفت و بیش از بیست سال گذشت تا رضا در آستانه جام جهانی 2014 برزیل و به دعوت کی‌روش آمد تا پیراهنی را بپوشد که شاید سال‌ها پیش آن روزهایی که به تشویق پدرش فوتبال را برای آینده‌اش انتخاب کرده بود در میان رویاهای نوجوانی‌اش به آن فکر کرده بود.

او بی هیچ شکی و بدون این‌که نازش را بکشند آمد و گفت پوشیدن پیراهن کشورش باعث افتخارش است اما در داخل بودند کسانی که آمدن رضا را نه تنها خوش آمد  نگفتند،  بلکه عقیده داشتند لیگ یک خودمان بازیکنانی به مراتب بهتر از او دارد و انتخاب او برای بازی در نوک پیکان تیم ملی را دلال بازی می‌دانستند.

اما او جواب منتقدانش را نه در روزنامه‌ها که در زمین مسابقه داد، جایی که تیم ملی بعد از باخت به لبنان و ازبکستان امیدهایش برای سفر به برزیل را بر باد رفته می‌دید اما ناگهان گوچی شد فرشته نجات با گلی که به قطر زد و با حذف آن‌ها از گردونه رقابت برای صعود تلافی همه اضافه برداشت‌شان از میدان گازی مشترک پارس جنوبی را در آورد اما شاهکار رضا و شاه بیت مثنوی سبک خراسانی‌اش در کره جنوبی بود، جایی که پا به توپ خود را به دروازه کره رساند و با ضربه‌ای دقیق هم توپ را به تور دروازه دوخت و هم لب‌های یاوه گوی مربی کره را به هم. ایران با گل گوچی خودش را در جام جهانی دید و رضا در صف اول چهره‌های محبوب  مردم ایران قرار گرفت، در کنار کسانی چون بهداد سلیمی و حمید سوریان، پرویز پرستویی و خیلی‌های دیگر. او راهی را که آن‌ها در طول سالیان پیموده بودند، یک شبه پا به توپ رفت.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
چی شد که به یک باره یاد ایشون افتادین ؟:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
سال روز گل تاریخیش به کره و صعود به جام جهانی
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
سال روز گل تاریخیش به کره و صعود به جام جهانی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
اوهوم ازش خوشم مياد، شايد بيشتر از خيلي از بازيكنايي كه تو همين مملكت بزرگ شدن!
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
مرسی از حضورت
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
بازیکن خیلی خوبیه!!:))
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
اره عالیه بازیش اخلاقیاتشم خوبه مرسی از حضورتون:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
الان والیبال باعث شد شوما ب یاد گوچی بیوفدین یا چی؟؟=)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
دوسالگی صعود به جام جهانی و گل زیبای گوچی مگه هنوز هشت آذر یاد خداداد نمی افتیم و البته این عنوان یه شماره دو هم داره که به زودی منتشر میشه :) مرسی از حضور تون و اینم بگم که شماره دوش ربطی به گوچی و ایران نداره
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
سلام؛ در مورد محتوا نظری ندارم ناصرجان. باز اصالتاً در رفت :)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
کاش در مورد محتوا هم نظر میدادی استاد:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
نه، جدی هیچ کامنتی در مورد محتوای متن به نظرم نرسید و الا شما که می دونین، من هر چیزی باشه خدمتتون میگم، نگران نباشید.
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
جالب يود عالي با طعم پرتقالي ^__^
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
سلام مرسی لطف دارین فقط طعم پرتغالی دقیقا مربوط میشه به کدوم قسمت از متن؟!!!:)
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
اممممم ... نمي دونم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
خوب بود ناصرجان ولی با یکم با خط آخرت مخالفم .... :)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
اولا که لطف داری دوما نظرت کاملا محترمه سوما دقیقا کجا و چرا؟؟ :)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
:) جالب بود
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
مرسی از حضورتون
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
گوچی خیلی خوبه :) خوشم میاد ازش....مرسی ناصر
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
عالیه گوچی مرسی از تو به خاطر حضورت :)
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
عالیه با خط آخر خیلی موافقم مرسی از متنتون
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
مرسی نظر تو هم محترمه دقیقا از کجا و چرا؟ :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
دمت گرم همشهری :-)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
مرسی لطف داری دادا دمه همه بچه های باحال آساک گرررم
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
از گوچی خیلی بدم میاد.والسلام
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨