حرف‌های نزدنی / شعر

حرف‌های نزدنی / شعر

نویسنده : s_mostafa_b

گاهي پر از حرفي ولي خاموش، مي‌ماني

خاموش مي‌ماني، سر و پا گوش، مي‌ماني

گاهي رسد بر استخوانت تيزي چاقو

فريادها داري، ولي بي هوش، مي‌ماني

غراني و درنده‌اي، پر از غرور اما

شيري و اندر هيبت يك موش، مي‌ماني

داغي و مي‌خواهي كه از ظرفت برون آيي

اما عقب‌تر از دماي جوش، مي‌ماني

نقاشي لبخند روي چهره سنگين است

خواهي كه مختوشش كني، منقوش، مي‌ماني

آماده بهر انقلابي و پر از بلوا

اما به گوشي با غمت بر دوش، مي‌ماني

پر مي‌شود حجم وجودت از حجوم بغض

با اين گلويت بهرشان آغوش، مي‌ماني

جرم اهالي ديار بلخ، با شوش است

آگاهي و با ضمه‍ات در شوش، مي‌ماني

صد حيله و نيرنگ و خدعه در كمين توست

مي‌داني و با مِيل در پاپوش، مي‌ماني

آري پر از سيل است پشت سد چشمانت

سِيلي كه چون سيلي ز آن مخدوش، مي‌ماني

سِرّ مگو بسيار و كل شهر نامحرم

گاهي پر از حرفي ولي خاموش، مي‌ماني

****

سكوت را كه برايم رفيق ديرينه است

به هيچ جمله‌ي نابي شوهر نمي‌دهمش

من اين كناره‌ي تلخ جدا ز دنيا را

 به نقل و شكّر و درّ و گوهر نمي‌دهمش

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_mehdipoor
f_mehdipoor
٩٤/٠٣/٢٤
١
٠
دو بیت ِ آخر :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
:))
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٣/٢٤
١
٠
به قول دکتر شریعتی حرف هایی هست برای نگفتن ...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
و مردم به اندازه حرفهایی که برای نزدن دارند دارای رتبه هستند :)
k_kanani
k_kanani
٩٤/٠٣/٢٤
١
٠
سكوت را كه برايم رفيق ديرينه است به هيچ جمله‌ي نابي شوهر نمي‌دهمش من اين كناره‌ي تلخ جدا ز دنيا را به نقل و شكّر و درّ و گوهر نمي‌ دهمش خيلي قشنگ بود مخصوصا اين چند بيت ممنون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون لطف دارید :)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٤
١
٠
خیلی ب دلم نشس!=)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
خدا رو شکر :))
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/٢٤
١
٠
چقدر زیبا و موزون :) آفرین آفرین ... // صحیحش مخدوش هست. مرسی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
لطف دارید شما :) دست ویراستاراش درد نکنه :))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
من فکر کردم اونی که به عنوان قافیه اومده رو میگید:)) اینجا درسته اون بالا اشتباه :دی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
خوب بود..... دوبیت آخر عالی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
تشکر حمید جان :))
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
زیبا و دلنشین مثل همیشه....ممنون منتظر کارای خوب بعدیتون هستم...موفق باشین
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
شرمنده میکنید :)) سلامت باشید :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
گاهي پر از حرفي ولي خاموش، مي‌ماني...خیلـــــــــــــــــــی هم عالـــــــــــــی(^_^) لذت بردیم قلم شما مستدآم :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
یه دنیا ممنون خانوم دنیا دیده :))
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
بقول مولانا : از درون من نجست اسرار من مفهوم عالی بود,فقط بقول برخی ها که نظرشون بالای نظر منه, بعضی جاهاش سکته داشت
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
مرسی :)) مسلما هنوز خیلی تا شاعری راهه تازه دارم تاتی تاتی رفتن رو تمرین میکنم :))
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
بهترین زمانی که انسانها عزم جزمی دارند در همون وقت تاتی تاتیه,
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
مصطفی ترکونده بودی ها؛ خیلی باحال بود نوشته ات.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
هندونه بد جور میچسبه تو این هوای گرم :)) مرسی:)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
آخ گفتی؛ دلم چقدر آب افتاد؛ قلبم به تاب تاب افتاد :)))
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
قشنگ بودش:)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتید:) تشکر :))
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
مصطفی دمت گرم...عالی بود :))...من شعر نخونده بودم ازت...خیلی خوب بود :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
مرسی محمدحسین :) ... چیزی رو از دست ندادی :)) چاکریم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠