من یک ساله شدم!

من یک ساله شدم!

نویسنده : Nasrin-A

هوالمحبوب

* این یادداشت به مناسبت پایان اولین سال کاری من در کسوت یک معلم نوشته شده است .

یاد روزهای سخت و البته شیرین سال گذشته افتاده‌ام. خاطره‌ها ردیف شده‌اند جلوی چشم‌هایم و از ذوق به اشک نشسته‌اند چشم‌هایم. یاد خردادی‌ترین روز زندگی‌ام افتاده‌ام؛ روزی که با امضای آن قرارداد کذا در کسوت یک معلم در آمدم.

روز 4 مرداد را هرگز فراموش نخواهم کرد که اولین درس زندگی‌ام را با زبان روزه به بچه‌های کلاس پنجمی دادم. قیافه‌های دوست داشتنی و معصوم دخترها هیچ گاه از یادم نخواهد رفت. معلم تازه واردی که خیلی هم جدی است و بلد هم نیست چطور کارش را شروع کند، نمی‌داند که اول کلاس حضور غیاب کند یا آخر کلاس، نمی‌داند چطور از گچ استفاده کند که سرتاپایش گچی نشود  و هزار تا نمی‌دانم دیگر...

دل بچه‌ها با من نبود معلم‌های پارسالی‌شان را دوست‌تر می‌داشتند، زنگ‌های تفریح آغوش معلم‌ها پناه دخترکان بود و من تنها گوشه‌ای از دفتر می‌نشستم و مواظب بودم که چای‌ام را هورت نکشم!

دلشوره اولین روزهای کاری دلشوره نابلدی و کم آوردن گریبانم را گرفته بود، مدیرمان سخت گیر بود اما محترم و من کم حواس بودم اما پیگیر.

کم‌کم، کم‌کم یاد گرفتم. کم‌کم ، کم‌کم قلق کار دستم آمد. دانستم که نگاه در کارم چقدر مهم است. دانستم که چقدر باید حواسم به تقسیم نگاهم باشد. دانستم که عدالت را باید سرلوحه کارم قرار دهم. دانستم که دانش آموزانم بچه‌اند و باید گاهی بچگی کنم برای‌شان. گاهی باید نصیحت‌شان کنم. گاهی باید اخم را چاشنی نگاهم کنم. گاهی باید بخندم و بخندانم‌شان.

دانستم که روزهایی سخت در پیش دارم، روزهایی که باید لحظه لحظه‌اش عرق ریزان روح باشد برایم؛ تا بسازم چیزهایی را که آرزوی ساختن‌شان را داشتم.

یاد گرفتم که تبعیض آفت معلمی است، دانستم که انضباط حرف اول را می‌زند و محبت معلم گاهی باید توام با عتاب باشد تا در دل دانش آموزش اثر کند.

دلم می‌رفت برای خنده‌های صورتی تک‌تک‌شان، دلم می‌رفت برای دندان‌های خرگوشی نسیم، برای لپ‌های به گل نشسته سنا، برای صورت سبزه انسیه و برای چشم‌های معصوم و تیز ثمین، دلم می‌رفت برای تیزی و دقت آیدا، برای نگاه شیطنت بار رزا و سارینا،  برای شیطنت‌هایشان، برای تنبلی‌هایشان، برای ذوق کردن‌هایشان، برای برق چشم‌هایشان، موقع گرفتن جایزه.

دلم می‌خواست برای‌شان معلمی باشم که در ذهن‌شان حک شوم. دلم می‌خواست از من ادب و اخلاق را بیشتر بیاموزند تا مشق. دلم می‌خواست علاقه‌مندشان کنم به کتاب، به فرهنگ، به وطن. دلم می‌خواست مقیدشان کنم به احترام به بزرگ‌تر، به نگه داشتن احترام والدین. خیلی تلاش کردم دست بوس پدر و مادر بودن را یادشان دهم، خیلی خواستم فحش‌های ریز و درشت را از سرشان بیاندازم.

معلمی که روزهای اول در مقابل گریه‌های عسل کم آورده بود، امروز کوله بارش از تجربه‌های ریز و درشت پر شده است، معلمی که نمی‌دانست چطور فرق فعل و فاعل را به الهه بیاموزد، امروز کمی راه و چاه معلمی را آموخته است. معلمی که روزهای اول کسی تحویلش نمی‌گرفت، امروز محبوب دل بچه‌هایش شده است و خدا را شاکر است برای این موهبت بزرگ و بی‌نظیر.

یک سال گذشته و من امروز معلم شده‌ام، می‌توانم سرم را بالا بگیرم و با غرور بگویم من یک معلمم. معلمی که کارش را در یک دبستان دخترانه آغاز کرده، کارش عشقش شده و شور و شوقش هر لحظه بیشتر از پیش.

وقتی چیزی را دوست می‌داری و برایش جان می‌کنی، تقدس آن در نزد تو هر لحظه بیشتر می‌شود. این یک سال تحصیلی فراز و نشیب زیاد داشته‌ایم روزهای خوب و بد زیاد داشته‌ایم، سالی که گذشت کسانی از زندگی‌مان پر کشیده‌اند، روزهایی داشته‌ایم سبزِ سبز و روزهایی داشته‌ایم رنگ غم.

اما دلمان خوش است که معلمیم، لحظه‌های‌مان سرشار از عطر دخترکانی است که شبیه نهال نحیف و لاغری هستند که باید پای‌شان شیره جان بریزی تا ببالند و به درختانی تنومند بدل شوند.

معلمی عرصه پیکار نیست، عرصه خودنمایی نیست، معلمی صحنه عشق بازی است و کسی که ابزارش قلم است و اندیشه، بی‌شک قابل ستایش است.

تمام سهم ما از این یک سال عشقی است که به هم داده‌ایم، عشقی که در وجودمان ریشه دوانده و قرار است پاهای خسته اما مشتاق‌مان را دوباره به راه بخواند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
paariss
paariss
٩٤/٠٣/٠٤
١
٠
موفق باشی نسرین جان ، همیشه در کارت موفق باشی...همیشه.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
ممنونم دوست خوبم
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
نقش معلم تو زندگی مخصوصا کودکی فراموش نشدنی ِ امیدوارم روز به روز موفق تر باشی نسرین جان :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
ممنون دوست خوبم ان شالله
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
موفق باشید همیشه :) منم معلمی رو دوست دارم خیلی... ^_^
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون بانو ان شالله قسمت شما:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
چقدر زیبا ایشالا همیشه شاد و سالم و سلامت باشین...... :))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون بزرگوار ان شالله شما هم موفق و سلات باشین:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
قدر کار تون رو بدونید معلمی شغل مقدس و محترمیه و البته حساس شما نسل فردا رو تربیت میکنین امیدوارم چنان که خودتون در یاداشت زیباتون بیان کردین در کنار علم آداب رو هم آموزش بدید
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
موافقم و صد البته تمام تلاشم در این راستاست که معلم با اخلاق و سازنده ای باشم ان شالله که بتونم.ممنون از اظهار لطفتون
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
انشاالله موفق باشی نسرین جان :) انشاالله که معلم خوب و خوبتری بشی هرروز بیشتر از دیروز، هرسال بیشتر از سال قبل :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
تشکر عزیزم ان شالله بانو
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام ... کی باشد بنویسید 30 ساله شدم /// موفق باشید
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
اووووه فکرش رو بکن 30 سال یه عمره ها:) ان شالله...ممنون از انرژی خوبتون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
سلام ... وقتي سال 72 اولين بيمه من رد شد فكر مي كردم 30 سال بقول شما يك عمر است ولي حالا كه به پشت سرم نگاه مي كنم يك داد هم نبود
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
کلا معلما برا من خیلی محترمن و قابل احترامن با اینکه اذیتشون میکردم و کلافه میشدن از دستم ولی همیشه برام قابل احترام بودن چون شغلشون شغل انبیاست...امیدوارم همچنان موفق باشی و روز به روز بیشتر پیشرفت کنی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
خودمم کم معلم هامو اذیت نکردم در دوران جوانی:) ان شالله عزیزم این اقتضای سن مون بوده حتما اون ها هم به دل نگرفتن صد در صد:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
آخی :) ان شالله روزبه روز تو کارتون موفق تر بشین(^_^) ایام بکام قلمتون مستدآم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
سپاس دنیا دیده جان امید که موفق باشیم همه مون توی هر کاری که هستیم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
موفق باشی خانوم معلم مهربون. معلمی همیشه یکی از آرزوهای من بود. خوش به حالت که داری تجربش میکنی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
مرسی رویای عزیز آرزوی خوبیه امیدوارم که بهش برسی و تجربه اش کنی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
ایشالا یه روز همینجا یک مطلب بخونم از شما با این تیتر: این یادداشت به مناسبت پایان سی سال کاری من در کسوت یک معلم نوشته شده است... موفق باشید خانوم معلم :-)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون از دعای خیرتون آمین یا رب العالمین:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا بود و به اشتراک گذاشتن تجربه هاتون زیباتر
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
ممنونم جناب تمجیدی
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
من یک معلمم خو کرده به گچ های رنگی و تخته های سیاه،مانوس نیمکتهای چوبی فلز نما،با رویای تصاحب دفترنمره هایی که کودکیمان را قرق میکردند و شیطنت هامان را با 0و1 هایی به رخ می زدند. من یک معلمم با رویای تحول جهان کودکی که جهان را دگرگون می سازد...با امید به تغییر در نگاه کسی که فردا پدر و مادر کودک دیگری می شود،با شور تزریق شعوری که زیر مادی طلبی های کودکان دیروزی، مدفون شده آری.من یک معلمم با دنیایی ار ایده تغییر در این دنیا با علم به این که اصلا آسان نیست.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
عالیییییییییییییییییی
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
خانوم معلم چطوره؟چند میشم؟
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
با توجه به اینکه الان نمره از آموزش ابتدائی حذف شده من به شما همون خیلی خوب رو میدم هر چند که شما نمره ات بیست بیسته
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
سلام؛ عیدتون مبارک! پس شما معلم هستید! در این روز عزیز دعا می کنم در شغلتون که بهترین شغل دنیاست موفق باشید. خیلی خوشحال شدم از خوندن متنتون :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
سلام عید شما هم مبارک آقا میرزا.ممنونم بعله معلمم
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
خداحافظ و پشتیبانتون باشه به حق این روز عزیز!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣