می‌شناسی مرا؟!

می‌شناسی مرا؟!

نویسنده : r_roshnavand

دلم تنگ شده بود گفتم آن‌چه را تا حالا به زبان نياورده‌ام روي كاغذ بياورم. دست به قلم كه شدم فهميدم، نوشتن از به زبان آوردن سخت‌تر است. افسوس كه ديگر چاره‌اي ندارم جز نوشتن اين دل نوشته.

امسال عيد كه به ديدنت آمدم، عهد كردم روز فراقت را فراموش نكنم. البته خودت بهتر از هر كسي مي‌داني كه اين حرف را هر وقت به ديدنت مي‌آيم مي‌گويم و خيلي زود هم فراموش مي‌كنم.

در تقويم جديدي كه خريدم روز چهارم ارديبهشت را با روان نويس حسابي خط خطي كردم. حقيقتش رويم نمي‌شود مناسبتش را بنويسم. بين خودمان باشد «بس كه درگير كلاس گذاشتن شده‌ام» همانجا با خودم گفتم خدا كند نشاني را فراموش نكنم. آخر پارسال تلفنم را تنظيم كردم ولي وقتي شروع به زنگ خوردن كرد، يادم نيامد كه موضوع چه بوده.

امسال كه تا حالا همه چيز بر وفق مراد بوده، فقط دو روز ديگر مانده تا بيست و دومين سال فراقت را در كنارت باشم.

راستي بابايي، يادم رفت بپرسم: مي‌شناسي مرا؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٣
١
٠
چقدر تلخ و درد ناک ....
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام ... سپاس
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٣/٠٣
١
٠
سلام.خيلي تلخ بود :(.روح پدرتون شاد...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام ... متشكرم لطف داريد
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٣
١
٠
ایشالا با شادی ابدی روح ایشون لبخند شما هم مستدام باشه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام ... يك نكته داخل اين مطلب بود كه انتظار داشتم شما متوجه شويد.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
متاسفانه متوجه نشدم..... میشه کمک کنین؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام... این مطلب رو دو روز قبل یعنی دوم خرداد گذاشتم یعنی سی و یک روز بعد یادم امد یعنی امسال هم یادم رفت
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
خاصیت خاک همینه!
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٣/٠٣
١
٠
روحشون قرین رحمت الهی ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام ... تشكر
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٠٣
١
٠
راستی بابایی ...این عبارت برای من هم خیلی غریبه ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام ... اي آدم ميسوزه
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٤
١
٠
خیلی با احساس و زیبا نوشته بودین...امیدوارم روح پدرتون شاد باشه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام ... متشكرم احساسش در آخر متن نمايان شد
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٤
١
٠
روحشون شاد.....
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام ... سپاس بيكران
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٤
١
٠
میشه نکته اش رو برای ماهایی که متوجه نشدیم بگین؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام ... باشرمندگی نوشتم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
مطمئنا اون بزرگوار شما رو میبخشن نباید شرمنده باشین چون آدمی زاد ذاتا فراموشکاره همین که فرزند خلفی باشین براشون خیرش بهشون میرسه و این صد برابر بهتره براشون خدایشان بیامرزاد
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/٠٤
١
٠
بیست و دو سال خیلی سخته همان قدر که دوسال سخت ..
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام ... سختی ندارد دل تنگی بیداد میکند
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٠٤
١
٠
لابه لای خط خطی های اونروز تقویم یه یادی بوده که هرگز فراموش نمیشه...روحشون شاد آقا رضا....عجیب دلمون گرفت :(
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام... باز هم یادم رفت
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه و روحشون رو قرین رحمت کنه، از جمله درگذشتگان این جمع...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
سلام ... تشكر و خداوند رفتگان تمامي انسانها را قرين رحمت كنه
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٠٥
١
٠
:( دلم گرفت :( اما مگه میشه یه بابا پسرشو فراموش کنه؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
سلام ... پسر كه فراموش مي‌كند ولي اونطرفش را نميدانم البته چون 17همين فرزند هستم اصلا يادشم نياد
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
واقعا؟ :-O
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤