آخرین باران اردیبهشت

آخرین باران اردیبهشت

نویسنده : آرشام ایرانی

بعد از مدت‌ها دلم به نوشتن آمد. روزها می‌گذرد، بی‌ آن‌ که نشانی از آشنایی که باید بیایید... آشنایی که باید باشد... بماند.

درگیر دلشمغولی‌ها شده‌ام و روزهای مثل ورق زدن بی‌حوصله. کتاب قدیمی به سرعت می‌گذرد.

دلم حس تازگی می‌خواهد، شبیه بوی باران عصر آخرین روز اردیبهشت...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٠٦
١
٠
به به خیر مقدم :) اینورا؟؟؟
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
١
٠
یه تابستون بی خورشید... همون فصلی ک رویامو مثه ارتش فروپاشید....
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/١٤
١
٠
آدم بی رویا مثل قهوه بدون شکر تلخ میشه
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
اره خیلی هم تلخ
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
تازه بودن رو خودتون باید بسازید ، با دستان خودتان !نقطه:)
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
دوباره می سازمت....
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
اممممممم حس تازگی منم می خوام :)))
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
حس شیرین تازگی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
سلام...تشکر....منم یادروزایی انداختی که فقط زنده بودم به عصرای اردیبهشت!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلام اردی بهشت.............
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
دلم حس تازگی میخاهد...
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
همه دچار شدن !
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
ماهم خیلی وقته تو کف یه حس تازگی موندیم....
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون کلد جان
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
این نظرات دوستان ما را کشت.... :))
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
چرا بکشه
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٧
٠
٠
چه قدر حس این روزهای منم به حس شما شبیهه...میتونم بگم کاملا حال این روزاتونو درک میکنم...ممنون
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلام ..درد مشترک..‌
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات