لب خشکیده‌ی زمین

لب خشکیده‌ی زمین

نویسنده : A_Ayda

دلم آب می‌خواهد، آب بدهید، لب خشکیده‌ی من آب می خواهد.

ابرها از صدای ناله زمین به گریه می پردازند و قطرات کوچکی به سوی زمین فرود می‌آید، یکی از قطره‌ها فریاد می‌زند: ای زمین، ای وسیع، بی‌پایان!

من قطره‌ای بارانم که از چشمان گریان ابری و از آسمان بی‌کران به سوی زمین پهناور و وسیع درحرکتم؛ می‌دانم که نسبت به تو بسیار کوچکم و شاید تو با خود بگویی که حرف‌های منِ ناچیز، ارزش گوش سپاری تو را ندارد اما من نیز حرف‌هایی برای گفتن دارم که شاید گوش دادن به آن‌ها خالی از لطف نباشد.

من ستاره‌ها را بو کرده‌ام و صدای گریه ابرها راشنیده‌ام، من زبانم را به پس کوه‌های سر به فلک کشیده زده‌ام، من از پهنای آسمان‌ها می‌آیم تا شاید بتوانم لب خشکیده و ترک خورده کویری را ترگون کنم.

حال شاید تو با خود فکر کنی که من پس از افتادن در روزنه‌های برگ یک گل بمیرم اما در حقیقت زمانی که یک گل از وجود من و دوستانم بهره می‌برد و ما باعث جان بخشیدن به یک جان بر کف دست گذاشته می‌شویم تا زمانی که آن گل در این دنیا زندگی می‌کند ما هم زنده‌ایم، پس این پایان یک قطره باران نیست.

زمین لبخند بر لبش جاری می‌شود و دیگر تشنه نیست زیرا لب خشکیده‌ی زمین به طراوت رسیده است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
نیاباران....زمین جای قشنگی نیست.....من ازجنس زمینم خوب می دانم....اینجاجمعه بازاراست......ودیدم عشق را....دربسته های کوچک زرنسیه می دادند....دراینجاقدرمردم رابه جواندازه میگیرند....نیاباران زمین جای قشنگی نیست....من ازاهل زمینم خوب میدانم....که گل درعقدزنبوراست....ولی سودای بلبل داردوپروانه راهم دوست می دارد....زمین جای قشنگی نیست....نیاباران!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
بااحترام به متن زیباوقشنگ شماآیداجون:-)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا نوشته بودین...ممنون
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
باران یعنی...نقطه نقطه تا خدا...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
ببار بارون ببار آروم به روی پلکای خستم ببار بارون تو میدونی هنوزم یاد اون هستم...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
زیبا بود
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
زیبا نوشتی چون زیبا حس کردی:-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠