پول خودم است، نمی بخشم!

پول خودم است، نمی بخشم!

نویسنده : هادی.قنبری

این چه عصری است که باور و به عادت شده است که ندادن و درها را بستن و جمع کردنی شاید مثل مورچگان می‌رود به سوی بزرگی؟! بزرگی آن هم فقط و فقط برای خود و قطعا و حتما در خیال خود. این که می گویند: «پول خودم است, به تو نمی دهم؛ باغ خودم است، کسی داخل نیاید، غذای خودم است، نمی بخشم و ...»

یادم آید:

- پدر: بچه جان، خب بذار اونم با وسایلت بازی کنه، دوس باشین باهم

- بچه: نمی‌خوام، دوس ندالم، مال خودمه.. نمی خوام.......

 

یادش به خیر. و مثل خیلی چیزها، مثلا دانش؛ که آن هم مال و درایی است و همچون بزرگی، با ابراز آن و نثارش ظاهر می شود و شکوفا...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٣
١
٠
هر چیزی زکاتی داره که باید پرداخت بشه مث دانش که زکاتش آموزختن هست باور غلطیه این نبخشیدن و بزرگ شدن ولی خب ...
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
بسیار سپاس از درک و نظر شما و توجه حتی به این متن کوچکِ به ظاهر
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٣
١
٠
سلام؛ عیدتون مبارک! اخترام میذارم به عقیدۀ مطرح شده در نوشتۀ زیبای شما. آقای قنبری انشالا در آینده به علائم نگارشی دقت بیشتری داشته باشید که آینده ای درخشان در انتظار شماست؛ در آرزوی آن روز.
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سپاس از توجه و نظر شما، درست می فرمایید،چون با تلفن همراه تایپ کردم،ضمنا این متن فقط یک پندک بود که البته عنوانش را تغییر دادند
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
ببا توجه به این که شما از دیگر مطالب بنده نیز دیدن فرمودید،بنظر شما امیدی به شیوه ی نگارش بنده در آینده هست؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٤
١
٠
سلامی دوباره؛ بله، صد در صد، البته من علائم نگارشی رو عرض کردم که واقعا در سبک خوندن یک متن موثرند، و الا شیوۀ نگارش شما خیلی هم خوبه، حرف من همان جملۀ آخر کامنت اولم هست.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/١٣
١
٠
اما همه ی بچه ها اینجوری نیستن! من دیدم بچه ای که میاد و چیزایی که داره با بقیه قسمت می کنه! این تفاوت توی روحیه ی بچه ها اکتسابیه. اونا اطراف رو می بینن و الگو میگیرن. ما باید الگوهای خوبی باشیم! :)
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون.این تمثیل از برای آنانی بود که فقط ظاهر بزرگ کرده اند و البته نوع و تعداد اسباب بازی هایشان هم مناسب سنشان گردیده..
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
١
٠
زيبا بود ممنون
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سپاس فراوان از شما
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠٣/١٤
١
٠
کاش همدیگر رو بیشتر دوس می داشتیم... متنتون یک مقدار ریپل داشت که با یه بازنویسی درست میشه. موفق باشید :)
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون. زین پس بیشتر دقت خواهم نمود..
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
متن خوب و قابل تاملی بود و البته معلوم بود پشت این متن کوتاه کلی حرف ناگفته وجود داره....ممنون امیدوارم قلمتون همچنان پایدار باشه و موفق باشین
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون, بزرگی در متنی کوچک
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٦
١
٠
جالب بود
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
متن زيبا و قشنگي بود من كاملا با نوشته ي شما موافقم عالي با طعم پرتغالي ^__^
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
عالی و پر معنی...
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات