ماجرای عکس ضرغامی با دختر ویتنامی

ماجرای عکس ضرغامی با دختر ویتنامی

نویسنده : وبگردی

عزت الله ضرغامی با انتشار عکس زیر در صفحه شخصی‌اش نوشت: زن ویتنامی! عکس سمت راست، از معروف‌ترین عکس‌های جهانی است و بی‌نیاز از توصیف. جان، خلبان آمریکایی اسیر دستان کوچک این کودک قهرمان! در سفرم به هانوی علاقمند بودم با این دخترک قهرمان -مانند جمیله بوپاشا در الجزایر- ملاقات کنم؛ موفق نشدم.

عکس سمت چپ، مربوط به خرید نان از دستفروش ویتنامی است؛ انصافاً حمل و حفظ تعادل این وسیله مهارت می‌خواهد! ویتنامی‌ها با ساده‌ترین ابزار و کمترین امکانات، غیرتمندانه در مقابل فرانسه و آمریکا مقاوت کردند و آنان را با حقارت و تلفات زیاد از سرزمین خود راندند. تاریخ جلوی چشمان ماست! سیدعزت‌الله ضرغامی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٣٠
١
٠
من هرگز فاز ایشون رو نفهمیدم...
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/٣١
٢
٠
با کودکان کار ایرانی عکس میگفتن به تقوا هم نزدیک تر میشد!
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
واقعا :/
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
:|
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
نمیدونم سکوت کنم یا داد بزنم .... دوچار دشواری شدم
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
سخته انتخاب سکوت وفریاد!!!!موافقم جناب باجناب بزرگوار
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨