«جوان ایرانی سلام»
مصاحبه‌ای خواندنی با عوامل برنامه رادیویی

«جوان ایرانی سلام»

نویسنده : مازیار حکاک

این هفته در جیم پرونده‌ای داشتیم با موضوع رادیو و برنامه رادیویی «جوان ایرانی سلام». برنامه جذابی که هر روز صبح از ساعت 6:40 تا 8:20 از شبکه رادیویی جوان پخش می‌شود. ان‌چه در ادامه می‌خوانید مصاحبه با عوامل این برنامه پرانرژی و جوان پسند است که به دلیل کمبود جا در جیم کاغذی از چاپ کامل آن بازماندیم.

 

پیمان طالبی، مجری محبوب و دوست داشتنی برنامه «جوان ایرانی سلام»:

رسالت‌مان این است که روز مردم را با انرژی آغاز کنیم

پیمان طالبی واقعا دوست داشتنی است. او در گفت‌وگو با ما هم به اندازه اجرای برنامه انرژی داشت حتی با این به گفته خودش در حال تغییر دکوراسیون خانه‌اش بود، به دقت به سئوالات ما پاسخ داد و جواب‌های شیرینی را از او گرفتیم. مصاحبه کامل ما با پیمان طالبی که محبوبیت فراوانی هم بین شنونده‌های‌اش دارد در ادامه می‌خوانید.

+ چه شد که به این برنامه اضافه شدید؟

- مهر 92 بود که بعد از رفتن خانم صداقتی از این برنامه، من و حسن اسماعیل‌پور بعد از فستیوالی بین مجری‌های مختلفی که برای این برنامه آمدند، انتخاب شدیم. ما خودمان هم فکر نمی‌کردیم بعد از خانم صداقتی که جوان ایرانی سلام با ایشان شروع شد مخاطبان استقبالاشان ادامه داشته باشد اما خدا را شکر این محبت و لطف شنونده‌ها ادامه داشت و خیلی سریع با مخاطبان با ما ارتباط برقرار کردند و ما را ر پذیرفتند. البته از این هم نباید غافل بشویم که سردبیر برنامه ما خانم یساقی، یکی از داورهای بین‌المللی جشنواره‌های رادیویی هستند و از معدود تهییه کننده‌هایی هستند که به محتوای برنامه توجه ویژه‌ای دارند. یعنی اول برای‌شان محتوا مهم است و بعد فرم. یکی از شانس‌هایی که من داشتم کار کردن با خانم یساقی بوده و ایشان هر روز برای لحظه لحظه برنامه دارند که این واقعا رمز موفقیت یک برنامه رادیویی است.

+ بدجوری برنامه شما بین مردم جا افتاده است؟

 - معمولا برنامه‌های صبح‌گاهی شبکه‌های رادیویی پیشانی شبکه است. به هر حال دو تا ساعت است که در طول روز ساعت اوج شنیده شدن است. یکی همون 6 تا 8 صبح و دیگریر هم 5 تا 7 عصر. شبکه‌های رادیویی هم از این فرصت استفاده می‌کنند و برنامه‌های خوب‌شان را در این زمان‌ها قرار می‌دهند. به هر حال هر شبکه برنامه بهتری داشته باشد در آن زمان برده و می‌تواند شنونده بیشتری را جذب کند. «جوان ایرانی سلام» هم در ساعت خوبی پخش می‌شود که همه دارند به دانشگاه یا سرکار می‌روند. گذشته از این، علت دیگر تلاش تک تک همکاران در «جوان ایرانی سلام» که از ساعت حوالی 4 صبح برای این برنامه زحمت می‌کشند.

+ این همه انرژی رو شما از کجا می‌آورید آن موقع صبح؟

- (می‌خندد) والا این سوال مشترک همه است و همه این سوال را می‌پرسند. اولا که من اصولا اینجوری هستم و این انرژی که من صبح‌ها می‌گذارم اصلا مصنوعی نیست. شما هر موقع من را ببنید همین قدر انرژی دارم. دوم هم این‌که ما هم اگر خواسته باشیم مثل شنونده‌‌مان باشیم که آن‌ها خواب شان می‌آید، ما هم خواب‌مان بیاید، بگیریم بخوابیم دیگر چه کاری است که برنامه اجرا کنیم. ما رسالت‌مان این است که روز مردم را با انرژی آغاز کنیم و یک انرژی مثبت از سمت رادیو برای‌شان بفرستیم تا روز خوبی داشته باشند. جدای از این‌ها این حرفی که می‌زنم شعار نمی‌دهم. من هر روزی که برای برنامه می‌آیم. این قدری ذوق دارم که انگار اولین باری است که پشت آنتن می‌نشینم و این خودش طبیعتا انرژی خاصی به آدم می‌دهد.

+ یعنی نشده مشکل داشته باشید؟

- به هر حال نمی‌شود کسی مشکل نداشته باشد. من هم که سال 92 این برنامه را شروع کردم اتفاقاتی برای من افتاد که اگر کسی جای من بود یک سال پشت میکروفن نمی‌آمد اما گوینده رادیویی یا تلویزیونی باید منعطف باشد. مشکلات بزرگ که چه عرض کنم من گاهی وقت‌ها شده جراحی دندان خیلی شدید انجام دادم که تا سلام کردم مجبور شدم چند تا دستمال کاغذی بذارم که جلوی خون را بگیرد اما نگذاشتم که مخاطب متوجه شود. وقتی چراغ قرمز استدیو روشن می‌شود همه چیز را کنار می‌گذارم و می‌آیم سر برنامه، بعد برنامه می‌‌روم سراغ موضوعاتی که ذهنم را مشغول کرده باشد.

+ برنامه «جوان ایران سلام» بدجوری به شما وابسته شده، قبول دارید؟

- جواب به این سوال خودستایی می‌شود. اولا ممنون از شما. این لطف مخاطبان است. انس گرفتن به برنامه رادیویی و تلویزیونی همیشه همین طور است. مثلا شما فرض کنید خدا نکرده در برنامه نود بگویند از امروز به بعد عادل فردوسی پور اجرا نمی‌‎کند. من به شما قول می‌دهم از همان هفته که بگویند عادل این برنامه را اجرا نمی‌کند هیچ کس آن را نمی‌بیند. به خاطر این که عادل چه خوب، چه بد و چه متوسط مردم او را برای این برنامه دوست دارند. در این چه ساله هم مردم به جوان ایرانی سلام، اخت شدند و من هم به آن‌ها وابسته شدم. با این‌که آن‌ها را نمی‌بینم ولی بعضی اوقات که نمی‌توانم در برنامه حاضر شوم انگار که نرفتم سر قرار همیشگی‌ام. اگر این اتفاق برای یک برنامه تلویزیونی و رادیویی نیفتد آن برنامه موفق نبوده و خدا را شکر که «جوان ایرانی سلام» این ویژگی را دارد.

+ محبوبیت شما را وسوسه نکرده به سمت تلویزیون بروید؟

- وسوسه‌ام نکرده ولی پیشنهاد پشت پیشنهاد به من می‌رسد. ماهی یک  پیشنهاد را از شبکه‌های مختلف داشتم. منتها من بر خلاف برخی مجری‌های تلویزیون که ادعا می‌کنند سابقه رادیویی دارند ولی وقتی می‌روی تاریخچه‌شان را درمی‌آوری می‌بینی که تا به حال پای‌شان را هم در استدیو نگذاشتند، خودم را یک رادیویی اصیل می‌دانم و افتخار هم می‌کنم و عاشق رادیو هستم به همین خاطر هم به پیشنهاد‌ها هیچ وقت نگاه جدی نکردم.

+ در پشت صحنه برنامه چه خبر است؟

- (می‌خندد) برنامه‌های رادیویی خیلی پشت صحنه جذابی دارد. اولا که خانم یساقی در مدت برنامه خیلی جدی هستند. یک از اتفاق‌های که خیلی می‌افتد داغ کردن خانم یساقی است چه سر گوینده و چه سر بقیه بچه‌ها. مسئله عمده‌ای که در رادیو باعث پشت صحنه جذاب می‌شود نچرخیدن یک کلمه در دهان گوینده است. این خیلی اتفاق می‌افتد و تپق هم مال گوینده است. با سوتی‌های که من در برنامه می‌دهم بچه‌های استدیو خیلی بیشتر می‌خندند تا مردم.

+پیامک‌های جالب و بامزه‌ای هم به شما می‌رسد؟

- پیامک‌ها اکثرا بامزه است اما یکسری پیامک‌ها برای ما می‌آید که خیلی جالب است برای من. مثلا من یکسال قبل، یکی را اشتباه گفتم یا یک طنزی به کار بردم که به من تذکر می‌دهند. این را فقط به شما می‌گویم که گاهی وقت‌ها شهرها یا کلماتی که اشتباه خوانده می‌شود درصد خیلی کمی از آن در حد 10 درصد هم برای طنز قضیه، تعمدی است. مثلا وقتی یک نوشته «شغلم» و من می‌خوانم «شلغم» و این تعمدی است. شهرها را البته من واقعا نمی‌دانم و یکسری از فامیل‌ها را هم نمی‌توانم درست بخوانم که خودم صادقانه می‌گویم.

+ بهترین خاطره؟

- بهترین خاطره همان داستان تیرآهن و پیراهن بود که در برنامه اتفاق افتاد. هیراد حاتمی آمد روی خط که به قول خودمان نبض بازار را به دست بگیریم. بعد هیراد صحبت‌اش راآغاز کرد و من این طور شنیدم که گفت می‌خواهد در مورد صنف تیرآهن فروش‌ها صحبت کند و تیرآهن دوزها. من با خودم گفتم من عمران خواندم و تیرآهن را نمی‌دوزند! خلاصه خبر را خواند و آخرش گفت پیمان‌جان رییس اتحادیه تیرآهن فروش‌ها گفته ما برای سال آینده تصمیم داریم انواع و اقسام رنگ‌های شاد و مختلفی را از تیرآهن تولید بکنیم. من از هیراد پرسیدم که من 5 سال عمران خوندم رنگ تیرآهن اصلا مهم نیست! که آن‌جا گفت پیمان دارم در مورد پیراهن صحبت می‌کنم و صنف پیراهن‌دوزها. رنگ پیراهن برای شب عید را می‌گویم. خلاصه خیلی ماجرای جالبی بود. آخرین سوتی هم «پیش فروش» بود که من به اشتباه «پوش فیریش» ادا کردم.

+ به عنوان آخرین سوال، قبول دارید رادیو از دوران اوجش فاصله گرفته؟

- من قبول دارم. آن هم به این خاطر که همه ما از رادیو و تلویزیون یک مقداری از لحاظ محتوا ضعیف شدیم. به محتوا کمتر توجه می‌کنیم و یک مقداری داریم به فرم بیشتر بها می‌دهیم. شاید یکی از دلایل‌اش این باشد که نویسنده‌هایی که قدیم بودند الان یا از دست‌شان دادیم و یا پیر شدند و یا نویسنده‌های همسن و سال من و یکی‌اش هم خودم بیشتر داریم روی نحوه اجرا کار می‌کنیم. این یک واقعیت است و الان تمام تلاش ما در شبکه جوان این است که بحث محتوایی برنامه‌ها قوی‌تر شود. شنونده‌های رادیو خیلی باهوش هستند. یعنی شما اگر بخواهید یک برنامه بی‌محتوا و ببخشید از این اصطلاح استفاده می‌کنم، آبکی به خورد مردم بدهید، به برنامه سوم و چهارم و نهایت به هفته اول نرسیده مخاطب شما را پس می‌زند. شما مگر چقدر می‌خواهید موسیقی پخش کنید و شلوغ کاری در بیاورید! بعد یک هفته برای همه سوال می‌شود که این برنامه چه چیزی می‌خواهد بگوید، آن موقع است که اگر شما چیزی نداشته باشید دست مخاطب می‌رود روی دکمه تغییر موج.

 

 

محمدرضا قلم‌بر: مردم برای خوراک تخیل خودشان سراغ رادیو می‌آیند

محمدرضا قلم‌بر محبوب‌ترین آیتم برنامه «جوان ایرانی سلام» و بخش «گزینه‌های روی میز» را اجرا می‌کند. پبرامون این آیتم و شکل‌گیری کاراکترها با او هم کلام شدیم که صحبت‌های جالبی برای‌مان داشت.

+ چی شد که «گزینه‌های روی میز» به محبوب‌‎ترین آیتم برنامه تبدیل شد؟

- دو سال پیش بود که طرح این آیتم به ذهن خانم یساقی رسید و کاری که الان می‌شنوید چیزی کامل شده از دو سال پیش است که با اتود به دست آمده است. متنی بر اساس محتوا را نویسنده محترم می‌نوشت و نحوه اجرا برعهده من بود. در اواسط کار ایده‌ای به ذهن‌مان رسید که یک جاهایی را گوینده نتواند بخواند و با این عدم توانایی در خواندن می‌خواستیم از نا آگاهی بگوییم که در واقع این آدمی که خودش گزینه روی میز می‌گذارد آدم بی سوادی است و شما جدی نگیرید و این باعث شد کاراکتری دیگری به وجود بیاید، برای تصحیح گوینده و این فرم همین جور ادامه پیدا کرد تا اینجایی که داریم می‌شنویم.

+ آن کاراکتر اسم دارد؟

- من خودم متوجه نشدم کی و چه کسی اسم این را گذاشت «غلط گیر» که در ضبط‌های اخیر من اسمش را به «غلط بر» تغییر دادم. 

+ به «پیمان طالبی» خیلی گیر می‌دهید؟

- این از یک ایده شروع شد که من آخر اجرا پاسی بدهم به پیمان در استودیو و او هم اول اجرا پاس بدهد به من. به این دلیل که ممکن در برنامه زنده این امکان فراهم نشود و پیمان نتواند هر روز این کار را انجام دهد فقط پیمان گفتن من آخر آیتم باقی مانده است.

+ برای هر آیتم چقدر زمان می‌گذارید؟

- به جرات می‌گویم هر آیتم 3 دقیقه‌ای که شما می‌شنوید از نوشتن‌اش تا تولید و بعد مکیس‌اش حداقل دو ساعت طول می‌کشد که البته نصف این زمان مربوط به میکس‌اش است. من واقعا انرژی زیادی برای صحبت کردن جای دو نفر می‌گذارم و صحبت کردن با شدت به جای دو نفر خستگی زیادی را برایم ایجاد می‌کند.

+ رادیو نسبت به گذشته در بین مخاطبان کمی کمرنگ‌تر نشده است؟

- البته شما باید چنین ادعایی را بتوانید ثابت کنید؛ همين گفتگوي من و شما نشان دهنده شنيده شدن راديوست و معتقدم رادیو جایگاهی دارد که حذف شدنی نیست. شاید مقطعي كم شود اما حذف نمی‌‌شود به این دلیل که با تخیل مخاطب روبرو هست و یک جاهای آدم‌ها به این تخیل نیاز دارند و برای خوراک تخیل خودشان هم که شده سراغ رادیو می‌آیند. البته کلی در مورد رادیو نمی‌توانم صحبت کنم اما در مورد رادیو جوان شاهد این هستم که تمام شگردهای برنامه ریزی و برنامه سازی و تمام راهکارها به کار گرفته می‌شود تا مخاطبان خودش را بیشتر بکند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٤/٠٢/٢٤
٦
٠
این آقای قلم بر خیلی باحاله ! مخصوصا برنامه سه شنبه ش که شیرازی صحبت کرد :)))
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٥
١
١
یه زمانی خیلی رادیو گوش میدادم هعی...ممنون خسته نباشید :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٢٥
١
٥
جوان ایرانی رو معمولا هر صبح توی تاکسی گوش میدم:) محاله سوار تاکسی بشم و راننده چیزی غیر از این برنامه رو گوش بده!
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٢٥
٠
٠
سخته این همه حس و انرژی خوب و فقط از طریق صدا منتقل کنی، ولی مجری این برنامه واقعا موفق بوده. :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠٢/٢٥
٠
٠
اصن صبآیی که تو اتوبوس این برنامه رو میزاره انرژیم دو چندان میشه..پره انرژیههه ^__^...ممنون از مصاحبه خوبتون ^_____^
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
خییلی ممنون. من به شدت رادیو جوان رو دوست دارم و گوش میدم. از جوان ایرانی سلام تا اینجا شب نیست برنامه ی جذابی دارن....
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٢/٢٦
١
٠
خیلی گزارش خوب و جذابی شده بود، واقعا برنامه های این مدلی رادیو خیلی دوست داشتنی هستند :))
blue girl
blue girl
٩٤/٠٢/٢٧
٠
١
گزارش فوق العاده خوبی بود!رادیو خیلی خووبه خیلی! هعععععععی میشه ینی یه روزی پشت این میکروفونا بشینم؟؟؟؟ :((( یا مثلا واس دوبله؟
خالد
خالد
٩٤/٠٤/٢٢
٦
٠
سلام لطفا بگوئید چرا صبح ها پیمان نیست اگه ایشان نباشند موج را عوض میکنم.
ملیحه
ملیحه
٩٤/٠٥/٢٥
٣
٠
من از وقتی پیمان طالبی نیست ، دیگه رادیو جوان گوش نمی کنم .
هادی بهرامی
هادی بهرامی
٩٤/٠٥/٢٦
٢
٠
با سلام و خسته نباشید ضمن تشکر از تمامی گویندگان رادیو جوان مخصوصا برنامه جوانی ایرانی سلام ، گویندگی پیمان طالبی برای برنامه صبح جوان ایرانی سلام فوق العاده بود و این برنامه یک انرژی خاصی داشت اگه امکان داره دوباره به این برنامه برگردند. خیلی ممنون
مریم اسلامی
مریم اسلامی
٩٤/٠٥/٣١
٢
١
جوان ایرانی سلام بدون اجرای آقای طالبی هیچ لطفی ندارد . موج رادیو اتومبیل من همیشه روی FM : 88 تنظیم بوده و هست ؛ اما از وقتی که آقای طالبی صبح ها برنامه اجرا نمی کنند تمام طول مسیر طولانی بین خانه تا اداره رو من بی هدف فرکانس رادیو را تغییر میدم . نه جوان ایرانی سلام را گوش میدم نه از هیچ شبکه دیگه سر در میارم . این درسته آیا ؟ ؟ ! ملاحظه شنونده هم انصاف است والله . . .
مهیار.شاپوری
مهیار.شاپوری
٩٤/٠٦/٢٤
٢
٠
گزینه های روی میز شاهکاری در نویسندگی واجراست واینکه جناب قلمبر هر دو کارکتر را حرف میزنند فوق العاده اس///
از مشهد
از مشهد
٩٤/٠٧/٠٧
٣
٠
آقای قلمبر یک مجری توانمنده در برنامه مهمونی هم که از تلویزیون پخش میشد ایشون تواناییشونو نشون دادند. به امید موفقیت روز افزون برای ایشون و همکاراشون.
عزیز الله بخشی زاده
عزیز الله بخشی زاده
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
سلام خدا قوت .ممنون از برنامه خبتون که انقدر خوب اجرا میکنید.
علی
علی
٩٤/١١/٠٩
٠
٠
سلام ازنظرمن وهمکارام اگرپیمان طالبی نباشه خدایی جوان ایرانی سلام حال نمیده.
درسا
درسا
٩٤/١١/١١
٠
٠
برنامه گزینه ها عالیه من 12 سالمه هر روز که با بچه ها میریم مدرسه گوشش می دیم وکلی می خندیم واقعا ممنونم راستی چه جوری باید حاضری مونو بزنیم؟ممنون می شم کمک کنید
صابر قرایی
صابر قرایی
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
جوان ایرانی فدایی داری قلم بر یه دونه ای،اسماعیل پور آخرشه،خانم صداقتی خیلی مخلصیم،فقط کاش پیمان هم برمی گشت ،داشت غلط بر رو جا می گذاشتم
م حکمت
م حکمت
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
باسلام برنامه شیرینی دارید ممنون از اجراتون
حسین از اشلامشهر
حسین از اشلامشهر
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
اقای قلمبر خیلی دوست داریم ممنون از برنامه خوب گزینه های روی میز
محمدرضا عباسي
محمدرضا عباسي
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
با سلام و احترام خواستم به عنوان يك شنونده بگم دم همتون گرم چون من هر روز صبحم رو با صداي شما ها شروع ميكنم جالب بگم وقتي تنهايي به حرفاي شما تو ماشينم ميخندم مردم بهم ميخندن دم همتون گرم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤