زندان به ربنای تو محبوس می‌شود / شعر
تقدیم به ساحت حضرت موسی کاظم«ع»

زندان به ربنای تو محبوس می‌شود / شعر

نویسنده : Erfan_69

زنجیر چون به پای تو مانوس می‌شود

هر حلقه‌اش به اذن تو فانوس می‌شود

دریا اسیر چون کوزه شدن محال هست

زندان به ربنای تو محبوس می‌شود

اصلا عجیب نیست که آن زن به یک نگاه 

این گونه غرق ناله و افسوس می‌شود

دارد به ظلم این همه آهن، شکستگی

در استخوان ساق تو محسوس می‌شود

وقت غروب ظالمی از راه می‌رسد

افطارها به تلخی کابوس می‌شود

وقتی کبود می‌شوی از تازیانه‌ها

از ضربه‌ها که خسته و مایوس می‌شود

با کینه از علی به تو دشنام می‌دهد

وای از دمی که صحبت ناموس می‌شود

کم‌کم زمان رفتنت از راه می‌رسد 

این‌جا ملک به قبض تو پا بوس می‌شود

گویا سه روز تنت مانده زیر آفتاب 

پس روضه‌های جد تو ملموس می‌شود

شاعر دلش شکست به شوق زیارتت

راهی کاظمین تو از طوس می‌شود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
خیلی عالی بود لذت بردم واقعا :'(
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
اجازه کپی رایت؟
erfanee_mpX
erfanee_mpX
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
بسیار زیبا
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
احساسات شما قابل تحسینن ولی شعر در بعضی ابیات دچار شکست مفاهیم شده و در بعضی ابیات هم قافیه و ردیفش میزون نیست! من فکرمیکنم اگه قبل ارسال، کمی بیشتر پردازشش کرده بودید و حتی برخی ابیات رو بیرحمانه حذف میکردید، خیلی به غنای شعرتون کمک میکرد. موفق باشید :)
Erfan_69
Erfan_69
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
از همگی شما دوستان بابت کامنت هاتون ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢