لحظه‌ها را باید که دریابیم

لحظه‌ها را باید که دریابیم

نویسنده : afson

آری آری لحظه‌ها را باید که دریابیم

حال را هرگز نباید کرد قربانی برای بعدهای مبهم وتاریک

بهر یک آینده مجهول

آنچه که فردا و پس فردا

پیش آید شاید و شاید نیاید پیش

این حیات می‌تواند شاد باشد یا نباشد

می‌تواند لحظه‌ها جاری از احساس باشد یا نباشد

این به دست ماست آری ما

ما که با قلبی پر از امید، چشمی خیس از احساس

ارزش هر لحظه‌ای از زندگی را باز بشناسیم

و بدانیم که زمان جاری است این ماییم که در لحظه بعد

می‌توانیم باشیم یا که از صفحه هستی کرده باشد پاک ما پاکی مرگ

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٣٠
١
٠
خوب بود...بعضی وقتا واقعا لذت بردن یا نبردن از زندگیمون دست خومونه البته نه همیشه....اولین مطلبتون مبارک :) مرسی
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٣٠
١
٠
در همین لحظه که هستی خوش باش تا که فردا ها نگویی ای کاش
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
این یه شعر نو محسوب میشه دیگه، آره؟ وزن شعر نو رو چیزی ازش سر در نمیارم ولی فک میکنم یه جاهایی ریتم بهم میخوره ها ! :))) / تو حال زندگی کردن خیلی سخته! واقعا تمرین زیادی میخواد :))
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
قشنگ بود...مرسی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٢/٣١
١
٠
بسيار زيبا و عالي...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
چقدر زیبا مطالبتون را پاگشا کردین ... موفق و شاد باشین همیشه ایشالا
afson
afson
٩٤/٠٣/٢٩
٠
٠
از همه دوستان ممنون هستم لطف کردین نظرات خودتون رو عنوان کردید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
سلام خیلی خوب بود.شادکام باشید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤