کاش من شقایق بودم / دلنوشته

کاش من شقایق بودم / دلنوشته

نویسنده : alistersi

کاش من شقایق بودم...

تک شقایقی سرخ

در دل دشتی از شقایق

کاش من شقایق بودم...

چه ضعیف!

«اما با من،

زندگی جاری بود...»

کاش من شقایق بودم...

دستی نرم و کوچک

از زمینم می‌چید

و با شوری کودکانه می‌دوید

و من در باد

می‌پژمردم...

آری، کاش من شقایق بودم

که چیده می‌شدم و پژمرده...

خود پژمرده

ولی آن کودک خرد

از چیدن من

شور می‌یافت

و می‌دوید...

چه کودکانه!

و این بود معنای زندگی من!

من پرپر می‌شدم

و دیگری،

می‌خندید...

در باد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٢
١
٠
چه زیبا ... در پشت این کلمه ها چه تعبیر زیبایی نشسته ....
ali_f
ali_f
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون از نظر مثبت و انرژی بخشتون...
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
خیلی خوب بود...ممنون و امیدوارم موفق باشین
ali_f
ali_f
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
نظر لطفتونه...به همچنین...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
من: دهکده ها خواب شقایق هستند/او: مردم ده با تو موافق هستند/ناگاه صدای خیس رعدی پیچید/باران که بیاید همه عاشق هستند....ایرج زبردست....خیلـــــــــــــــــــی هم زیبآآآآآآآآآ... مرسی از شما...قلمآن مستدآم (^_^)
ali_f
ali_f
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
نظر لطفتونه؛ممنون بابت کامنت انرژی بخشتون...
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
دلم شقایق بودن و نمی خواد ...
ali_f
ali_f
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
من عاشق شقایقم... چون تا شقایق هست زندگی باید کرد...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات