سمپاشی ذهنی

سمپاشی ذهنی

نویسنده : H_bavar

شما هم بد نيست بدانيد سمپاشي در واقع آخرين راه مبارزه با آفات وحشرات است. زماني كه جمعيت آن‌ها به حدی باشد كه هيچ راه ديگري براي مبارزه با آن‌ها وجود نداشته باشد. ناگريز به استفاده ازسموم شيميايي هستیم.

اگر فکر می‌کنید این روش فقط در کشاورزی موفق است، سخت در اشتباه هستید! افرادی وجود دارند که کسانی که دو دست و پا، دوچشم وگوش ومهمتر از آن عقل و شعور داشته باشند را همچو همان آفات و حشرات می‌دانند!

تبعا کسی که پشت عینک بد بینی‌اش این‌گونه می‌بیند، برای تقابل با آن آفات راهی جزء استفاده از سموم سمی شیمیایی ندارد. جالب است برای‌تان بگوییم در جامعه امروزی ما (از لفظ بعضی‌ها استفاده می‌کنم تا همه را به اصطلاح به یک چوب نرانده باشم) بله بعضی از همین آقایان مدیر تازه به منصب رسیده، برای این‌که همه کارهای مدیر اسبق را زیر سوال ببرند از ماده‌ای به نام سمپاشی ذهنی حاوی مغلطه و سفسطه در جراید بواسطه دوستان ارباب رسانه‌شان استفاده می‌کنند. که اتفاقا خیلی هم جواب می‌دهد. به همین سادگی و خوشمزگی...

مشخصا نمایان می‌شود که چرا کشور ما در رتبه نخست جهان در مصرف سموم سمی قرار دارد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٦
١
٠
موافقم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٦
١
٠
اصولا این شیوه ی مدیریتی یک شیوه ی رایج در کشور ماست ربطی هم به خصوصی یا دولتی بودن اون موسسه یا اداره نداره ها کلا مدیرهای ما دوست دارن همه رو سم پاشی کنن!!!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٦
١
٠
مدیر قبلیه همچین ریشه کرده که مدیر جدیده مجبوره با تبر بزنه....... :)))))
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٧
١
٠
دقیقا....نمیدونم چرا ما آدما عادت کردیم به جای اینکه با علم وعمل و اخلاقمون خودمونو ثابت کنیم و جایی تو دل مردم برا خودمون باز کنیم با خراب کردن شخصیت و زیر سوال بردن تفکر و طرز فکر دیگران این کارو میکنیم چون از نظر من اگه مدیر قبلی یا آدم قبل ما هر کاریو حتی اگه اشتباه انجام داده طرز فکرش بوده....ممنون موضوع جالب و بحث بر انگیزی و انتخاب کرده بودین
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٧
١
٠
والله چه عرض کنم ...
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
والله چه عرض کنم منم همینو میتونم بگم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨