مغرور بی حواس دوست داشتنی من!

مغرور بی حواس دوست داشتنی من!

نویسنده : tooti-h

حواست نبود!  با صدای آرام و غم انگیزت که عجیب دل میبرد این روزهای مرا ...با تمامِ خودت، با جرعه جرعه‌ی احساست و ته مانده ی غرورت میخواندی تمامِ آنچه را که من روزها و هفته ها...ماه‌ها و حتی سالها حسرت شنیدنش بی تابم کرده بود. حواست نبود! داشتی میگفتی و من تمامِ واژه های بافتنیِ قشنگت را بارها  با تمامِ خودم بوسه میزدم. داشتی از انار و دانه‌های دلی که سالهاست حوالیِ دلت پرسه میزند و آرام و قرارِ ثانیه‌هایت را ربوده حرف میزدی... حواست نبود داشتی میگفتی از تمامِ خودت و غرور مردانه‌ای که سالهاست دانه‌های دلش را حبس میکند تا مباد رسوا شود مردِ مغرورِ دوست داشتنیِ من!

و تو آن روز... بی آنکه حواست باشد دانه‌های دلم را برای همیشه از آنِ دلی کردی که هنوز مغرورانه لبخند میزند!

+ پی نوشت: مخاطب ندارد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/٢٦
١
٠
چه قشنگ و احساسی و رمانتیک :) این غرور مردانه جذابه بله :) زیبا بود ممنون
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنونم از توجهتون : )
paariss
paariss
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
عاشقانه زیبایی بود....:)
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنونم از نگاه زیباتون.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
قشنگ مشخصه مخاطب نداره :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
...!
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
:|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٦
١
٠
سادگی و اعترافات صادقانه اش به دلم نشست... :-)
اناربانو
اناربانو
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
خوشحالم ... : )
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/٢٦
٠
٠
خوش به حال مخاطبش ؛)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
نوشته بسیار زیبایی بود............ یه چیز جالب .... اکثر متن هایی که خانوما درباره یک مرد رویای مینویسن شبیه همه .... نکنه همه شماها یه نفرو دیدین؟.....خخخ
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٢/٢٧
١
٠
ممنون از نگاه زیباتون! تا حالا بهش فکر نکرده بودم. شاید اکثر خانوم ها دوست دارند که مرد ها همچین ویژگیهایی داشته باشن مثلن ...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٧
١
٠
الکی مثلا داریم دیگه!!!!
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
حالا مثلن... : )
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات