کلاس تقویت زبان اصفهانیِ مشجیم!

کلاس تقویت زبان اصفهانیِ مشجیم!

نویسنده : محمد عبداللهی

بعد از بازنشستگی، مشجیم به فکر کار و کاسبی تازه‌ای بود تا هم وضع اقتصادی خانواده را سر و سامانی بخشد و هم سرگرمی سالمی برای خود ایجاد کند، تا این‌که ایده‌ای به ذهنش رسید تا موسسه‌ای بازگشایی کند و در آن به آموزش لهجه اصفهانی بپردازد! پس این‌گونه شد که مشجیم موسسه «مدرسانی اِصفِهونی» را افتتاح کرد و جالب این‌که در روز اول افتتاح، صدها تن در کلاس‌های ایشان نام نویسی کردند. مشجیم به عنوان استاد سر کلاس حاضر شد و شروع به تدریس لهجه اصفهانی نمود.

-«خُب، کلماتی رو که میگم، بدونی کَمآ کاست تکرار بوکونید! جِزی جیگِر بیگیری! نیمیش نُوِد! آسِکی! مالی اِز ما بِیتِرونِس!»

مَش بعد از این‌که چند کلمه‌ای را با شاگردانش کار کرد، تصمیم گرفت تا یک آزمون برگزار کند، تا بتواند دانش آموزان را سطح بندی کند. سئوالات آزمون از این قرار بود:

متن ذیل را به فارسی سلیس برگردانید:

دیرو قبلی این‌که روشنا بِشد، یه زا آدِمی بی معنی و دییونه، دَمادولا نونوای میز اکبِر، هیر هیر و تار تار رای ایندِخته بودن. آ من و آمیزَلیم آسِکی که خارسوامون نفهمن، آ با دلی خوش می‌رفتیم سینما که تیارت بیبینیم، چِشدون روزی بد نبینِد، اومِدن ما رو گرفتن به بادی کُتِک. گفتم: خو چِدونس؟! نیمیباس به مام بوگوین چِدونس؟ دیدم آمیزَلی چَلند و چار میگِد بِشِشون. اون اِز خدا بی خبرام اونقدی ما رو زِدن که مثی پشه کوری و چوری هَنو سَکا صورتمون بانگس! ابِلفَضل بشمون رحم کرد آ همسادامون رسیدن آ نجاتمون دادن. یَنی پِدِری صابِمون دراُومِد دادا!

جملات ذیل را معنی کنید:

1- کَمَری راوِس هَنو. 2- هوا طیفونس. 3- مثلی سِگی تاتوره خورده میموند. 4- اینقد کِریم پِشه بازی درنیار 5- وَپِّریده پاچاشا ورمالیدس. 6- اتوبوسِ تا تو ناقولوسیش پر کردس. 7- اِلای بُپُکی

در پایان آزمون، هیچ یک از دانش آموزان نمره قبولی نیاورده و سطح آن‌ها زیر صفر ارزیابی شد. به همین دلیل کلاس‌ها تمدید شد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٣/١٠
١
٠
دیروز قبل از اینکه روشنا بشه یه سری ادم بی معنی و دیونه دم نانوایی میرزا اکبر هیر هیر تار تار ر راه انداخته بودن .......(این قسمت نفهمیدم )ما با دل خوش داشتیم میرفتیم سینما که تئاتر ببینیم چشمتون روز بد نبینه اومدن ما رو گرفتن به باد کتک //گفتم :خب چتونه ؟؟به ماهم بگین چی شده ؟؟....(با اینجا رو نفهمیدم )اون از خدا بی خبر هام اونقدر ما رو زدن که مثل پشه صورتمون پانسمان خخخخخخخخخخابولفضل بهشون رحم نکنه همسایمون رسید و نجاتمون داد یعنی پدرمون در اومد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (خخخخخخخخخخخ خیلی سخت بود ....عجب امتحان سختی ......)(منرسی بابت مطلب زیبا و طنزتون عالی بود...موفق باشید )
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
* مرسی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
شما 16 گرفتین!!! آمیزلی یعنی آقا میرزا علی!
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
خارسو رو میدونم ینی مادر شوهر! نور سو هم ینی خواهر شوهر!خخخخ(این لفظ نور سو رو خودم پایه گذاری کردم بین اصفونیا آخه تازگیا عروس افهونی گرفتیم از دوستان دانشگاهی و خوابگاهیمه!)ولی خیییلی خوب بود.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
خارسو هم مادرزن و هم مادر شوهر.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
اتفاقا "نورسو" هم اصطلاح قشنگیه :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
نورسوووووووووووو؟!!! ها؟! فقط خارسو صحیح می باشد.
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
سوال اول:دیروز قبل اینکه هوا روشن شود (دم دمای صبح) در دکان نانوایی میرزا اکبر هرهرو کرکر راه انداخته بودن،اقا منو میرزا علی و آسکی که خارسومونن اینجاشو نمیدونم واقعا!(باید برم عروسمونو بیارم) فک کنم رفتن نون گرفتن صبحونه هم زدن تو رگ بعدش بعدازظهر شد داشتن با دل خوش مرفتن سینما تواتر بیبینن(عه ببخشن لهجه و دانای کل عِوض رفت کلا مو خیلی رو لهجه ام غیرت داروم پرچم مشد رو همییییش بالا نگه مداروم)خب ادامه ش:چشتون روز بد نبینه اومدن مارو گرفتن ب باد کتک(کیا؟الله اعلم!استاد چقد ابهام داره سوالتون!) گفتم چ مرگنونه؟شما را چه شده است؟!به ما بگویید چه شده است؟ دیدم آقا میرزا علی آنها را به باد دشنام گرفته است به همین علت آن از خدا بی خبرها هم آنننقدر مارا زدن که مثل پشه ی کور و النگو(چوری ینی النگو الان چ ربطی داشت؟!!) صورتمان مثل سکا بانگ برآورد(خخخ یعنی خیلی چسبید!) ابالفضل بهمون رحم کرد اقا همسایه مون رسیدن و نجاتمان دادن...یعنی پدرمون دراومد داداش!!!...
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
تئاتر*
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
بیشتر کار کن ! این ترم رو شما افتادین! ایشالا ترم بعد!!!
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
سوال دوم:کمرت راسته هنوز؟2هوا طوفانی است؟3 مثل سگ پاچه میگیره!!4انقد جنگولک بازی درنیار5ورپریده...بقیش بوقه!6بعدی ولی مربوط ب اتوبوسه!خخ7بترکی الهی! قبولم من عایا؟!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
اتوبوس تا جایی که میتونست مسافر سوار کرده:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
وسط راه است هنوز :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
به راهنمایی های میرزا توجه کنید! گفتم که این ترم رو رد شدید!
ونل
ونل
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
زیرمیزی قبول نمیکنید ما قبول شیم؟! خیلی سخته ها.در حد زبان چینی! عالی بود:)))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
نه دیگه! باید زحمِت بکشید! اینجوریاس!
hasti_n
hasti_n
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
چرا جناب میرزا یه شعر نوشتم از بس با استقبال بچه ها روبه رو شد تصمیم گرفتم به نفع بچه ها از نوشتن شعر کناره گیری کنم (:
hasti_n
hasti_n
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
ببخشید خط تو خط شد جواب مال همسایه پاینی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
چه خبره اینجا! با جوراب اومدید وسط بحث من و ونل! برید یه طبقه پایین تر!
ونل
ونل
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
جورابشونم سوراخه!:)))
hasti_n
hasti_n
٩٤/٠٣/١٠
٢
٠
سلام خبس خبس خیلی خبس به افتخار هرچی اصفهونی خوش زبون و اقتصادیه ((: به افتخار تیممون سپاهان
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
سلام :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
به افتخار ذوب آهن هم بزن دس قشنگه رو!!! پرچم اصفهونیا به احتزاز در اومده!
hasti_n
hasti_n
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
سلام آقا میرزا خبید شما اهل چه شهری هستید؟ لهجتون که خییلی خبس نکنه مال اصفهانید رو نمی کنید(:
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
علیکم السلام، شکر خدا خُبم، شوما سه ماهِس هسیند و چیزی نمی نویسین؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
بله جواب رو دریافت کردم. بازم بنویسید :)
hasti_n
hasti_n
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
راستی آقای عبدالهی خوب امتحانی مش جیم گرفته بچه های جیم مجبور میشن زبان شیرین اصفهانیا یاد بگیرند طنزاتون خییلی قشنگه مخصوصا ایده شخصیت مش جیم
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
ممنونم. مش جیم طوری امتحان رو طراحی کرده که همه بیافتن تا بتونه یه ترم بیشتر پول بگیره! اقتصادیه دیگه! امیدوار بودم دیگران هم بیان و درمورد مشجیم بنویسن!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
اونجایی که دوستان نفهمیدم به گمونم «مادر زن هامون نفهمن باشه » چون راوی مرده قاعدتا نباید مادر شوهر داشته باشه:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
درسته . قرار بوده که مادر زن ها مطلع نشن!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
پولش خوبه منم کلاس زبان ترکی بذارم تو این سه ماه بیکاری تابستون؟؟؟!!!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
کلاس بگذارید منم شرکت می کنم البته به عنوان استاد. چون می دونید که توی هر جای این هستی، حتی توی کره ی مریخ هم رد پایی از ترک ها دیده شده! یعنی اینکه من یه دو رگه ی اصفهانی_ ترکی هستم.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
یه دورگه ی اصفهاتی- ترک چیز غریبی باید از آب دراومده باشه:)) حالا بذارین من کلاسم پابگیره بعد بیایین درشو تخته کنین خوووووو! توافق میکنیم شما اصفهانی درس بدین منم ترکی تصف نصف:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
من از آب در اومدم دیگه! فکر کنید به نفر داره با لهجه ی غلیظ اصفهانی صحبت می کنه بعد یه آشنا رو می بینه: یاشاسین! حالی خوب دیر! بعله! قرار من ترکی درس بدم!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
نه نشد ترکی تون به اندازه ی لهجه ی اصفهانی قوی نیس باید میگفتین حالین یاخچی دی؟ حالا یه چند ترم پیشرفته بیایین کلاس راه میوفتین:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٠
١
٠
سلام؛ ممدجون ببین کارادا، چیطو آدِما به وجد میاریا! باریکِلا دادا، مش جیمِد دارِد دُرُس پیش میرِد، کارِد حرف ندارِد، خب و عالی!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
ممدجون شرمنده بعضی جاوا دخالِت کردم، بیذا پا جسابی رفاقِت :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
میزرای گلمون چیطورس؟! دمدون گرم دادا. خب پیش میرِد؟! پس باید ادامه بدم. دشمندون این چه حرفیس؟! با درس پس میدیم.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
اختیار داری؛ گلی دادا، عمرِد مثلی گل نباشِد، باوِرکن عزیزی برا ما :)
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٣/١٠
٠
٠
اصفهانی ها واقعا لهجه شیرینی دارن. کاشونی رو هم میپسندم البته :))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
ممنونم. کاشونی ها شبیه به یزدی ها صحبت می کنند. هر وقت کنارم دوتا کاشی صحبت بکنن ساکت میشم و گوش میدم!
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
من کلا لهجه دوست ندارم و به قولی کتابی حرف میزیم ولی واقعا لهجه ی اصفهانی های عزیز خیلی شیرین و زیباست...ممنون مطلب قشنگی بود با اینکه به سختی خوندمش اما متوجه شدم...امیدوارم بازم کارای زیباتونو ببینم...موفق باشین
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
لطف دارید به بنده و تمام اصفهونی ها! و ممنون از نظر پر از انرژیتون.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
لبخند من رو پذیرا باشین..... :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
بزرگوارید. ستاره بچینی!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١١
١
٠
خدا خیرتون بده که موجبات شادی وخوشحالی مارو فراهم کردید.... من به خوندن خودم که کلی خندیدم ...تو فکرم به چارنفر دیگم بگم بیان بخونن یخده بهشون بخندیم :))))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
خیلی خوشحالم که تونستم لبخند رو به لبهاتون نزدیک کنم. و از این بابت به خودم می بالم. خوش باشید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
آ کمرمون شیت شد زیر بار فرهنگی این مطلب :)) دست شما درد نکنه...قلمتون مستدآم (^_^)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
چه سخت بود :|| حالا بگین پاسخ نامه ش رو رو کنه مش جیم :))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
حالا کجاشو دیدین؟! :) مشجیم پاسخ نامه رو پولی رو میکنه!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
این فرهنگی آبا اجدادیمونس! مالی خدامون نیست که؟!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
این نوشته مربوط به دنیا دیده می باشد!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٣/١٢
١
٠
بابای بابام و جد در جدمون مال یکی از روستاهای اصفهان هستن ولی من یه ذره هم بلد نیستم حرف بزنم :)) عمه هام هر وقت میان خونمون وقتی تند تند حرف میزنن ما اصلا نمیفهمیم چی میگن :| مشجیم و حاج خانوم تو تایتانیک خیلی خوب بود خخخ چند بار خوندمش خخخخ
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
عجب!!! خدا همه رو حفظ کنه. خود منم به شخصه مشجیم و حاج خانم در تایتانیک رو بیش از بقیه دوست داشتم.
hasti_n
hasti_n
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
سمیرا جان من پیشنهاد می کنم حتما لهجه اصفهانی را یاد بگیرید چون اینطوری حرف زدن عمه هاتون مشکوک میزنه (: هر چه سریع تر به یکی از شعبه های آموزش زبان مش جیم مراجعه کنید سازمان خنثی سازی توطئه های خواهر و مادر شوهر (خارسو)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
محمد کجایی پس؟!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
امروز کامنتتو دیدم خوشحال شدم.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
سلام میرزای عزیزم. شاید همین کامنت قبلی شما بود که من رو متقاعد کرد دوباره به جیم برگردم. گاهی کارهای کوچیک می تونه مسیر زندگی بعضی ها رو عوض کنه. میرزای عزیزم خیلی دوست دارم. منم خوشحالم که دوباره توی جمع دوستان وفاداری مثل شما هستم.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣