دل من گم شد اگر، پیدا شد...

دل من گم شد اگر، پیدا شد...

نویسنده : 313parvaneh

عقل انسان محدود است.

به واقع عقل انسان حتی خر عست در مواردی! آن‌قدر محدود که گاهی دقیقا آنچه که نباید را بهم ربط میدهد، نتیجه میگیرد، فتوایش راهم صادر میکند و ... بعد در تمام این مراحل در برابر آشفتگیها و بال بال زدن‌های دل، می گوید «بگذار ! صبر کن ! تصمیم را که بگیرم توهم آرام میشوی»!

تصمیم گرفته میشود و دل اما همچنان ناآرام است و این ناآرامی دل، عقل را هم مردد میکند... دل است خب! الکی که نیست! خانه‌ی خداست...

عقل مردد می‌شود و ...، یک هو استعفا می‌دهد! میرود بایگانی و انسان را با یک دل شوریده تنها میگذارد. هرچند دل است و عقل! ندارد اما حکیم‌تر و عالمانه برخورد میکند. انسان را میکشاند به دلخانه.

پراز دل است آنجا. خودت که دیده ای دیگر. حتی جماداتش، حتی گلهای قالی‌اش، حتی آیینه های در و دیوارش، حتی پرهای خادمان‌اش، حتی کریستال‌های لوسترش؛ ذی شعور نیستند اما دل دارند؛ از همان دلهای حکیم، که حتی بنظرم خیلی بیشتر از شعور به دردشان میخورد.

حتی بنظرم آنجا قالی‌ها خودشان را سفت می‌گیرند که دیرتر نخ نما بشوند، دیرتر فرسوده شوند تا بیشتر بمانند... چه کسی منکر می‌شود که این مجنون طور رفتار کردن، کار چیزی جز دل است؟!

ماجرای آن انسان مذکور هم، به دلخانه که رسید، تمام شد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
راستش زیاد متوجه نوشتتون نشدم!...شرمندم....ولی تا اون جایی که متوجه شدم شما دلو به عقل ترجیح دادین(اگه اشتباه کردم ببخشید)اگه این طوره که باید بگم همیشه نمیشه به حرف دل گوش داد......ممنون:)
313parvaneh
313parvaneh
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
سپاس از تلاشتون برای درک مطلب :) در واقع منظورم این بود که گاهی دل ، آدمی را بیشتر به کار آید ! خود به خود ! :))
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
جالب بود ولی کاش باکمی دقت به نوشته ای بهترتبدیلش میکردید مانند عستتتتتتتتتت ، یک هووووووووووو به نظرمن اززیبایی نوشته کاسته بودددد
313parvaneh
313parvaneh
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
نکته ی به جایی بود ! زین پس حواسم به این نکته خواهد بود ! ممنون از توجهتون! هرچند قصدم این بود که متن زیاد تو حال و هوای عرفانی نره :)
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
منظورم منم عرفانی بودن نبودآخه وسط یک نوشته جدی کلمه یک هو اصلاجالب نیستتتتتتتتتتت البته این تنهانظرمنههههههههههه
admin
admin
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
خیلی عالی شد که یکی از خوانندگان قدیمی جیمی توی سایت هم عضو شده و قلمش به اینجا رسیده. امیدوارم بیشتر سایت بیاین و مطالب بیشتری هم برامون بفرستید. هنوز جای کار از نظر تکنیکی زیاده
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
بله من هم خوشحالم از حضور سبزشون و البته موافقم که جای کار داره از لحاظ تکنیک. به امید استمرارِ نوشتن هاشون .. :-)
313parvaneh
313parvaneh
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
سپاسگزارم ! بزرگ میشیم کم کم ! :)
admin
admin
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
داشتم سایت رو سرچ می کردم دیدم شما توی مسابقه سالاد اولویه هم بودید که :))
313parvaneh
313parvaneh
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
بعله بودم !:) چه مدیر سایت پیگیری !:) دست شما دردنکنه !
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
دلم حرم میخواد .................................................................
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠