من با تو به دنیا می‌خندم

من با تو به دنیا می‌خندم

نویسنده : زهرا- خسروی

یک روز حالِ جاده‌ها خوب می‌شود، به رویت لبخندهای عمیق می‌زنند با تو تمام‌شان را راه می‌روند، یک روز که دیگر درد ندارند و تمام صبح‌های ناشتا را هوشیار می‌خوابند، تمام پرستوها کجاوه‌های  خوشبختی را بدرقه می‌کنند و تا سرسرای نور یک دورهمی عاشقانه می‌گیرند.

من می‌دانم یک روز جاده‌ها عکس‌های عبور آدم‌ها را به باران هدیه می‌کنند و آرام یک طلوع ابدی را جشن می‌گیرند و من یک همچین رویای سبزی را به چشم‌هایم  یادآوری می‌کنم. جاده‌ها جای عاشقِ کاج‌ها شدن است، جای نور باران کردن روزنه‌های مخفی جای ناروَن و نخل‌های تو در تو ، جای رقصیدن روی مرزهای سفید. یک روز می‌رسد که می‌نشینی لبِ این جاده‌های رویایی و تصویر تمامِ  دنیایت را رنگ می‌کنی و به زنده بودن این خاطره‌ی روشن می‌خندی.

می‌دانم که باران برای‌مان نقشه‌ها کشیده، که من یکهو رویِ تو قدم بزنم و او سلانه سلانه با پاشنه‌هایش هیکل‌مان را خیس کند. باران حِس می‌کند من تو را از او خواهم گرفت، فکر می‌کند من با تو تمام شب را بیدار خواهم ماند و ستاره‌ها را خواهم شمرد. فکر می‌کند که من یک دامن چهل تیکه گل‌گلی می‌پوشم و با تو سالسا می‌رقصم. شاید هم که او درست فکر می‌کند، مگر نمی‌شود با تو خاطره ساخت؟ با تو به تمام تاریکی‌ها خندید؟ نمی‌شود با تو مرموز شد؟ یک خاکستری مرموز و بلند؟ چرا می‌شود.

تو باید بیدار بمانی و با من برای یک آینده نزدیک نقشه بکشی، باید خوب راه‌ها را یادم بدهی. من نمی‌خواهم وسطِ راه کوله بار پر از جزوه‌های تو سنگینی کند و همان‌جا بماند. تو باید به من یاد بدهی که دنیا چه طور بزرگ می‌شود؟ چطور مثل یک نور سبز منعکس می‌شود؟ چطور آرام نوازشم می‌کند؟ آماده‌ای جاده خوبِ من؟ آماده‌ای؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
انقدر خوب است که سعی نکردم لبخند بزنم و رد شوم وقتی حسش کردم نوشتم و الان میتونم بگم ک این شاهکاره:-)!
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
ممنون لیلی عزیز
لیلی
لیلی
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
تسلیم محض خوبی ها باش رویات را باور کن اونقدر که زل زدن یک مقدمه بشه تا شرایط دست همدیگر را بگیرن تا مکان تغیر کنه به حرمت اندیشه تو شاهد عینه ماجرایی میشوی که در ان رحیرت روی چهره ها میماسه و تن را ذوب میکنه و تو را خوشبخت
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
بسیار عالـــــــــی
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
سپاس (؛
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
جاده ها معنای انتظار را نمی فهمند و ثانیه ها معنای دلتنگی را
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
(:
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
سلام...سلام...احسنتم...
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
سلام به شما ممنون(:
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
یک روز حال جاده ها خوب میشود .... بسیار زیبا ... :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
سپاس جناب بزرگواری(؛
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
دلم جاده ای خاس ک توش هیش کس نباشه:))
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
جاده ی زندگیت پر از اتفاقای خوب رفیعه خوبم(؛
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
یه نوشته قشنگ درمورد جاده ها...خیلی هم عالی....قلم شما مستدآم...اوقاتت همیشه به شادی (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
آن ها سالم اند یا ما؟

خودمان باشیم

٩٦/٠٣/٠٧
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

مایه ننگ بشر خواهیم شد

٩٦/٠٣/٠٧
زندگی به جای شخصیت های کودکی

چقدر خوب که من خودم هستم

٩٦/٠٣/٠٧
حکایت هیوندا اکسنت در دانشکده پزشکی

مکالمه در حال سبزی پاک کردن!

٩٦/٠٣/٠٢
تبلیغات
تبلیغات