جهان دارد منفجر می‌شود، مثل یک معده‌‌ی حجیم!

جهان دارد منفجر می‌شود، مثل یک معده‌‌ی حجیم!

نویسنده : وبگردی

من هستم و معده‌ام! معده‌ای که دارد کِش می‌آید مدام. باید مدام همه چیز را ببلعم و برایم اهمیتی نداشته باشد که کدام خوراکی با کدام خوراکی سازگاری ندارد. همهٔ خوردنی‌ها جلوی چشم‌هایم رژه می‌روند. ویتامین‌هایی که از بدنم رفته بودند، دارند به معده‌ام هجوم می‌آورند. عزمم را جزم کرده‌ام برای افزایش وزن. پنج کیلوگرم! پدرم با ولع اخبار جنگ را پیگیری می‌کند و من با ولع دهانم را می‌جنبانم. صورتش برافروخته می‌شود. معده‌ام پر می‌شود. تلویزیون روی کانال‌های مختلف می‌چرخد و مجری با شور و اشتیاق از جزئیات می‌گوید. پدرم گاهی آنقدر عصبانی می‌شود که از جایش بلند می‌شود و زیر لبی فحشی هم می‌دهد. گاهی هم بلندبلند فحش می‌دهد. معده‌ام کش آمده... مدام دارد حجیم و حجیم‌تر می‌شود. هر روز که می‌گذرد جای بیشتری برای ذخیره کردن دارد. همه چیز را می‌خورم. نمی‌خواهم این بار شکست بخورم. این بار که فقط من هستم و معده‌ام و در این بین هیچ شخص سومی حضور ندارد. تمام یخچال را خورده‌ام. درون کابینت‌ها خالی شده است. معده‌ام تمام بدنم را گرفته است. معده‌ام آمده است بالا، رسیده است به زیر چانه‌ام. تصاویر خوراکی‌های موردعلاقه‌ام جلوی چشم‌هایم رژه می‌روند و دلم مدام ضعف می‌رود. اخبار‌ها به ترتیب پخش می‌شوند. پدرم همهٔ کانال‌ها و ساعات اخبار را از بر است. من خوراکی‌ها را می‌بلعم و آنها جهان را. دیگر چیزی برای خوردن باقی نمانده است. می‌خواهم دیوارها را گاز بزنم. تسلیم نمی‌شوم و  مدام می‌خورم. مجری از بلایای روی زمین می‌گوید. او هیچ خبر خوشی برای گفتن ندارد. دلم دارد ضعف می‌رود، دهانم را باز می‌کنم تا تلویزیون را یکجا قورت بدهم.

==============
http://new-nr.blogfa.com/post/681
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
واقعا جالب بو مرسی:)آره متاسفانه اینم یکی از اون واقعیت های غمگین این روزهای ماست
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
آخه چراخبببببببببببببببببببب
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
متفاوت بود
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
نوشته های بعضی وبلاگ ها رو که میخونم با خودم فکر میکنم اطرافم پر از نویسنده های خوبیه که شاید هیچوقت شناخته نشن و تو دنیای مجازی بمونن. نمومنش نویسنده همین مطلب
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
واقعا...نمونه دیگش من مثلا !!
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
خخخخخ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
پسرم؟! شما به مادرت رفتی البته طبیعیه :-)) ادبیات تو خونمونه
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
یه لحظه فک کردم یه نفر از طرف من این مطلب رو نوشته چون شبیه داستان هر روزه منم هست!!....حرف نداشت واقعا....مرسی نویستده گرامی
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
به مناسبت روز جهانی معلولین

به زندگی متفاوت نکاه کن

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

می خواستم با عشق دنیایی بسازم

٩٦/٠٩/١٣
آرامش کنار تو

زندگی باغ تماشای خداست!

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات