خواب خیلی دور نبود. گرچه طبق عادت معهود دو تا چشم سیاهم از لبه‌های پتو به تاریکی زل زده بودند. داشتم به بزرگی بعضی آدم‌ها فکر می‌کردم. این آدم‌ها گاهی سن زیادی هم ندارند که بگویم به خاطر این است که توی گرم و سرد زندگی ساخته شده‌اند. داشتم نتیجه می‌گرفتم که یک چیزی توی وجود این آدم‌ها با بقیه فرق می‌کند، چیزی مثل روح و چشمانم را آرام بستم.

ناگهان چیزی به سرعت برق از توی دلم گذشت. مثل یک چریک تمام عیار. چیزی طول نکشید که یک بوق ممتد مثل آژیر خطر توی سرم کشیدن گرفت. جنگ بود انگار. نارجک کینه افتاد توی میدان سینه‌ام. غده‌های هیپوفیزم بی‌وقفه عقده ترشح می‌کردند. افشانه حسد نفسم را به شماره انداخته بود. میم‌های طمع از توی تک تک سلول‌هایم سرک می‌کشیدند. هارمونی هوس توی حلزون گوش‌هایم فلسفه سکسوالیته را نجوا می‌کرد و پروژکتور شبکیه‌ام راه افتاده بود .

با ترس بیدار شدم. هنوز هم توی دل شب بودم، من فقط می‌خواستم به روح خودم رجوع کنم.

***

«در منطق علی (ع)تمام رزایل اخلاقی در یک کلمه جمع می‌شود و آن پستی روح است، بزرگوار نبودن است و تمام فضایل اخلاقی را علی(ع) در یک کلمه جمع می‌کند و آن بزرگواری روح است. در روح خودتان احساس بزرگواری کنید، آن وقت می‌بینید راستگو هستید، می‌بینید امین هستید، می‌بینید با استقامت هستید. در روح خودتان بزرگواری احساس کنید، می‌بینید خویشتن‌دار هستید، منیع الطبع هستید، غیبت نمی‌کنید. هیچ کار پستی انجام نمی‌دهید.» (برشی از کتاب گفتارهای معنوی از شهید مطهری)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
بزرگواری روح ... چه جمله های خوب و تعمق برانگیزی نوشتید ... واقعا خوب و آموزنده بود// ضمنا صحیحش "رذایل" هست. ممنون از شما :)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
من هم ممنونم از شما خانم قاسمی عزیز :) .نمیدونم چرا این غلط های املایی تو تایپ خودشونو نشون نمیدن بلا مرده ها که اصلاحشون کنیم .
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
ناقلا هستن دیگه! :دیییی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
چقدررررر زيبا و عالي بود اين متن... دقيقا همينه... اولين شرط خودشناسي و البته خدا شناسي و البته آرامش درون اين هست كه انسان خودش رو بزرگوار بدونه... و روح خدايي رو درون خودش احساس بكنه. ممنون از اين نوشتار زيبا
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
دقیقا همین طوره مرسی زهرا جان :)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
چیزی که هست به روحمون نمیرسیم! نصف توانی که برای جسممون میذاریم رو برای روحمون بذاریم کلی زندگی هامون دگرگون میشه. اولم خودم رو میگم
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
من فکر میکنم خیلی داریم مادی گرا میشیم اولم خودمو میگم ..سپاس ار حضورتون اقای علیرضا :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
خوبه که آدم بزرگوار باشه ..... (بی معنی)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
"بزرگی روح با بزرگواری روح فرق میکند .حتی اسکندر و نادر شاه هم روح بزرگی داشتند چون همت بزرگی داشتند .اما شاخه ی پر و بال گرفته ی روح بزرگشان چه بود ؛جاه طلبی و شهرت و نه بزرگواری "این هم یه برش دیگه بود ازین کتاب :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
پس نتیجه میگیرم ... بزرگواری ها آدمای خوبی ان .... :)
admin
admin
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
بسیار زیبا بود. بدون پرده و ایهامی که به کلیت نوشته ضربه بزنه. این برش از کتاب رو البته می تونستید بهتر به نوشته بالا ربطش بدید. حداقل پاراگراف آخر خیلی مرتبط نبود از نظر من
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
بسیارممنونم از حضورتون :) در مورد اینکه گفتید مرتبط نبوده پاراگراف اخر ؛خوب رزایل اخلاقی فقط اونهایی نیست که تو قسمت اول نوشته بهش اشاره شده و تمام فضایل اخلاقی هم اونهایی نیست که در قسمت پایین بهش اشاره شده و یک ادم با بزرگواری روح هم پکیج کامل فضایل اخلاقی رو نداره...نمیدونم شاید چون من کلی تر پرداختم به موضوع این طور نمود داشته ...سپاس به خاطر نقدتون فکریم کرد
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
ناگهان چیزی به سرعت برق از توی دلم گذشت. مثل یک چریک تمام عیار.این خیلی تشبیه خوبی بود ، روح بزرگوار باشه تن هم بزرگواری رو به ارث می بره ..
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
ممنونم ازت پاییزجان که سر زدی به اینجا :)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
ااین چرا اهنگین شد :دی
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
باشد که پند گیریم ...
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
ان شاالله ممنونم از حضورتون :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤