افسانه مردِ افسونگر
کریمی محبوب‌ترین است

افسانه مردِ افسونگر

نویسنده : s-ahmadkhan

یک صورت تیپیکالِ شمالی و ساق‌های تکنیکال برزیلی، داشته‌های مردِ جوانی بودند که تنها ساعاتی بعد از فوتسالِ جنجالی با استقلال، فاتحِ پیراهن پرسپولیس شد. علی کریمی، حالا جوانکِ متفاوتی بود که یک روز شش بازیکن تراکتور را در سرمای تبریز به هم گره می‌زد و یک روز دیگر، مقاومت الهلال را می‌شکست تا از اسپانیا، مامور بفرستند برای امضای قرارداد با او. علی، گاهی آن‌قدر خونسرد بود که توپ را در نزدیکی تور دروازه عراق نگه دارد و برای خفه کردن مارش نظامی رفقای صدام در استادیوم صبر کند و گاهی آنقدر عاصی، که تحملِ غذای تیم را نداشته باشد و آن را روی زمین پرت کند. کریمی، بدون شک تکنیکی‌ترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران و آسیاست. مهره‌ای که ستاره‌های مانشافت و گرگ‌های رم را توی یک وجب جا دریبل می‌زد و در لباس بایرن مونیخ، با سر توپ‌های استثنایی، شواینی را به نیمکت می‌چسباند. ستاره‌ای که به ساکنان سکوهای سیمانی آزادی، می‌باورند که روی صندلی‌های لوکس نیوکمپ به تماشای ریوالدو نشسته‌اند. سوژه «شوف شوف شوف»‌های کشدار، یکی از آخرین بازمانده‌های نسلی بود که هنوز می‌شد برای شان لقب ساخت.

توی جامعه کم قهرمان ایران، علی کریمی همه تعاریف متعالی یک ابرقهرمان را داشت. چه وقت‌های دریبل زدن توی زمین مسابقه و چه زمانِ پوزخند زدن به فلان سیاستمدار و غرقِ فوتبال شدن با بچه‌های بی‌سرپرست.

البته که جادوگر فوتبال ایران، هرگز قدیس نبود. عشاق فوتبال ایران اما او را با همه اشتباه‌ها و عصیانگری‌هایش دوست داشتند. چرا که او برمی‌گشت. همیشه برمی‌گشت. درست مثلِ روزی که از راه رسید تا توی سرزمین مچ گیرها، با مچ بند دل ببرد. محبوب‌ترین چهره نظرسنجی نود، علی کریمی بود. خودِ او که نه یک عمر، نان یک گل حساس را خورده و نه دمِ خداحافظی، ناگهان به محبوبیت رسیده است. خود او که درون و بیرون زمین، امضاهای زیادی از یک قهرمان را به نمایش گذاشته است. یک قهرمان تمام عیار که کاش این روزها، بعد از خداحافظی از فوتبال و بازی برای تیم مارک زاکربرگ، درست مثل ما نگران «علی کریمی» بودن‌اش باشد و البته، مواظب آن.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٢٩
١
٠
من همین الآن به احترام علی آقا بلند میشم....تو فوتبال ایران هیچکی در حد اسطوره ما نبوده ،نیست و نخواهد بود :)...مرسی از این مطلب خوب
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٣/٠٧
٠
٠
خیلی خوب بود.ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات