معنای پای دل یعنی چه...

معنای پای دل یعنی چه...

نویسنده : f_tasnim

یک اتفاقاتی می‌افتد، می‌آیی با منطق خودت تفسیرش کنی، هرکاری می‌کنی، می‌بینی جور درنمی‌آید.

یک مسیر کوتاه! از حرم تا خیابان‌های نزدیک به حرم، مثل مصلی، کمی دورتر فقط...

یک مسیر کوتاه از کتابخانه صحن جمهوری تا بلوار 22 بهمن، پیاده!

خانه که می‌رسی، حس می‌کنی پاهایت جان ندارد، درد می‌کند.

بعد می‌نشینی با خودت حساب و کتاب می‌کنی و دلت برای زائرانی می‌سوزد که از شهرهای مختلف، حتی کربلا پیاده آمده‌اند.

دلت می‌سوزد که آخی، طفلی‌ها چقدر خسته شدند.

بعد نگاه می‌کنی به صورت‌های‌شان می‌بینی گل از گلشان شكفته، شبنم نشسته روی گونه‌هایشان و به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند درد پاست.

کل معادلاتت یکهو بهم می‌ریزد، تازه آن‌جا می‌فهمی که این همه حساب و کتاب ته‌اش خالی است، پوچ! یک چیزهایی توجیه عقلانی نمی‌شود.

تازه می‌فهمی معنای پای دل یعنی چه، تازه معنای عشق را آن هم در سطحی وسیع و نامحدود لمس می‌کنی، تازه دستگیرت می‌شود که چقدر عقبی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١١/١٥
٠
٠
به نیت اول شدن خخخخخ اول...
b-bahmani
b-bahmani
٩١/١١/١٥
١
٠
عجب نیتی!
t.m
t.m
٩١/١١/١٥
٠
٠
وااااااااااااااااااااای باورم نمیشه اول شدم... یوهووووووووووووووووووووووووووووووووو
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/١٥
١
٠
یعنی صاف صاف بود نیتت..
t.m
t.m
٩١/١١/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخ....
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/١٥
١
٠
اول اول اول اول اول ا ..... هیسسسسسسسسسسسسسسسسس! صاحابش اینجاس!
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٥
١
٠
خیلی زیبا ... . ممنون
t.m
t.m
٩١/١١/١٥
١
٠
خیلی قشنگ بود...مرسی عزیزم... تازه دستگیرت می‌شود که چقدر عقبی...واقعا....عشق اینجور
t.m
t.m
٩١/١١/١٥
١
٠
این ادامه ی جملم چرا ثبت نشده؟ میگگم:اینجور عشقا واقعا این چیزا پادردو اینا، حالیش نیس....
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٥
١
٠
آفرین... خیلی خوب گفتی... ما کی خیلی داغونه وضعیتمون. :(
مجید
مجید
٩١/١١/١٥
٠
٠
ok.........
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٥
١
٠
وقتی دل بخواد پا هم راه میاد
b-bahmani
b-bahmani
٩١/١١/١٥
١
٠
آفرین.....!!
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/١٥
١
٠
عاشق که باشی اینطور می شوی..سختی ها به چشمت نمی اید...زیبایی می شود....جانت را هم بدهی عاشقی دیگر...
t.m
t.m
٩١/١١/١٥
١
٠
لایک....
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/١٥
١
٠
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/١٥
٠
٠
خونتونو لو دادی
f_tasnim
f_tasnim
٩٢/٠٤/٠٢
٠
٠
خونه مامان بزرگم اونجاس
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٥
١
٠
خیلی زیبا...... مرسی....
mahshid
mahshid
٩١/١١/١٥
١
٠
خیلی زیبا بود
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١١/١٥
١
٠
عاشق که باشی با دلت میری دیگه حساب کتاب معنی نداره ... کاش ما هم به همچین معرفتی برسیم...
t.m
t.m
٩١/١١/١٥
١
٠
لایک...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/١٥
١
٠
قشنگ بود!مچکر
maryam
maryam
٩١/١١/١٥
١
٠
بله زيبا بود
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١٥
١
٠
اره خیلی چیزها با حساب و کتاب و معادلات ما جور در نمی اید!
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/١٥
١
٠
بسیار زیبا
وصال
وصال
٩١/١١/١٥
١
٠
خوش به حالشون ........زیبا بود رفیق
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠