نقدی بر من دیگو مارادونا هستم

نقدی بر من دیگو مارادونا هستم

نویسنده : sjalal

فیلم روایتگر زندگی دو خانواده ملتهب است. خانواده‌هایی که درگیری مشکلات فراوان آنان را آزار می‌دهد. داستان فیلم بر سه اتفاق متمرکز است، اتفاقاتی که در ظاهر بی ارتباط با هم هستند اما با گذشت زمان مخاطب ارتباط آن‌ها را متوجه می‌شود. این فیلم را می‌توان در رده فیلم‌های سیاه قرار داد اما با نگاهی متفاوت و نوگرایانه.

نقطه عطف این فیلم تغییر لحن توکلی است اما نه به شکلی که آزار دهنده باشد، چرا که توکلی روند فلسفی آثار قبلی‌اش را در این فیلم حفظ کرده و جهان بینی‌اش ثابت مانده است. شخصیت پردازی مناسب و واقع گرایانه صورت گرفته است. به عبارت دیگر می‌توان نمونه‌های عینی شخصیت‌ها را در جامعه یافت. اما درباره ارتباط دیگو مارادونا با داستان فیلم باید منشا آن را در شباهت رفتاری او با شخصیت‌ها دانست.

همان طور که مارادونا بعد از زدن گل با دست به انگلیس از لفظ دست خدا استفاده کرد، آن‌ها هم رفتارهای غلط خود را به طرزی مشابه توجیه می‌کنند. دیگر ویژگی بارز این فیلم عدم وجود عناصر معنوی است در حالی که عناصر مادی گرایانه مانند پوچی ساختار آن را تشکیل می‌دهند. شاید این فیلم برای مخاطبانی که سینمای توکلی را پیگیری نکرده‌اند کسل کننده باشد اما برای علاقه‌مندان او قطعا جذاب خواهد بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
چون هنوز ندیدم نمیتونم نظر خاصی دداین زمینه بدم، منتها اینطور که مشخصه فیلم متفاوتیه که باید دیدش :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
نقد جالبی بود ... چون گفتین کسل کننده پس نگاه نمیکنم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات