اینجا قانون منم!
فانتزی بازی

اینجا قانون منم!

نویسنده : Snow_Queen

یکی از فانتزی‌هایم این است که در عصر «خوب بد زشت» باشم! و در کافه‌ای نشسته باشم و ستاره‌ای که نشان می‌دهد کلانترم، روی لباسم خودنمایی کند.

بعد وقتی چند نفر شروع به قالتاق بازی و شلتوق انداختن کردند! (تقصیر من نیست در غرب وحشی با این زبان سخن می‌گویند همه!) بی اعصاب شوم و یک گلوله در سر یکی‌شان خالی کنم.!

بعدتر که دومی بیاید و بگوید: «چرا زدیش ناکِس؟» یک گلوله هم سمت چپ سینه او خالی کنم و وقتی سومی بیاید جلو و نعره بکشد که: «مگه شهر هرته یارو؟ اینجا قانون داره!» گلوله سوم هفت تیرم را بین دو تا ابرویش خالی کنم و گرد و خاک ستاره سنجاق شده به لباسم را پاک کرده و بگویم:

اینجا قانون منم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
خانوم دنجرز
خانوم دنجرز
٩٤/٠٢/١٦
١
٠
چه خشن :))))
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
سریع و خشن :))
y_rahimi
y_rahimi
٩٤/٠٢/١٦
١
٠
بسیار جالب! :))) قلمت پایدار:)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
مرسی: ) خودم ناپایدار؟:دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/١٦
١
٠
کاچی راه افتادیه :)) به به به به همیجور ادامه بده..متن هات جالبن همیشه :)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
مرسی از شما یاد گرفتیه! :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٦
١
٠
فوق العاده بود! چقدر شُسته رُفته و کامل و بی نقص! (فقط یک نقطه قبل از علامت تعجب از قلمتون بی هوا پریده بود). خیلی خوشم اومد از این فانتزی نوشت. همین فرم رو ادامه بدید... منتظرم بیصبرانه... مرسی :-)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/١٧
٠
٠
وااااااااااای!باورم نمیشه!!! فک نمیکردم اینقدر که میگید خوب باشه! ولی وقتی شما میگید خب هست دیگه!:دی مرسی از کامنت پرانرژیتون چشم : ) + من این رو توی وبلاگم نوشته بودم به زبان عامیانه و بابازرگم جلو چشمم آمد تا رسمی نوشتمش:دی واسه همون شاید حواسم نبوده بازم مرسی
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/١٧
١
٠
عصر خوب بد زشت کدوم عصره؟ عصر پاییز؟ عصر رنسانس؟ :دی راستی پوکه های هفت تیرتو یادگاری میدی به من :دی
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/١٧
٠
٠
عصریه که من تو یه کافه نشسته ام و این اتفاقا افتاده :دی قولشو به یکی دیگه دادم :))))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/١٨
٠
٠
:))
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٧
٢
٠
:) خیلی خوب بود....کوتاه نویسی هنریه که همه ندارن....خسته نباشید :)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/١٨
٠
٠
من نه تنها هنر کم نویسی دارم بلکم هنر کم خوانی هم دارم!:))) متن های طولانی رو خیلی نمیتونم بخونم!مگر اینکه خیلی جذاب باشن :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
خیلی جالب بود فانتزی خشن،روش فکر میکنم
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
فکر بکنید خوبه
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات