هر کسی باقی آدم‌ها را شکل چی می‌بیند؟! / طنز

هر کسی باقی آدم‌ها را شکل چی می‌بیند؟! / طنز

نویسنده : AFSOON78

پوریا عالمی؛ نویسنده، طنزپرداز و روزنامه‌نگار ایرانی در روزنامه شرق نوشت:

- رانندگان تاکسی، مسافران را شکل هزارتومانی.

- کیوسک ‌‌مطبوعاتی‌ها، مشتریانی را که پول خرد ندارند، شکل آدامس خرسی.

- پزشکان، بیماران را شکل عابر بانک.

- خبرنگاران، مسئولان را شکل سوژه.

- مسئولان، خبرنگاران را شکل موی ‌دماغ.

- تلویزیون، مردم را شکل هویج.

- مردم، تلویزیون را شکل یخچال.

- کاربران اینترنت، جامعه را شکل فیس‌بوک.

- نویسندگان فیس‌بوک، خوانندگان را شکل لایک.

- سیاستمداران، مردم را شکل رای.

- مردم، سیاستمداران را شکل تاجر.

- تاجران، سیاستمداران را شکل لابی.

- سیاستمداران، تاجران را شکل اسپانسر.

- مردم، دولت‌ها را به شکل عجیبی می‌بینند. در حالی که دولت‌ها یا اصلا مردم را نمی‌بینند یا اگر ببینند (در یک دوره) شکل سیب‌زمینی می‌بینند، در دوره‌ای دیگر، جور دیگر می‌بینند.

- آمبولانس‌چی هم همه سیاستمداران و مسئولان را به یک‌چشم می‌بیند. اما دیده شده برخی از مسئولان چشم ندارند آمبولانس‌چی را ببینند که جا دارد بروم در افق گم شوم و خلاص.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٢٣
٠
١
یادش بخیر طنز های پوریا عالمی تو دوره ی انتخابات تنها دلخوشی من و خانواده ام بود :))
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٢٤
٠
٠
:)) باحال بود...دستشون درد نکنه...شما هم خسته نباشید :)..مرسی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٤
٠
٠
جالب بود!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
دقیقا!
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
خخخخ عجب دیدی
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات