کامیون حمل زباله نباشيد!

کامیون حمل زباله نباشيد!

نویسنده : mahdi-h
روزی من با تاکسی عازم فرودگاه بودم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می‌کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از محل پارک خود بیرون پرید. راننده تاکسی محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقا به فاصله چند سانتی‌متری از ماشین دیگر متوقف شد!
راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان بيرون آورد و شروع کرد به فریاد زدن به طرف ما. راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعا دوستانه برخورد کرد.
با تعجب از او پرسیدم: «چرا شما اين رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین‌تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!» در آن هنگام بود که راننده تاکسی درسی را به من آموخت که هرگز فراموش نکرده و براي‌تان توضيح مي‌دهم:
«قانون کامیون حمل زباله»! او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون‌های حمل زباله هستند. آن‌ها پر از  آشغال، ناکامی، خشم و ناامیدی هستند و در اطراف می‌گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان تلنبار می‌شود، آن‌ها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می‌کنند.
به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر کنید، و بروید.
آشغال‌های آن‌ها را نگیرید تا به افراد دیگری در سرکار، در منزل، یا توی خیابان پخش کنيد.
حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی‌دهند که کامیون‌های آشغال روزشان را خراب کنند و باعث ناراحتی آن‌ها شوند.
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
asghar
asghar
٩١/١٠/٢٥
٢
٠
به به منم کامیون گُلم هر کی از کنار رد میشه سرمست میشه
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٥
١
٠
مطمئتی کامیون گلی ؟؟ احیانا شراب قاچاق بار نزدی ؟
asghar
asghar
٩١/١٠/٢٥
١
٠
ها چیرا شرابه از بهشت اومده شرابا طهورا شیشه 2 میلیون خواستی بگو
b-bahmani
b-bahmani
٩١/١٠/٣٠
٠
٠
شرب خمر در انظار عمومي ......!!!!!!!!!!! .....مي دوني حكمش چيه !!!
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٥
٢
٠
خیلی جالب بود.... واقعا راست میگه.... اگر کسی با شما مشکل دارد، آن مشکل اوست نه شما.... انرزی خود را تسلیم منفی گرایی نکنید... ارزش شما خیلی بیشتر از آن است....
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٥
١
٠
به سلام!یار سفرکرده کجا بودی دوست جان!جای خالیت را حس میکردیم!!
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
سلام دوستم!!!!!!! جدا؟؟؟؟؟؟؟ :))) خودمم خیلی دلم براهمه تنگ شده بود!!!!!! ِ همین دورو برا!!!!! متنها دسترسی به امکانات اینترنتی نداشتم!!!!!!!! :D
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٥
١
٠
آدمهایی وجود دارند که به نظر میرسد همیشه به دنبال نزاع و ستیزند اگر با آن ها برخورد کردید، دور شوید، درگیری آنها با شما نیست، با درون خودشان است....
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٥
١
٠
لایک دوست من
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
متشکرم دوست من....
m-kian
m-kian
٩١/١٠/٢٥
١
٠
موافقم خرااااااااااااااااب....
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/١٦
٠
٠
بعععععله درسته
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٥
١
٠
جالبناک بود دستت مرسی!
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/١٦
٠
٠
خواهش میکنم
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٥
٣
٠
بزررگترین اقیانوس ، آرام است ...!! پس آرام باش تا بزرگترین باشی ...
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/١٦
٠
٠
احسنت
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٥
١
٠
مثل قانون جنگله! من همیشه میگم بزرگ باش تا همه بهت احترام بذارن رفتار اون راننده خیلی انسانی وجالب بوده تو این شرایط حالا!
b-bahmani
b-bahmani
٩١/١٠/٣٠
٠
٠
منم با جنگ موافقم.........!
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
بگم تکراری بود که ناراحت میشی! بگم فیض بردمم که دروغ گفتم  خدا ناراحت میشه؟! اگر هیچی نگمم که خودم ناراحت میشم!؟ اووووووووف چی بگم آخه؟چرا آدمو تو این شرایط قرار میدین؟! اووووووووووووم میگم دستتان نمونه لای در که تا بدین لحظه 25 نفری این متنو خوندنو فیض بردن :)
مجید
مجید
٩١/١٠/٢٥
٢
٠
آفرین حرفت کاملا درسته ولی همه نمیتونن مثل راننده تاکسیه باشند
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٢٥
٠
١
این طولانیه و الان حوصله خوندن ندارم ببخشید
قاصدک
قاصدک
٩١/١٠/٢٦
٠
١
کلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خسته نباشید شما!
(D-mehraboon)
(D-mehraboon)
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
چقدر جالب!........ احسنت... ممنون بخاطر نوشتنش!
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/١٦
٠
٠
خواهش میکنم
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٨
٠
٠
قشنگ بود...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤