جلال و کلید اسرار

جلال و کلید اسرار

نویسنده : sjalal

رفته بودم هایپر مارکت دوستم. مشغول صحبت بودیم که در همین حین خانمی وارد شد و گفت: آقا می‌شه لطفا اون دستمال کاغذی رو بهم بدین، آخه بالاست دستم بهش نمیرسه.

دستم را بالا بردم و به راحتی برداشتم. به قد خودم مغرور شدم و به کوتاه قد بودن آن خانم خندیدم.

در مسیر بازگشت به خانه وارد کتابفروشی شدم، کتابی که می‌خواستم در طبقه بالا بود. فروشنده گفت: اجازه بدین با نردبان برم کتاب رو براتون بیارم. گفتم: نه، خودم میتونم بردارمش. هر کار کردم دستم به کتاب نرسید. یاد اتفاق ساعات قبل افتادم و حسابی شرمسار شدم.

با خودم عهد کردم هیچ وقت به خود مغرور نشوم و دیگران را تمسخر نکنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
آی انقدر از این مطلب های کوتاه خوشم میاد زود مبی خونی زود نتیجه می گیری زود تموم میشه
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
موافقم مطلب باید کوتاه باشه :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
:))))) کلید اسرار اسم عالی و جذابی بود واسه داستانتو.ن :))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
خوبه باز متنبه شدین !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
خوب بود آقا جلال. مرسی. موفق باشید :-)
S_sad
S_sad
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
:)))) عالی بود. شما هم دیگه مغرور نشید! (به عنوان یک قد کوتاه میگم)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
خوب بود ... یادم باشه ...
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
جلال مطالبتم مثل خودت خاصن....
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
خوب بود مرسی
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
خیلی خاص بود ..تیترشم باحال بود :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
:))
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
سکوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
m_s
m_s
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
:-)
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

نحس

٩٧/٠٣/٠٥
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
باهوش و دوست داشتنی

آلفرد نصیحت می کند!

٩٧/٠٣/٠٥
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠