دوباره شدیم دو تیم!
گزارش صعود شیرین سیاه‌جامگان به لیگ برتر ایران از ورزشگاه ثامن

دوباره شدیم دو تیم!

نویسنده : محمدرضا ضیاء

از پشت نیمکت سیاه‌جامگان یکی دو نفر دائماً در تماس با همدان و رفسنجان بودند. این مساوی یک – یک نمی‌توانست تضمین‌کننده صعود مستقیم مشکی‌ها به لیگ برتر باشد. دو دقیقه مانده بود و می‌گفتند تیم صعود کرده، اما هنوز سایت ورزش 3 نتیجه‌ها را نهایی نکرده بود! سیاه‌جامگان ابومسلم خراسان دو دقیقه قبل از این که داور سوت را بزند، به لیگ برتر صعود کرد. تماشاگران پشت نیمکت‌ها هم اولین کسانی بودند که این صعود را جشن گرفتند!

 

امید برای تکرار روزهای ابومسلم و پیام

این بار ورزشگاه ثامن برای سیاه‌جامگان خوش‌یمن بود. تقریباً یک سال پیش بود که مشکی‌ها در مقابل تماشاگران خودش، در ورزشگاه تختی به پیکان باختند و نتوانستند لیگ برتری شوند. آن موقع تمام ورزشگاه پر شده بود. این بار ورزشگاه پر نشده بود، اما تعداد تماشاگران بیشتر بود. حداقل 15 هزار نفر از ظرفیت 30 تا 35 هزار نفری ورزشگاه ثامن، پر از تماشاگر بود. تماشاگرانی که می‌خواستند یک صعود بدون حرف و حدیث و مهم تر از همه، بدون پلی‌آف را ببینند و خوشحال بروند. به این امید که سال آینده دوباره در مشهد، دربی لیگ برتری ببینیم.

 

تلخی‌هایی که می‌توانست تلخ‌تر باشد!

این صعود شیرین تلخی‌هایی هم داشت. چند لحظه بعد از سوت داور یک اتفاق برنامه نودی افتاد. از آن سوژه‌هایی که عادل همیشه به آن‌ها گیر می‌دهد و کلمه نظم را هم خیلی قبل و بعد پخشش به کار می‌برد! از سمت مقابل دوربین حرکت تماشاگران به زمین شروع شد. یک موج بزرگ از تماشاگران، ماموران نیروی انتظامی را که برای کنترل اوضاع در آن لحظه کم بودند؛ کنار زدند و به وسط زمین آمدند. عده‌ای از بازیکنان و کادر فنی تیم‌ها زود شاخک‌شان خبردار شد و به سمت رختکن‌ها فرار کردند. عده‌ای هم مثل رضا مهاجری – سرمربی تیم سیاه‌جامگان – و عباسی – مدیر عامل تیم – مدتی روی دستان تماشاگران بالا و پایین شدند!

اما تلخی موضوع وقتی اتفاق می‌افتد که تعدادی تماشاگر در این بین آسیب ببینند! در این ماجرای بی نظم اتفاقات تلخی افتاد. یک پیرمرد 60 ساله به خاطر حمله قبلی و فشاری که در ازدحام تماشاگران ایجاد شد، جان خودش را از دست داد و چند نفر هم به صورت جدی مصدوم شدند.

یکی از تماشاگران متاسفانه از روی سکوها پرت شده بود و به کما رفته بود. پزشک تیم داماش او را تا رسیدن نیروهای اورژانش احیا کرد. این تماشاگر از ناحیه کمر آسیب دیده و در بیمارستان فارابی بستری است.

 

استادیوم تقریباً خالی شده بود که بازیکنان بعد از نشست خبری مهاجری، همراه با سرمربی دوباره روی مستطیل سبز ثامن آمدند و نماز شکر اقامه کردند.

 

نام رضا مهاجری قطعا با این صعود در تاریخ فوتبال مشهد ثبت خواهد شد. مردی که تماشاگران مشهدی، او و تیمش را با "غیرت" می‌شناسند. عکس زیر را عکاس جیم وقتی گرفت که آقا رضای فوتبال مشهد، بین دو نیمه سر بازیکنانش در رختکن داد می‌زد.

کاپیتان سیاه‌جامگان امیدوارانه از آینده تیم حرف می‌زد

بعد از نماز شکر از حمید مروی – کاپیتان سی و دو ساله مشهدی مشکی‌پوشان – خواستم که به چند سوال جواب دهد. حمید مروی در پیام مشهد، تراکتورسازی تبریز، آلومینیوم اراک، شهرداری یاسوج و حالا سیاه‌جامگان ابومسلم خراسان بازی کرده است. او که دومین فصل حضورش در سیاه‌جامگان را گذراند، در همان سالی در بین قرمزهای تبریز بود که آن‌ها لیگ برتری شدند، اما با این تیم به لیگ برتر نرفت. با توجه به این که معمولاً تیم‌های دسته یکی با لیگ برتری شدن، کُن‌فیکون می‌شوند، وقتی از او در مورد این موضوع و آینده خودش پرسیدیم گفت: «فوتبال برای من شغلم محسوب می‌شود. نه تنها من، بلکه خیلی از بازیکنان تیم یک‌ساله قرارداد داشتند. حالا هم قراردادم تمام شده. باشگاه تصمیم می‌گیرد که بازیکن بماند یا نه. قطعاً تیم باید برای لیگ برتر تقویت شود. من خودم مشهد آمدم تا با تیم شهرم در لیگ برتر بازی کنم. اما این که این اتفاق بیفتد یا نه، تصمیم باشگاه است.»

وقتی از او پرسیدم سیاه‌جامگان هم مثل خیلی تیم‌های صعود کننده، زود سقوط می‌کند یا نه!؟ با امید زیادی در مورد تیم صحبت کرد و گفت «اگر شاکله خوب و متحد تیم حفظ شود و 4-5 بازیکن خوب هم به تیم اضافه شوند، سیاه‌جامگان قطعا می‌تواند از آبروی فوتبال مشهد دفاع کند و تیم به قول دوستان آسانسوری نمی‌شود!»

 

شادی به سبک مشکی

بازیکنان سیاه‌جامگان بعد از خوابیدن آشفتگی اولیه، در رختکن جشن گرفته بودند. با هزار بدبختی و ترس از شکسته شدن دوربین توانستیم از این جشن فیلم بگیریم. این بازیکنان هیچ کدام اسم و رسم نداشتند، اما اتحاد داشتند.

ویدئو خوشحالی بازیکنان را دانلود کنید؛ فوق العادس!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
اها پس واسه همین شلوغ بود مرسی اقای ضیاء تبریک استی
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
بله. خیلی شلوغ شده بود. به شما هم تبریک :)
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
مشکیه لیگ برتری...دو رو دو دو...مشکیه لیگ برتری...دو رو دو دو :))....
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
امیدوارم لیگ برتری بمونه ان شاءالله
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
خداقوت جناب ضیاء... ایشالا حضوری قدرتمندانه داشته باشند با همدلی مسئولینِ "نازنین و دوست داشتنی و دلسوز و فوتبال دوست و مردم مدار و متحد و مهربون استانی مون!".
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
خخخخ مسئولین رو آباد کردین ها :دیی ان شاءالله
admin
admin
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
نمی دونم چرا این صعود اصلا شیرین نیست؛ شاید به خاطر خاطره های تلخ پیام باشه؛ خیلی زیاد حس می کنم که سرنوشت پیام- ابومسلم ممکن دوباره سراغ سیاه جامگان - پدیده هم بیاد
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
امکانش هست. کم هم نیست واقعا احتمالش. اما حداقل میتونیم دعا کنیم که این طوری نشه و شادی امروز رو به فال نیک بگیریم.
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
عه ؛ اون جوونه خدا کنه خوب شه . وضع استادیوم ها الانش برای اقایون اینه بعد خانما رو اجازه بدن اصلا می رن تو این محیط؟:|
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
ایشالا که خوب میشه بنده خدا.. من بالا سرش بودم تو همین زمانی که عکس گرفته شده.. سخت نفس میکشید..
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
خب می رسیم به اینجای ماجرا که هرکس تو تخته حرفی از استقلال ،پیروزی بزنه به دو سال حبس جیمریزک و 1000 کسر امتیاز محکوم میشه =) همه طرفدار مشهد باید باشن:دی
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
خخخخ شما هم که شاکی! :دی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
در آخر هم امیدوارم به سرنوشت چند سال قبل دچار نشیم:|
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
ینی از فوتبال هیچی سر در نمیارم. نمیدونم چرا هرچقدر سعی می کنم هیچ جذابیتی توش نمی بینم:|
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١١
٠
٠
از نعمت بزرگی محرومین! :D
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/١١
٠
٠
فقط امیدوارم نشه داستان پیام و ابومسلم! ولی کلا من عادت کردم این جور وقت ها بترسم!:) واقعا هم متاسف شدم به خاطر این مشکلات وحواشی پیش اومده در بازی..
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٢/١١
٠
٠
ان شاالله که خیره.. یک بنده خدای دیگه هم بود، جوون بود. قلبش مشکل پیدا کرده بود. قرص زیر زبونی بهش داد پزشک داماش!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦