- بیا بریم

+ کجا بریم؟

- بریم یک جای دور دور 

+چرا بریم؟

- چون دیگه راهی نمونده 

+ چه رفتنی؟ تو فقط داری از حقیقت فرار می‌کنی

- حقیقت، چرا باید از حقیقت فرار کنم؟

+ چون تلخه

- نه به تلخیه اشکایی که بزور به خوردمون می‌دن 

+ پس چرا باید بریم؟

- چون دیگه راهی نمونده 

+ میشه از دیگران کمک گرفت 

- مردم؛ یک دلیل رفتنم اونا هستن

+ تو نمی‌تونی با اجتماع بجنگی 

- نه با رفتنم دارم نجاتشون می‌دم 

+ پس نکنه مرتکب قتل شدی و داری از اعدام فرار می کنی؟

- اگه مردم رو به خاطر قتل بخوان اعدام کنن که کسی نمی‌موند 

+ یعنی تو آدم نکشتی؟

- نه من خودم یک مقتولم، روحم کشته شده

+ پس چرا می‌خوای بری؟

- چون دیگه راهی نمونده 

+ چطور می‌خوای بری وقتی که مردی؟

- روحم مرده جسمم که زندست 

+ تو، تو توهمی

- نه به اندازه تو

+ تو فقط بلدی حرف از رفتن بزنی 

- یه روزی واقعا می‌رم 

+ همه‌مون یک روزی از این دنیا می‌ریم

- من قبل از مرگم این جا رو ترک می‌کنم

+ چرا می‌خوای بری؟

- چون دیگه راهی نمونده

+ یا شایدم راهی نیست که تو می‌خوای 

- دیدی تو هم با من هم عقیده‌ای

+ نه ، هرجا که بری آسمون همین رنگه

- آسمون همیشه بی‌رنگه 

+ آسمون مشکیه مشکیه، شاید نور عوضش کنه اما ذاتش همونه

- چرا درک نمی‌کنی، می‌گن هر وقت زندگی برات سخت شد مهاجرت کن 

+ دیدی گفتم داری از چیزی فرار می‌کنی 

- نه از چی؛ از کی؟

+ از خودم از خودت 

- اونایی که موندن فرار نکردن؟ یا به عبارت دیگر دیگران رو فدا نکردن؟

+ چرا کردن 

- پس بیا بریم ؟

+ کجا بریم ؟

- یک جای دور دور

+ مگه چیزی عوض میشه؟

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ممنون..(راسیتش هدف متنو نگرفتم)
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
درمورد دغدغه های رفتن بود ممنون
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
گاهی بایدخودرابرداشت وبرد!
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
شاید شایدم نه ؟ اگه بتونی قبلش واقعا خودت که نه ذهنتو با خودت ببری
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
گاهی بالاوپایین پریدن ازشوق زندگی نیست.....ماهی روی خاک چه می کند!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
روحی که پریشان است....احتیاج به آرامش داردنه سرزنش....کاش میفهمیدند!
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
پریشانی شاید اما ارامش پیدانمی شود !
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
دوستم پایان قصه ات روآزادگذاشتی تاشایدهرکسی هرجوری که دوسش داره تموم کنه ومن درانتها میگم گاهی فقط بایدخودت رابرداری وببری وگاهی یک مکث میشودبهانه تمام عاشقانه های آینده ات.
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
رفتن بهانه نمی خواهد همین که بهانه های ماندن تمام شوند کافیست
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
قشنگ بود مرسی :دی سبک جالبی که زبون مشترک با خودمون حرف زدن هستش
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
بله سبک جالبیه ممنون
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٠٦
١
٠
من کلا نوشته ای که مکالمه داشته باشه رو دوس دارم مخصوصا این نوشته که عجیب به دلم نشست موفق باشی دوست من
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
ممنون سعی میکنم بیش تر مکالمه ای بنویسم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
جالب بود
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
خوشحالم که جالب بوده
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٧
٠
٠
متن جالبی بود...اینکه از مکالمه استفاده کردین ایده ی جالبی بود....ممنون زیبا بود و به قول دوستمون (راتا)!!!!!!! گاهی باید خودمونو برداریم و بریم
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
ممنون از شما
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٧
٠
٠
بله....اشتباه میکنند بعضی ها که اشتباه نمیکنند....باید رفت....مثل رود ها که بعضی ها به دریا میرسند وبعضی ها نمیرسن...رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد ...
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
دقیقا بستگی به شخص داره شایدم شرایط
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٧
٠
٠
منم نفهمیدم منظور نویسنده دقیقا چی بود!
n_sa
n_sa
٩٤/٠٣/٠٩
٠
٠
برداشتتتتتتتتت ازاد
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
سلام :)) ... تولدتون مبارک :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣