آواز بهار / شعر

آواز بهار / شعر

نویسنده : A_paridokht

بوی شب بوهای ناز، می‌رسد از پشت پرچین خیال

چهچه باران به روی ناودان‌های نمور،

می‌کند دل را سوار اسب باد

می‌برد تا خاطرات خفته در ناپختگی

می‌برد تا پشت خواب

می‌برد تا لمس دستان خدا در دست سبز شاخه‌های پیر باغ

می‌برد تا قلب نجوای کبوترهای شاد

می‌برد تا بی‌نهایت

بر زبان، تکراری از آواز رنگین بهار:

زندگی لبخند یک بند از غزل‌های خداست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
شعر زیبایی و دلنشینی بود ... زندگی قشنگی رو به تصویر درآوردین
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
ممنون از نگاه شما... زندگی زیباست/ اما گاه /پنهان است او زیر نقاب تیرگی هایی
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
چقد دلنشین بود و چقد هم روان و خوب بود...حرف نداشت...مرسی :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
نظر لطفتونه ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
سلام:قلمتان ماندگارودلتون شاد.زیبابود
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
قلم شما هم پاینده.
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢