انواع شادی  / طنز

انواع شادی / طنز

نویسنده : وبگردی

شادی ناپایدار: به شادی اهالی خاورمیانه اطلاق می شود که معمولا دوام زیادی ندارد. فرض کنید شما به عنوان یک خاورمیانه ای در مجلسی در حال رقص و پایکوبی هستید که ناگهان می بینید عبدالسلیم نیست. دو حالت پیش می آید:

حالت اول
- یا ابن خلتوط! عبدالسلیم کو؟ 
+ منفجر شد
- اوکی

حالت دوم
- یا ابن خلتوط! عبدالسلیم کو؟
+ انقلاب شد، اومدن بردنش. 
- تازه انقلاب شده بود که.
+ اون واسه نیم ساعت پیش بود. الان یه انقلاب دیگه شد.

روانشاد: به شخصی که در خاورمیانه دست به شادی و خوشحالی می زند با ذکر فاتحه ای روانشاد گفته می شود.

شادی الکی: به شادمانی اهالی هندوستان می گویند که دلیل خاصی ندارد. کلا هر چیزی غیر از شکست عشقی به طرز عجیبی موجب شادی اهالی این منطقه می شود.

شادی توتالیتر: نوعی شادی متعلق به حکومت های مبتنی بر توتالیتاریسم است. مثلا مردم کره شمالی همین که می فهمند کیم جونگ اون سلامت است خوشحال می شوند.

شادی یواشکی: مخالفان کیم جونگ اون در کره شمالی وقتی می فهمند پیشوای بزرگ سلامت است خوشحال نمی شوند و اینگونه با حکومت دیکتاتوری مبارزه می کنند و شاد می شوند.

شادی صدر: نوعی از شادی است که دکتر حمیدرضا صدر بعد از انجام تحلیل های تاریخی-فوتبالی اش از خود بروز می دهد.

شادی نامحسوس: به شادی اهالی روس گفته می شود که کیفیت آن معلوم نیست. مثلا ولادمیر پوتین دستتان را گرفته و می خندد شما نمی توانید بفهمید شاد است، غمگین است، با زانو می خواهد بزند یا دارد امتیاز می دهد.

شادی نامعلوم: در چین تشخیص گریه از خنده از روی ظاهر کمی دشوار است. یکی رفته بود پکن دید همه دارند می خندند شروع کرد به خنده و حرکات موزون، آخر از لوزالمعده آویزانش کردند. مثل این که سالگرد مرگ مائو بوده.

شادی گابنی: مردم این ناحیه به دلیل شرایط سخت جغرافیایی که هموطنان ما هم حتما با آن آشنایی دارند معمولا به صورت frown emoticon یا :(( در می آیند و کمی شادی کردن برایشان سخت است. اگر مایل باشید بحث را همین جا تمام کنیم که به صواب نزدیک تر است.

بی قانون|آیدین سیار سریع

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
خیلی هم عالیییییییییییییییییییی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٩
١
٠
ممنون بسی خوب بود :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٩
٢
٠
چه قلمی دارن این آیدین خانِ سیارسریع! چه تند و تیز و چندلایه! ... و تعمیم پذیر!
f_davoodi
f_davoodi
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
لذت بردیم
m_s
m_s
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
:-))
Narges_V
Narges_V
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
:))
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
دمش گرم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨