پسرک نامزد دارد!

پسرک نامزد دارد!

نویسنده : i_banu69

از جمله فکرهایی که برای فراموش کردن تو به سرم زده و عجیب هم توی ذهنم جولان می‌دهد این است که فکر کنم که مثلا تو نامزد داری! وقتی به این موضوع فکر می‌کنم یاد آن موقع می‌افتم که کلاس تمام شده و تو ایستاده‌ای و نیم تنه مشکی‌ات را تنت می‌کنی و کوله مشکی رنگت را می‌اندازی روی شانه‌های دوست داشتنی‌ات و در حالی که داری یقیه نیم تنه‌ات را با یک حالت دوست داشتنی مرتب می‌کنی از کلاس خارج می‌شوی و من فکر می‌کنم که چقدر بامزه است که تو نامزد داشته باشی و وقتی به این موضوع فکر می‌کنم ناخداگاه یک لبخند توام با یک حس تحسین روی لبم می‌نشیند.

و من با خودم فکر می‌کنم که حتما تو آن‌قدر مرد شده‌ای که بتوانی مسئولیت زندگی یک نفر دیگر را که حتما هم دوستش داری به عهده بگیری، به این هم فکر نمی‌کنم که نامزدت چه شکلی است و کلا کی هست، این‌که اوست که می‌گوید که مثلا ته ریشت را بزن یا این‌که می‌گوید چقدر ته ریش به تو می‌آید یا این‌که به تو می‌گوید که مثلا این هفته پیراهن سفیدت را بپوش یا آن چهارخانه قهوه‌ای خاکستری یا آن چهار خانه سفید قهوه‌ای دوست داشتنی را یا این‌که مثلا وقتی هوا کمی سرد می‌شود مدام به تو یادآوری می‌کند که آن پلیور درشت بافت مشکی را تنت کن تا سرما نخوری یا مثلا آن پیراهن چهارخانه ریز آبی سفید را او برایت کادو خریده، این‌که وقتی سرکلاس یک دفعه گوشی‌ات را از جیبت بیرون می‌آوری اس.ام.اس.ها یا تک‌های او را می‌بینی، لبخند می‌زنی و همان‌جا جوابش را می‌دهی، این‌که بعد ازکلاس‌ها برای چند دقیقه هم که شده تلفنی با او حرف می‌زنی و می‌گویی که دوستش داری، این‌که مثلا بعد از کلاس استاد فلانی تا کلاس استاد بهمانی چند ساعت فاصله است و او که برنامه ترم تو را دارد از تو می‌خواهد که مثلا این چند ساعت را با هم باشید، این‌که ساعت‌ها توی خیابان دست در دست هم راه می‌روید و با هم حرف می‌زنید، این‌که مثلا با هم می‌روید کافی شاپ نزدیک دانشگاه و قبل از این‌که پیشخدمت برای‌تان قهوه داغ و کیک کاکائویی بیاورد، تو دستانش را با دستان دوست داشتنی‌ات بگیری و آرام زمزمه کنی که دوستش داری و مثل همه پسرهای جوان عاشق برایش یک کتاب ساده یا یک عطر معمولی بخری، این‌که مثلا فلان شب با خانواده‌اش مهمان شماست و بعد از شام او را ببری به اتاقت، تو لب تختت بنشینی و او خودش را درآغوش تو رها کند و تو موهایش را نوازش کنی، بوسه‌ای آرام به موهایش بزنی و بگویی دوستش داری، این‌که مثلا عکس‌های آلبومت را نشان دهی و او هم از توی دوربین دیجیتالش همه عکس‌هایش را آورده تا نشانت بدهد. من حسرت او را می‌خوردم که می‌تواند دست‌هایت را لمس کند، خودش را در آغوشت رها کند، گرمای تنت را حس کند، دوستت دارم‌های تو را بشنود، بوسه‌های عاشقانه تو را صاحب شود، تو بشوی مرد زندگی‌اش، پناهش، پشتیبان و همسفر همه زندگی‌اش، خوش به حال او که مرد دوست داشتنی‌اش تویی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١١
٢
٠
قشنگ بود....امادیگه داشت زیادی صحنه دارمی شد؛-)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
: ((( مرسی.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
خخخخخ :) راس میگیا!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
ولی جزو حسرت هایی است که متاسفانه این روزها خیلی زیاد شده
ترانه
ترانه
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
ای بابا بازم داستان عشقی حرف دلش بود . قشنگ بود ولی خسته شدم از بس عشق و عاشقی دیدم و داستانشو شنیدم لطفا توی داستاناتون تفاوت ایجاد کنید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خدارو شکر این کامنت شمارو دیدم ترانه خانوم وگرنه از زندگیم ناامید میشدم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ تصویر سازی کردین.... موفق باشین
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
قشنگ بود...ممنون امیدوارم قلمتون همچنان پایدار باشه و موفق باشین
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خخخخخخخ.......من که جلو چشامو گرفتم...بگید اون دو زوج خیالی راحت باشن...نامحرم دیگه ای هم نیست..خخخخخخ....مثل همیشه زیبا و احساسی
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
تبلیغات