من فقیر نیستم...
آیا مشکل اصلی مردم ما فقر است یا احساس فقر؟!

من فقیر نیستم...

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

«اه بابا این چه محله‌ایه که ما زندگی می‌کنیم، جا از این‌جا بهتر نبود برای زندگی. خجالت می‌کشم دوستام رو دعوت کنم خونه‌مون! همشون دارن تو محله‌های بالای شهر زندگی می‌کنن.». 

«مامان من این پرده‌ها رو دوست ندارم. این روزها همه مبل دارن. شما چرا نمی‌خرین؟! مثلا داره برام خواستگار میاد...آبرومون میره..» 

«این چه وضعشه! هر روز داره اوضاعمون بدتر میشه. تا چند وقت دیگه باید هوا بخوریم تا نمی‌ریم. پسرفلانی شاسی بلند سواره اونوقت ما باید با یه پراید لخ لخو سر کنیم.»

«مامان چی هی می‌گی ازدواج کن؛ ازدواج کن؛ مگه نمی‌بینی وضع مملکت رو. مگه با این پولا میشه زن گرفت. دلتون خوشه‌ها!»

توی تاکسی، مهمانی، خیابان و دانشگاه از زبان کاسب، کارمند، کارگر، استاد، دانشجو هر روز این حرف‌ها را می‌شنوم. آدم‌هایی که مدام در حال نالیدن از اوضاع اقتصادی‌شان هستند! راستش حس «عجب آدم بدبختی‌ام» به من هم دست داده بود و فکر این که چطور می‌توانم از این شرایط اقتصادی بد فرار کنم امان ذهن و روحم را بریده بود تا این که یک اتفاق خاص در زندگیم افتاد!

شرکت در یک سخنرانی با موضوع اقتصاد در ظهر جمعه؛ می‌توانم بگویم می‌توانست به عنوان ضدحال‌ترین کار ممکن سال نامگذاری شود. اما بعد از شرکت در جلسه به این نتیجه رسیدم که به تمام مشقت‌ها و گرسنگی کشیدن‌های سر ظهر جمعه‌اش می‌ارزید .

 

|| ما چقدر فقیریم؟!

دکتر عادل پیغامی اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) درباره تفاوت فقر و احساس فقر حرف‌های جالبی زد. آمار اقتصادی ایران در بانک جهانی از اول انقلاب پیشرفت داشته است و آمار می‌گویند که سرانه درآمد ایران نسبت به قبل 13 برابر شده است. «از نظر عرف جهانی ایران با درآمد سرانه 13 هزار دلار ثروتمند است و از طرفی قدرت خرید ایران در طول 15 سال گذشته 7 برابر شده است.»

با شنیدن این آمار از خودم پرسیدم که پس این فقر از کجا می‌آید؟

دکتر پیغامی در ادامه توضیح داد که فقر بیش از آن‌که واقعی باشد ذهنی است. و مردم فکر می‌کنند که فقیرند. ممکن است در جامعه‌ای امنیت باشد ولی احساس نا‌امنی حاکم باشد و کشور ما بیش از فقر؛ احساس فقر دارد. گاهی عکس است؛ کشوری احساس فقر ندارد ولی فقیر است.

موضوع وقتی برایم جالب‌تر شد که فهمیدم اقتصاددان‌های آمریکا هم این مشکل را دارند. آمریکا تلاش کرده به لحاظ درآمد سرانه و رشد اقتصادی‌اش مثل بنگلادش و مکزیک نباشد و درآمد سرانه‌اش ده برابر مکزیک است ولی احساس رضایت‌شان برابر است!

حرف‌های دکتر پیغامی تازگی داشتند. من از سطح مالی خانواده‌ام ناراضی بودم و همیشه توقع بیشتری داشتم ولی پس از شنیدن صحبت‌های او تصمیم گرفتم در خیلی از توقعاتم باز‌نگری داشته باشم.

 

|| چرا این فقر ذهنی دامن ما را گرفته؟

ما باور و اعتماد عمومی نداریم. یک تاکسی‌ران که خیلی از وضع اقتصادی‌اش می‌نالید یک خرس قرمز بزرگ هشتاد هزار تومان روز ولنتاین برای همسرش خریده در حالی‌که این هزینه ممکن است برای سطح مالی او زیاد باشد. خب در آخر هم احساس رضایت نمی‌کند! ما قبل از انقلاب هشتمان گرو نه‌مان بود، حالا هشتادمان گرو نودمان است. سطح عمومی مردم بالا رفته ولی توقعات‌شان هم متناسب با خود و اقتصادشان نیست.

در واقع مردم ذهنیت درستی نسبت به شرایط مالی‌شان ندارند. پیرمردی در اتوبوس می‌گفت که اگر پول نفت را به خودمان می‌دادند با پول آن می‌شد یک پرادو خرید! اگر درآمد سالانه نفت ایران را تقسیم به تعداد افراد کشور کنیم؛ سهم هر نفر 3 میلیون تومان می شود! آیا با 3 میلیون تومان می‌شود پرادو خرید؟ چرا این قدر این مسافرت‌های خارج نسبت به قبل زیاد شده است؟ چون قبلا این تفریح پولدارها بود ولی الان تفریح قشر متوسط جامعه است! حتی مسافرت‌های داخلی‌مان هم بیشتر شده است.

مقداری از مشکل هم فرهنگی است. مردم دوست دارند نداری‌شان را به رخ بکشند. در حالی‌که اگر شب یلدای الان‌تان با سه سال پیش تغییر نکرده وضعیت مالی شما ثابت است. اگر عید و مسافرت الان‌تان با چند سال پیش تفاوتی ندارد وضعیت شما ثابت مانده است!

سبک زندگی‌مان مشکل دارد. فاصله‌مان نسبت به خواسته‌ها‌یمان بالا رفته است. این خواسته را چه کسی ایجاد کرده است؟ یک حدی‌اش را خود مردم و یک بخشی را کشور و مسئولان و رسانه‌ها. وقتی ما بهره‌وری‌مان نسبت به کشور‌های اروپایی یک سوم است باید زندگی‌مان هم یک سوم باشد ولی ما توقع بیشتری داریم. آدمی که بلد نیست با یک میلیون شاد باشد با ده میلیون هم نمی‌تواند. لذت غیر از پول است. ما در ایران طبقات اجتماعی برای‌مان تعریف نشده است. در آمریکا هرکسی می‌داند کدام طبقه اجتماعی است و چه تفریحات و مسافرت‌ها و هزینه‌ها و مدل ماشینی را باید داشته باشد. طبقه اجتماعی‌اش را پذیرفته و از زندگی‌اش لذت می‌برد ولی ما در ایران سطح خودمان را نمی‌شناسیم و توقعاتی که داریم متناسب با درآمدمان نیست و مدام غر می‌زنیم.

 

و در آخر...

جلسه تمام شد و حالا من کمی واقع‌بینانه‌تر راجع به وضع اقتصادی‌ام فکر می‌کنم. شاید تا به حال کمی زیاده‌خواهی و توقع بی‌جا نسبت به سطح مالی‌ام یقه‌ام را چسبیده و مرا وادار می‌کرده که از تمام نداشتن‌ها و محیط پیرامونم ناراضی باشم. آقای دکتر راست می‌گفت من گاهی این قدر دنبال بدست آوردن بودم که از همان چیزهایی که داشتم غافل می‌شدم. به اطرافیانم هم که نگاه می‌کنم خیلی‌های‌شان با همین مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند. در واقع احساس فقر بلایی است که سال‌هاست نشاط، امید و انگیزه مردم را ربوده است!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
کاملا موافقم، به شخصه خیلی ها رو دیدم که به حرف هی میگن ما نداریم، ما فقیریم، ما فلانیم و... اما جای جاش که میرسه، حسابی دارند، حسابی ها! حتی از اونی که فکر میکنه فقیر نیست هم سبقت میگیرند! به نظرم من هم ما یادگرفتیم همش مقایسه کنیم خودمونو رو و یکی از دلایلش همینه! همونطور که اول یادداشتتون چند نمونش رو گفتید. خیلی هم تشکر یادداشت خیلی خوبی بود.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
متاسفانه همین طوره که میگید.. ممنونم از حضورتون در این مطلب :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
(: عالی بودش. پس همه چی از همین شروع میشه و به همین خاطرم هس که مردم انقد تو طول زندگی ناراضین و دنبال پول که نمیتونن وقتی برا پرورش روح خودشون بذارن و همه وقتشون صرف غر زدن میشه. هوووم
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
جالب اینه که وقتی به خانوادم میگم از وضع مالیمون راضیم فکر میکنن افسرده ای چیزی هستم و اینا. نه فقط خانواده بلکه همه میگن پس تو ادم قانعی هستی که اینجوری پیشرفت نمی کنی و فلان. یعنی به خدا امروز دیگه از خودم ترسیده بودم گفتم حالا که برام بهتر شدن وضع مالیم مهم نیس نکنه باعث شه هی در جا بزنم؟ خودشون ک این تفکرو دارن بقیه ام که میخوان راضی باشن از زندگیشونو نمیذارن :|
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
١
٠
اتفاقا کار خیلی خوبی میکنی فوفانو جان :)) من که تشویقت میکنم :))رضایت از وضع موجود و غبطه نخوردن برای چیزهایی که بقیه دارن خیلی به ادم کمک میکنه که تو بی نیازی زندگی کنه و راضی باشه...
fatemeh_sh73
fatemeh_sh73
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
موافقم این که این احساس فقر ذهنیه واقعا درسته.. تو کشور ما متاسفانه همه چیز شده ظاهر بینی.. "کسی که بیشتر وعده های غذایی ش سبزیجاته پول نداره که گوشت بخوره" متاسفانه این شده طرظ فکره یه عده ایرانی .. و امثال این جملات توی زندگی روزمره!
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
وقتی آبرو رو افراد در تجملات می بینن نتیجه ای بهتر از این نخواهد داشت.. تا وقتی که حرف های دکتر پیغامی رو نشنیده بودم دقت نکرده بودم که چقدر به این درد مبتلا هستیم در جامعه..
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
موضوع خوبی بود :) مردم ما بیشتر از اینکه فقیر باشن این باور رو به خودشون تلقین می کنن و مدام در حال مقایسه زندگی خودشون با دیگرانن :)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنون مریم جان از حضورت :)) من نمی دونم همین مردمی که ندارن چرا این قدر خرج میکنن !:))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٢/٠٧
٣
١
سلام خانم زینبی ، اینکه اول نیومدم و برای قلم زیبای شما نظر بدم دلیل داشتم ،مطلب شما درست بعد از مطلب گزارش گورستان خانم سحر نیکو و مطلب خیریه از یک نویسنده دیگه بود و راحت بگم جیم دونیم دیگه ظاقت مطلب اجتماعی غمناک نداشت ! :) به همین خاطر الان اومدم و نظرم رو اعلام کردم ، سپاس از شما و قلمتان مستدام
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
١
یک مثبت من بهتون دادم که مثبت هاتون به منفی هاتون دو به یک باشه . ممنون از شما آقای بهمنی که همیشه نسبت به مطالبم لطف دارید .واقعا برام ارزشمنده. من فکر نمی کردم این گزارش روی مود نا امیدی و اینا باشه. اتفاقا حس کردم که لازمه بگم این قدر مردم نگن نداریم و به آنچه دارن راضی باشن تا خوشحال تر زندگی کنن و از زندگی شون لذت ببرن. ممنون از حضورتون :) پاینده باشید...
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠٢/٠٧
٠
١
به قول معلم شیمی اول دبیرستانمون رقابتمون منفیه یکی میگه من یه صفحه خوندم یکی دیگه میگه من نصف صفحه یکی دیگه ... دور و بر من هم زیادن از اینجور آدمها طرف پول نداره زندگی کنه بعد یهو میره مسافرت فکر میکنیم اگه بگیم چی داریم یا چقدر پول داریم مردم میان میگیرن ازمون
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
اتفاقا دکتر پیغامی هم یک مثال زدن در مورد راننده تاکسی که میزان مصرف بنزین ماشینش رو بیشتر اعلام می کرده تا مردم چشم نزنن!!:) تو درس خوندن هم خودم شاهد بودم به عینه خخ. در مورد مسائل مالی هم متاسفانه هم نمود بیشتری داره. این قدر مردم گفتن نداریم که خودشون هم باورشون شده . ممنون از حضورتون.
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠٢/٠٧
١
١
همه از یه ور ایول
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
پس مثبت ها کار شماست :))
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/٠٧
١
١
می ترسن چشم بخورن آخه :|
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
احتمال داره :) ولی کاش کمتر غر بزنیم و بیشتر شاکر باشیم :))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٠٧
١
١
سلام و باز ممنون از شما، امید که خدا عمر بده و شاهد موفقیت های شما باشم.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
سلام / ممنون از حضور و لطف همیشگی تون. ان شالله که عمری طولانی همراه با سلامتی و عاقبت بخیری نصیبتون باشه .
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنون و عاقبت شما هم ختم به خیر ان شاءالله!
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
احساس فقر توام با فقر
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠