امروز توی سر ساعت نزن

امروز توی سر ساعت نزن

نویسنده : A_paridokht

آرام باش. امروز را بدون اعصاب داغان شروع کن. نزن توی سر ساعت، سر مامانت داد نزن که صبحانه‌ام کو؟ فکر کن هیچ کسی قرار نیست شماتت کند که چرا دیر کردی. فکر کن مدیر اخراجت نمی‌کند اگه دیر تر بروی، تاخیر نمی‌خوری اگر سر کلاسش دیر حاضر شوی.

آن وقت می‌فهمی که چقدر راحت است که عزیزترین کسانت را از خودت نرنجانی. که پول، واحد درسی، کارت، از همه چیزهای خوب دور و برت با ارزش‌تر نیست. آن وقت شاید مدیر توی ترافیک بماند، استاد پایش بشکند و تو یک صبحانه آرام و بدون ناراحت کردن خودت و معده‌ات خوردی. فکر می‌کنی می‌شود؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٧
١
٠
بسیار بسیار بسیار عالی ... بیزحمت شما بیا و همینارو به مدیر واستاد من بگو ... نمیفهمن هر چی توضیح میدم که ...
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
نگفتم حتما میشه،ولی اونقد اطرافیانمون و دوست داریم که یه بار امتحان کنیم مگه نه؟
خانوم دنجرز
خانوم دنجرز
٩٤/٠٢/١٧
٢
٠
میشود :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
بلللللللللللللللللههههههههه
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٧
٢
٠
نمیشود...تا حالا نشده ینی...ولی نوشته خوبی بود :) خسته نباشید
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
ممنون از نظرتون ولی اگه دیگران با شما تنظیم نمیشن شما خودتون و با هاشون تنظیم کنین.یکم رنگ جماعت بکشین به صورتتون
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/١٨
٢
٠
سلام؛ یادداشت چهارخطیِ معنادار و با مفهومی بود و اصل و ریشۀ این چهار خط بر می گرده به موضوعی که خیلی ها علاقه مند به آن هستند. نوشتارتون رو حتما مروری دوباره داشته باشید که نکات ریزی مثل «اگه»، در کنار کلماتی که ادبی نگاشته شده اند نداشته باشه؛ یا مثلا فاصلۀ بین «دیر تر». اینها اشکال و ایراد به اون معنا نیستند، اما در زیبایی متن و ترغیب مخاطب حتما تاثیرگذارند. ایشالا که شاهد پیشرفت شما باشیم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٩
٢
٠
عینا همین کامنت نظر بنده هم هست. جناب میرزا ممنونم از کوتاه کردن کامنت من. ایشالا شاهد نوشته های قدرتمندترِ بعدی ایشون خواهیم بود. نویسنده محترم زاویه نگاه خوبی داشتند به موضوع.
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
ممنون از نظرتون ولی یه نکته ای هست من نمیدونم چرا متنی که نوشتم از زبان محاوره تبدیل به معیار شده؟چون میخواستم صمیمیت بیشتری به خواننده برسه،از محاوره استفاده کردم.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٢٥
٠
٠
خود سایت وزین "جیم" زبون محاوره رو بدل می کنه به ادبی اینجور که من خوندم قبلا.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٢٥
٠
٠
خواهش می کنم جناب شمشیری :)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/١٩
٢
٠
با این که کوتاه بود اما هم عالی بود هم پر از معنا...منون:)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
خواهش میکنم همچنان منتظر نظرات سازنده شما هستم
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٩
٢
٠
واقعامی شودددددددددددددددددددددمن امتحان کردمممممممممممممم شدههههههههههههههه
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
ببینین شاهد از غیب رسیدددددد
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات