بعد از ظهرهای آفتابی

بعد از ظهرهای آفتابی

نویسنده : Mehran

تا حالا به كسي نگفتم، ولي بهار كه مي‌شود، بعد از ظهرهاي آفتابي كه هوا يک كم گرم است و خبري از ابر و باران نيست، همان موقع كه كارمندهاي كيف به دست دارند از اداره برمي‌گردند، مي‌روم سر خيابان، می‌ایستم توی پياده رو، صبر مي‌كنم تا يک اتوبوس خلوت كولر دار بياید كه هر دو تا درش باز باشد. مي‌نشينم داخلش، صداي راديو مي‌آید، كولر خاموش است و به جایش راننده هر دو تا در را باز گذاشته تا هواي توي اتوبوس هم مثل بيرون بهاري شود.

مي‌نشينم و از پشت شيشه بزرگ اتوبوس نگاه مي‌كنم؛ به مردم، به ماشين‌ها، به خيابان‌هاي خلوت، به درخت‌هاي چنار!  مي‌نشينم و فكر مي‌كنم؛ به اين‌كه چرا من فقط بعد از ظهرهاي آفتابي سوار اتوبوس مي‌شوم؟ به اين‌كه چرا بعد از ظهرهاي آفتابي همه چيز قشنگ‌تر است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
شاید به خاطر سکوت,تنهایی,متفاوت بودن همه چیز قشنگ تر است. به قول آقای میرزا:اولین مطلب مبارکتون باشه...
Mehran
Mehran
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
ممنون
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
ولی سوال من اینه که چرا پس من بعد از ظهر های آفتابی رو دوست ندارم؟؟...بیشتر بنویس برامون :)...خوس اومدی
Mehran
Mehran
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
به خاطر اين كه قرار نيست همه ي آدم ها مثل هم باشن :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٦
١
٠
یه وقایع نگاریِ ساده ی صادقانه. یه برش از یک بعدازظهر آفتابی... منم عاشق بعداز ظهرهای آفتابیِ بهارم... مرسی :-)
Mehran
Mehran
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
:-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات