کیوسک روزنامه فروشی سر خیابان اصلی، خودم را به آن‌جا می‌رسانم. آقا یک کارت تلفن بدهید لطفا...

چند دقیقه بعدچشمانم تمام خیابان را زیر و رو می‌کند و نهایتا پیدایش می‌کند. تلفنی که آن ور خیابان انتظارم را می‌کشید.

بوق... صدای ماشین‌های اطرافم که هی حواست کجاست؟!

و کارتی برای شنیدن شاید چند ثانیه که نه چند صدم ثانیه از صدایت و باز هم صدای بوق ممتد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
الی
الی
٩٤/٠٢/٠٥
٢
٠
;-)
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٥
٢
٠
الی :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
آخی :)
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
زهرا :(
y_rahimi
y_rahimi
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
عاشقی دردسر داره :))
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
:( بله متاسفانـــــــــه...
فائزه
فائزه
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
:)
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
:)
mhv
mhv
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
کیوسک اتاق دارا خوب بود!
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنون ^_^
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
ایده قشنگی بود خانم صاین پور. چون خیلی خوشم اومد اجازه بدید با هم یه کم دستکاریش کنیم... موافقید این دو جمله رو حذف کنید؟ : خودم را به آن‌جا می‌رسانم + و نهایتا پیدایش می‌کند... حالا دوباره بخونیدش. اینطور مینی مال ها رو تا جایی که میتونید بتکونید. هر جمله ای که ممکنه تشابهی با کناریش داشته باشه بردارید... / خیلی خوب بود. پیشنهاد میکنم باز هم بیشتر در این حوزه و فرم قلم بزنید. احساس میکنم ایده های خیلی خوبی در ذهن دارید. بی صبرانه منتظر مینی مال بعدی شما هستم... :-)
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
اقای شمشیری من فکر میکردم بعدازاینهمه مدت که ننوشتم این زیاد جالب نشده ولی انگار شما خوشتون اومد :) که باعث افتخاره بله خواهش میکنم اجازه ماهم دست شماست...بله بهتر که میشه البته...موقع نوشتن یکم باید بیشتر دقت میکردم:) بله پیشنهادتون رو هم به دیده منت قبول میکنم اگه وقت کنم حتمامینویسم بازم خیلی ممنون که نظر گذاشتید
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
خیلی خوب بود تجربه ی شیرینیه که من هم امتحانش کردم:)))
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
تجربه شیرین؟؟؟؟نه بنظرم خیلی سخت و دردناکه...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
اینکه دلی برای تپیدن داری خوشبختی اینکه دلی داری که به شنیدن نفس هاشم خوشه یعنی خوشبختی تجربه ی شیرین یعنی قدرت دوست داشتن و شما این رو دارین پس تجربه ی شیرینیه حتی اگه فقط در همون الو گفتن ها محصور شده باشین
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
الو ...الو بفرمایید... همین الو گفتند برای من کافیست ..... منی که خمار شنیدن هر روزه صدایت بودم .....دل خوش به همین الو ها هستم بوووووووووووق .....................زیبا نوشتین(ببخشد پا تو کفش مطلب تون بردم)
zohreh _sa
zohreh _sa
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
چقد قشنگ...نه خواهش میکنم اگه جمله دیگه ایم به ذهنتون میرسه که به بهتر شدنش کمک میکنه حتما بگید خوشحال میشم ^_^
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
مرسی شما لط دارین .. .
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣