روزت مبارک ماما

روزت مبارک ماما

نویسنده : sahar_afra

ساعت 6:30 دقیقه!

با صدای زنگ ساعت، به زور چشم‌هایت را باز می‌کنی. گوشی موبایل را که کنار بالشت گذاشته بودی برمی‌داری و لحظه‌ای به پیام‌های باز نشده لاین و وایبر و... پاسخ می‌دهی.

ساعت6:40 دقیقه!

از تخت بیرون می‌آیی و با عجله حاضر می‌شوی تا خودت را به کلاس شیرین آناتومی آن هم ساعت 8 صبح برسانی. آماده می‌شوی و طبق عادت، بدون صبحانه بیرون می‌زنی.

پشت ترافیک سنگین سر صبح، لحظه‌ای یاد استخوان‌های جمجمه، عروق و اعصاب ناحیه گردن، مهره‌های ستون فقرات و عضلات دست و پا می‌افتی و بلافاصله تصویر کتاب آناتومی گری کزایی در ذهنت مجسم می‌شود.

کتابی که خواندنش گاو نر می‌خواهد و مرد کهن! و این جاست که قیافه‌ات شبیه یکی از استیکرهای وایبر می‌شود. پوکر فیس یا به قول بچه‌ها دو نقطه خط.

اگر از چرت زدن سر کلاس تشریح (آناتومی) بگذریم، نود دقیقه تحمل فیزیولوژی را کجای دل و روده‌ات جای می‌دهی؟ فیزیولوژی‌ای که اصرار بر مرور زیست دبیرستان به روشی خارجی‌تر دارد! در همین فکرها هستی که استاد فیزیو وارد کلاس می‌شود و دقیقا راهنماییت می‌کند که می‌توانی آن را در قسمت بالا سمت راست دل و روده‌ات جا بدهی! 

خلاصه ساعت دوازده پله‌های دانشکده را پایین می‌آیی که برای صرف ناهار، از غذاهای سلف بخوری تا بلکم سطح انرژی بدنت بالا برود، غده‌ی تیروئیدت اندکی به خودش بجنبد و هورمون‌های سوخت وساز ترشح شوند، تا بتوانی کلاس بعدی را بالاغیرتا چرت نزنی!

اما تصور کن ساعت یک بعد از ظهر باشد، یک شکم سیر ناهار خورده باشی و حالا کلاس پر محتوای انقلاب به استقبالت بیاید. آن هم با آغوش باز!

حالا بماند که دقیقا روی آخرین صندلی کلاس، چسبیده به دیوار می‌نشینی و یا خودت را با انواع بازی‌های مورد علاقه‌ات در موبایل سرگرم می‌کنی و یا...

بگذریم...

بی خود نیست که استاد اندیشه می‌گوید: «بعضی دکترا مجوز می‌گیرن واسه کشتن مردم! خب گوش بدید سر کلاس دیگه.»

هرچند که من هیچوقت نفهمیدم گوش دادن سر کلاس اندیشه چه ربطی به کشتن مردم دارد!

از درس جنین شناسی که نگویم بهتر است. بگذار آبرویتان حفظ شود.

هرکس نداند شما که خوب می‌دانی! قانون پایستگی جنین چه می‌گوید؟: «جنین شناسی پاس نمی شود فقط از ترمی به بعد منتقل می‌شود!»

گذشته از این شوخی‌ها، گاهی با خودم فکر می‌کنم این که اولین کسی باشی که بدن گرم یک نوزاد را لمس می‌کنی و دعوت نامه زندگی را به دستش می‌دهی هم مزه خاص خودش را دارد.

نیمه پر لیوان شاید همین راه رو های سرد و بی روح بیمارستان باشد که با صدای گریه یک نوزاد، جان می‌گیرد. و یا می‌تواند مادری باشد که اولین فرزندش را با مهر در آغوش می‌گیرد و تو نظاره گر آن هستی!

امروز روز بزرگداشت ماماست. روز من! روز تو! امیدوارم مقدس بودن شغلت را جدی‌تر از کلاس‌های دانشگاه بگیری و با علاقه، زندگی را به نوزادان هدیه دهی!

روزت مبارک...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
روزتون مبارک :) مرسی از مامایی که وجود ارغوانی منو به این دنیا هدیه داد =)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
:)) چقدر من خودمو دوس دارم خب :))
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
مشخصه من اصلا خودمو دوست ندارم دیگه ؟:دی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
سلام و روزتون مبارک!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
روزتون مبارک باشه :)
sahar_afra
sahar_afra
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
ممنون از لطفتون
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
روزتون مبارک باشه و ایشالا همیشه سرحال و قبراق و پرانرژی باشید و منتقل کنید همینا رو به بقیه.. :-)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
ایشالا همیشه شاد شاد شاد باشین :))
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
روزتون مبارکککککککککککککککککککککککککک
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٦
٠
٠
روزتون مبارک :)...امیدوارم همیشه موفق باشین...
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات