تلخ مثل ته خیار
به بهانه پایان سریال «در حاشیه»

تلخ مثل ته خیار

نویسنده : Miss_shaqayeq

بله خب، البته که مرگ خوب است؛ ولی برای همسایه!

سکانس اول :

«این دولت ملتو به خاک سیاه نشونده ، خودشون اون بالا بالا ها می خورن و اصلا براشون مهم نیس ما مردم بیچاره چی می کشیم...»

مسافر پیاده می شود، سرش را از پنجره داخل می برد."ببخشید آقا کرایه چقدر میشه؟ "

راننده سرش را می چرخاند و با لبخند نگاهش می کند "انگاری اینجاها غریبه...وضعش که بنظر خوب می رسه...سه هزار تومن ازش بگیرم یا شش هزارتومن، حالیش می شه ؟... منم باید یکجوری زندگیمو بچرخونم دیگه...»

 

سکانس دوم :

« مردم خیال می کنن ما روی پول غلت می زنیم...خب برادر من درآمد خوب می خواستی تو هم می رفتی ده پونزده سال درس می خواندی، دود چراغ می خوردی...حالا برای خودت کسی شده بودی...ما که نذر نکردیم»

سرش را به نشانه ی تایید تکان می دهد. عینکش را از روی چشمش برمی دارد و با گوشه ی روپوشش شیشه اش را پاک می کند ؛ "فقط بلدن بگن یه ویزیت شصت هزار تومن؟ چه خبره؟!...دیگه پیش خودشون فکر نمی کنن چقدر زحمت کشیدیم و چند سال درس خواندیم تا امروز بتونیم لم بدیم پشت میزمون و بابت هر پنج دقیقه ویزیت شصت تومن بگیریم...»

«آقای دکتر مریض اورژانسی آوردن...می خواهند شما رو  ببینن»

"بگید تایم استراحتمه...یک ربع دیگه میام"

" آقای دکتر مریضمون خیلی بد حاله "...زن از پشت در با گریه می گوید. دکتر دستش را به علامت بیرون بروید تکان می دهد.منشی در را می بندد.

" انگار ما نوکرشونیم! " چایی اش را سر می کشد...

 

سکانس سوم :

"از خونه بیرونم کرده...با تهدید...گفت اگه خودت با پای خودت نری چند نفرو وقتی خودم خونه نیستم می فرستم سراغت...”

گریه می کند. «چند ماهه بچه هامو نشونم نداده ، گفته باید مهریه ات رو هم ببخشی...نمی دونم...نمی دونم در گوش بچه هام چه وردی خوانده که نمی خواهند صدامو رو بشنون...میگن مامانمونو دوست نداریم ...»

پشت دستش را به چشم هایش می کشد و دماغش را پاک می کند.

«ادامه بدین»

"دخترم فقط شش سالشه، پسرم چهار...بهم گفتن برو دادگاه شکایت کن،مگه شهر هرته... شکایتم کردم...ولی نمی دونم ، آخه من که تا حالا پام به اینجور جاها باز نشده...بهم گفتن اگه وکیل خوب نداشته باشی انگ روت می زنه طلاقت می ده...آقای وکیل! کمکم کنید... "

"پروندتون چیز مشکلی نیست، ولی فکر می کنید بتونید از پس حق وکاله بربیایید؟ من60 درصد حق وکالتم رو همین اول می گیرم ، برای پرونده‌ی حزانت هم جداگانه دست مزد می گیرم.. "

"آخه...راستش آقای وکیل من که این همه پول ندارم...میگم نمی شه کمی...یعنی اگه قسط بندیش کنید شاید... آقای وکیل من بدون بچه هام میمیرم." و باز گریه می کند.

وکیل با دستش چانه اش را می خاراند، نگاهی به زن می کند و یک نفس عمیق می کشد. کمی به جلو خم می شود.

"اینجوری که نمی شه خانم ...باور بفرمایید برای منم نمی صرفه ، اینجا که بنگاه خیریه نیست...فقط که شما نیستید ، توو این دور و زمونه همه مشکل دارن...بهتره برید پیش یه وکیل ارزون تر...البته اگه پیدا بشه...! از من کاری بر نمیاد" ...

مشکل از ریشه است، تووی جامعه‌ی ما دل سوزی و احساس خدمت به دیگران مرده. همه خودشان را می بینند، همه خودشان را در مورد کاری که می کنند محق می دانند و دیگران را شماتت می کنند.در حالی که واقعیت این است که همه مان داریم یک کار انجام می دهیم... منفعت طلبی به هر قیمتی!

شاید خود منفعت طلبی چیز بدی نباشد ولی منفعت طلبی به هر قیمتی یعنی پایان روزگار انسانیت است. یعنی فقط من مهم هستم، فقط غرور من، فقط خانواده‌ی من ، فقط مشکل من...

وقتی هم یک نفر پیدا می‌شود و همه ی بدکاری هامان را به پرده ی نمایش می کشد، داد و هوارمان بلند می شود که نخیر آقااا اینجوری نیست ، اصلا مگر فقط صنف ماست؟! همه ی جامعه همینطور است ، شما به چه حقی دست روی ما گذاشتید...

و من باورم نمی شود که این ها استدلال یک سری آدم تحصیل کرده ی جامعه است. اینکه چون همه ی جامعه همینجوری است ما هم باید باشیم!! واقعا اعتراض می کنید که چی ؟ که آقا دست مان را رو نکنید؟ که برای چه مردم را از حقوقشان با خبر می کنید؟ که چرا به مردم می گویید پزشک‌ها و بیمارستان های خصوصی هم حتی تعرفه دارند؟ که چرا به روی مان می آورید خیلی از ماها از عجز و احتیاج و اضطرار بیمارها و خانواده هاشان سو استفاده می کنیم و سرکیسه شان می کنیم؟ چرا می گویید خیلی از وکیل ها دست مزد های بالا می گیرند و آخرش هم پرونده را می بازند؟!

با یک حساب سر انگشتی منطقی و کمی فکر ، می توانیم درک کنیم که یک پزشک و وکیل شریف قطعا حامی این سریال است. چون از فسادهایی که تووی صنفش رخ می دهد رنج می برد، از اینکه مردم از حقوق شان بی خبرند و از روی در ماندگی طعمه‌ی این آدم های حریص و حتی گاهی بیسواد می شوند شب ها خوابشان نمی برد ، کما اینکه در سریال مدیری تصویری از پزشک هایی با وجدان کاری و خیّر هم وجود دارد.

اگر بخواهیم با هم روراست باشیم، اندک اندک نتیجه می گیریم که انگار این جامعه ی هفت هزار نفری معترض پزشکان، همان هایی هستند که آگاهی مردم به مذاقشان خوش نیست...

 

پاورقی : فکر می کنم مهران مدیری تنها چهره‌ی هنرمند سینمای طنز ایران باشد که جامعه‌ی منفعت طلب ما توان تحمل بار روراستی، صداقت و شفافیت کار هایش را ندارد و اعتراض معترضان به پرده برداری های ایشان خود بهترین شاهد بر صحت این موضوع است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٢/٠٥
٣
٠
سلام و درود... من به عنوان یک دانشجوی پزشکی وجود فساد در جامعه پزشکی و آموزش پزشکی را قبول دارم.همینطور هم وجود فساددربین تاکسیرانان..مهندسان..محتکر کنندگان بازاری.زد و بندهای مجلسی و هزار و یک فساد دیگر در جامعه...واختلاس و هزار چیز دیگر که در این مقوله نمی گنجد.ولی آیا میتوان گفت تمام مجلسیان،بازاریان،مهندسان،شرکتها،پزشکان اینطور که سیاه نمایی میشود هستند!؟ من به عنوان یک دانشجوی پزشکی دوست دارم همه ی مردم بدانند که می توان حتی بخاطر بزرگ بودن محل برش یک جراحی ساده از پزشکشان شکایت کنند و پزشک در کمیسیون باید توضیح دهد که آیا این مقدار برش واقعا لازم بوده است در این عمل جراحی...!؟ ولی در این سریال نطنز کدام یک از مریضان به طور جد پیگیری مشکل یا خطای پزشکی که درمورد آنها انجام شده است را انجام داده اند!؟ کجای این سریال پزشک خوب به تصویر کشیده شده است!؟ کسی که با یک مدرک غیر مرتبط رئیس یک بیمارستان شده است!؟استادی که از مردم پول نمیگیرد ولی اینقدر فهم ندارد که سرپرستی یک گروه درمانی را از سر دلسوزی به یک فرد بی تجربه بدهد!؟ یا پزشکی که در مرکز دولتی عمو صولت را به آمپول و سرم تقویتی بی مورد می بندد!؟ یا کادر درمانی در حاشیه!؟ قبول کنید که اکثر این فیلم سیاه نمایی بود.که شاید خنده را لحظاتی به لبان مردم بیاورد. ولی در ورایش موجی از تلخی و بی اعتمادی نسبت به قشری بود که اکثر آنها برای سلامتی بیمارانشان تلاش میکنند. پیشنهاد میکنم به لینک زیر هم نگاهی بیندازید و از آن طرف هم به قضیه نگاه بیندازید. http://jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=1&id=19649 با تشکر از مطلب خوبی که نوشتید و حقیقتی تلخ بود ولی نه تمام آن
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
سلام ؛ در ابتدای کلام باید بگم که یادداشت خیلی قشنگ و دلنشینی بود...بله این هم یک زاویه ی ماجراست.اینکه موجی از بی اعتمادی تووی دل های مردم بیفته.ولی به نظر من،در حال حاضر تووی جامعه ی ما میزان فساد و کارشکنی و قانون گریزی ، میزان سواستفاده از ناآگاهی مردم انقدر زیاد شده که آدم ها دیگه نمیتونن مثل زمان های قدیم خوش بینانه وارد اجتماع بشن.الان دیگه شعار همه این شده که "اعتماد نکن"و فکر میکنم خودمون هم به عنوان عضوی از اجتماعمون خوب این مسئله رو میتونیم لمس کنیم. طنز در حاشیه، با استفاده از روش بزرگ نمایی و اغراق و لودگی خواسته به جامعه طعنه بزنه.(البته این سریال میتونست در مورد هر قشر دیگه ای هم باشه مثل سریال قهوه ی تلخ.ولی حالا ما اینجا قشر پزشکان رو به عنوان مثال در نظر می گیریم).دقیقا همون کاری که الان شما تووی یادداشتتون انجام دادید.مردمی که بچه شون مریضی سختی داره ولی در اثر یک سریال ترجیح میدن از داروی اکرم خانوم به جای نسخه ی دکتر استفاده کنن مسلما تمام جامعه نیستن.نکته اینجاست که" شما "می خوایید روی کدوم قسمت ماجرا تاکید کنید و "چی" بگید. به احتمال زیاد قصد ندارید بگید تمام مردم ما انقدر بی عقل و بی فهمن که به همین راحتی قید کل علم پزشکی کشور رو میزنن و با جون بچه ی خودشون بازی میکنن و منظورتون از این یادداشت توهین به مردم نیست فقط خواستید بگید چنین اثراتی هم میتونه این سریال به دنبال داشته باشه ، ولی به شیوه ی اغراق...دقیقا مثل مهران مدیری. مهران مدیری تووی سریال در حاشیه خواسته به زبان طنز و اغراق به "قسمتی" از جرایم رایج در جامعه اعتراض کنه و اون هارو برجسته کنه ، به هیچ وجه نخواسته بگه همه ی جامعه ی پزشکی همین طور هستند.در واقع اصلا نخواسته تمام جامعه ی پزشکی رو نشون بده. فقط خواسته بگه اینجور چیزایی هم هست.به اغراق نگید سیاه نمایی چون اولا اغراق یک گونه ای از طنزه و ثانیا واقعیت اینه که الان دور و زمونه طوری شده که واقعا بعضی دکتر ها انقدر بی وجدان شدند که مرتکب چنین کارهای وحشتناکی بشن و با جون مردم بازی کنن.شاید توو شرایط پنجاه سال پیش میشد به این طنز گفت سیاه نمایی ولی درحال حاضر ما شاهد همه ی این ها توو ی جامعه مون هستیم.
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
ضمنا ار نقدی که برای یادداشتم نوشتید خیلی سپاسگزارم و لازم میدونم به عنوان پاورقی دوم این رو هم اضافه کنم که من تووی تجربه ی شخصی خودم دکتری رو دیدم که برای یک بیماری ساده ، تشخیص به جراحی داده بود. دندون پزشکی که پروانه اش باطل شده بوده دندون های شیری منو وقتی کوچیک بودم پر کرد ، اون هم با وسایل غیر استریل و باعث شد من 4تا از دندون هام رو عصب کشی کنم و تهش؟...هیچ اتفاقی برای خودش نیفتاد! دکتر اورژانسی که مریض براش آوردن و میگه شامم تموم میشه میام منتظر باشید...توو بخش اورژانس!!! من یک منتقد متخصص نیستم، من به عنوان یک فرد عامی و عادی که دارم اینجا زندگی میکنم لازم میبینم که فرهنگ اعتراض و زیر سوال بردن هرچیزی یواش یواش جا بیفته و هر انتقادی رو تووی نطفه سرکوب نکنن.اگر کسی خودش رو یک پزشک شریف میبینه ، یک وکیل شریف ، سیاستمدار...هرکسی ، اگر کسی تووی زمینه ی کاری خودش شریفه بیاد و با مردم هم نوا بشه ، بیاد و بگه مایه ی ننگ منه که چنین چیزهایی تووی فیلد کاریم وجود دارده تا اینجوری متخلفان هم دست و پاشون رو جمع کنن. شاید اولش که این فرهنگ بخواد جا بیفته چنین پیامدهایی که شما میگید هم داشته باشه ( هرچند که مثلا اگر این سریال پخش نشه مردم فکر نمی کنن که توو جامعه ی پزشکی هم تخلف هست؟فقط همین یک سریال این تفکررو به وجود میاره؟!؟! ) ولی حتی اگر اینطور باشه هم به مرور جامعه به وضعیت تعادل میرسه. بلاخره باید از یک جایی شروع کرد...
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
سلام و درود مجدد... من هم در ابتدا نسبت به این طنز خوشبین بودم تنها به این علت که حداقل قراره حقوق مریضان رو بهشون نشون بده...یا روال اداری یک کمیسیون پزشکی...یا حداقل آگاهی از حداقل حقوق یک بیمار....در ضمن من در همه ی نظرات و متن هایم به وجود فساد در آموزش و نظام پزشکی اشاره کردم...ولی برای تعمیر یک خانه از درون بسیار بهتر از تخریب کردن به امید ساختن دوباره هست.و در این تخریب مصلما پزشکان کمترین آسیب رو نسبت به خود مردم میبینند. یک مثال ساده میزنم.مریضی که مبتلا به زخم معده است یا هر مشکل دیگر مربوط به سیگار باید سیگارش را ترک کند.افرادی که از دخانیات و قلیان استفاده میکنند هم درصد بزرگی از جامعه را تشکیل میدهند...در حال حاضر فکر میکنید چند نفر از آنها حاضرند سیگارشان را برای سلامتیشان ترک کنند.!؟ درصد کمی آن هم به خاطر اعتقاد به اینکه به حرفهای دکترشان اعتماد دارند.قبول دارند که او اطلاع زیادی از مسائل سلامتیشان دارد.به عبارت دگه اعتماد و شان پزشک اثر زیادی در انجام دستورالعمل او دارد.مثالی دیگر...یک مریض که مشکلی مزمن دارد که در آینده باعث گرفتارشدنش میگردد..کافی است یک پزشک عمومی در روستا بهش بگوید چیزی نیست و خودش خوب میشود .حال اگر ده فوق تخصص به او بگویند که باید دارو مصرف کنی چون نظر آن پزشک عمومی فعلا برایش صر فه ی مالی بیشتری دارد و اکنون دردی ندارد ترجیح میدهد به حرف او گوش کند...حال فرض کنید شان پزشک کم رنگ شود چگونه میتوان او را راضی کرد برای بیماری که هنوز دردی از آن حس نمیکند باید دارویی با هزینه ی زیادمصرف کند.!؟ من نمیگویم که اکثر مردم و یا ما جاهلیم...ولی قبول کنید اکثر ما بی توجهیم نسبت به سلامتمان...و بازهم تاکید میکنم از نظر من در این فیلم تا به حال هیچکدام از پزشکان نشان داده شده کارامد نبوده اند. هیچ درمانی و یا دارویی درست تجویز نشده است...وبا فکوس کردن روی درصد کمی از پزشکان سلامتی جامعه و شان پزشکان به خطر افتاده است. و این نقد نقدی مخرب است تا سازنده..و نتیجه ی این عمل سالها بعد مشخص خواهد شد.
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
سلام و درود مجدد..... مطمعن باشید پزشکان حاذق جامعه ی پزشکی ویا من که یک دانشجوی ایمن رشته هستم خیلی از نمونه مثال هایی که عرض کردید و خیلی بیشتر از اینهاست رنج می بریم. از لحاظ آموزشی...ابتدا خدمتتان عرض کنم در نظام پزشکی ایران فقط ورود به رشته ی پزشکی سخت هست و کودن ترین افرادی که توانسته اند به این رشته وارد شوند حتی اگر شده بعد 10 سال فارق التحصیل می شوند.حال نحوه ی  ورود...سهمیه ها....بینالملل ها که نصف  سهمیه های دانشگا هها ی دولتی را به خود اختصاص داده اند در این مقوله نمی گنجند.پزشکان کشورهای دیگر جهان سوم مثل اندولزی.فلپین.مجارستان. ترکمنستان و دیگر کشور ها را هم کار ندارم چون وضعیتشان مشخص هست....جدا از این ها نحوه ی آموزش و واحد هایی که  برای یک دانشجوی پزشکی در نظر گرفته اند اصلا با نظام های پزشکی کشورهای پیشرفته مطابقت ندارند...به این هم کار ندارم.وقتی یک پزشک مجبوراست  برای قرارداد بستن با یک مرکز  درمانی و ابقا در آن یا بخاطر طمع ...تعدادی بسیار بیشتر از استندارد جهانی را معاینه کند.....انتظار داریم تعداد خطا های پزشکی بالا نرود. از نظر این جانب  که ااز درون این جامعه دارم به آن نگاه میکنم...فقط سه چیز میتواند این خانه و نظام را تعمییر کند...1-تدوین نظام آموزشی سختگیرانه و مطابق با الگو های جهانی...2-اطلاع تمامی مردم از حقوق خود در مقابل پزشک و اطلاع رسانی آن ها به  نظام های نظارتی بر پزشکان-3-انجام  نظارت دقیق سازمان پزشکی براعمال پزشکان بدور از آقازاده و پارتی نگری و رشوه خواری و همچنین محرومیت از کار  یا جریمه های سنگین برای تمام پزشکان غیر متعهد(طمع کارو بدون وجدان کاری) و غیر متخصص...شامل اشتباهات پزشکی در هر سطحی... و البته بالا بردن سطح آگاهی مردم نیز بخشی از این پروسه هست که متاسفانه  انتظار داشتم در فیلم در حاشیه به آن اشاره شود...که هیچ متاسفانه اشاره ای نشد. تا وقتی که مردم حاضر باشند برای هزینه ی کمتر که البته باز هم مشکلش به سازمان ها ی بیمه ی در مانی بر میگردد...پیش یک دندان ساز تجربی بروند که صرفا برای کاهش هزینه هاش از استریل سازی چشم بپوشد و یا به خاطر طمع عمل و هزینه های اضافی بر گردن مریض بگذارد...چنین کسانی در گوشه ی دخمه ها به کارشان ادامه خواهند داد. البته این روش نطنز ها هم  و حمله به مشکلات بدون اراعه راه حل هم میتواند در دراز مدت نیز به این هدف نایل بیاید ولی هزینه های گزاف آن را در درجه ی اول جامعه و در درجه ی بعد شان جامعه ی پزشکی خواهد داد. باز هم متشکرم از متن خوبتان.....تکرار کنم که هدف اصلاح جامعه ی پزشکی شاید باشد ولی راه ها و دیدگاه ها متفاوت است..مثل تخریب به امید نو سازی یک خانه یا تعمیر اساسی  آن
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
مطلبتون خوب بود و موضوع جالبی رو مطرح کرده بودید که من همیشه بهش قکر مسکنیم,اینکه ما خودمون داریم خودمون رو نابود میکنیم.البته یک نکته در مورد وکلا هست که دستمزدشون ربطی به برد و باخت نداره,در واقع شما پول استخدام ایشون رو می پردازی چه ببازه و چه ببره. دوست وکیلی دارم که از خانواده های کم بضاعت حق الوکاله نقدی نمی گیره,مثلا به عنوان حق الوکاله لیوان,بشقاب,ترمه,صنایع دستی یا هرچیزی که اون خانواده تو خونشون داشته باشن می گیره.دفتر کارش هم پر شده از همسن وسایل!----البته نمسگم که ادم خوبیه اما کار خوبی انجام میده گرچه خانوادش اصلا راضی نیستن
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
بله ، در مورد وکلا قانون مشخصی هم برای دستمزد وجود نداره. من از نظر انصاف و وجدان این موضوع رو مطرح کردم...اینکه موکل به امید حل شدن پرونده اش زیر بار دستمزد بالا هم می رود ولی وکیل هیچ تعهدی و اجباری برای بردن پرونده روی خودش نمی بیند و عملا نتیجه برایش فرقی ندارد... ( البته قطعا بلا نسبت خیلی ها ، اینجا یک قشر خاص مورد توجه من است )
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
با تک تک حرفات موافقم ، مخصوصا پاورقی :)
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
خیلی ممنون :)
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
من باپاورقی درموردتنهاکس موافق نیستم چون هنرمندان دیگه هم هستندولی کلانمیدونم چرامردم جنبه حرف حق راندارند.......................
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
تنها کس...خب من قطعا همه ی هنرمندان رو از نظر نگذروندم !! البته کسان بی شمار دیگه ای هم هستن. :)) مردم تا آن جا که حرف حق دامن خودشان را نگیرد خیلی هم طرف دارش هستند :)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
یادداشت خوبی بود... با کلیت حرف شما و نمونه مثالها موافقم... باید در نظر داشته باشیم که در همه مشاغل و اصناف همه جوره اش پیدا میشهغ نه اینجا، همه جای دنیا. یک کمی که بگذره و ایشالا چندتا سریال و فیلم دیگه شاید یک دهه دیگه اطمینان دارم که دیگه کسی اینطور معترض نمیشه. چون هیچ قشری در حقیقت تافته ای جدابافته از جامعه نیستند و حتی مجلس شورای اسلامی، قضات، پلیس، و ... هم باید نقد بشن(بماند که نمیشن و تابو هستند). و هر نقدی الزاما سیاه نمایی نیست. تا سیاهی وجود نداشته باشه؛ سیاه نمایی معنا نداره. سینما (کاری به تلویزیون "ملی" ندارم اینجا) یه جورایی آینه جامعه است. بازخورد و انعکاسِ موجودیِ جامعه، بضاعتِ جامعه. پس نگران چیزی نباشیم و اجازه بدیم همین روال ادامه پیدا کنه تا شاید.. شاید در اینده به مشاغل مهمتری هم برسیم... تا نقدی نباشه و آسیب شناسی نشه و مردم بیدار نشن کماکان شاهد تخلفات و فساد در پستوها، زیرمیزها، ادارات و ... هستیم.. به امید ایرانی آبادتر، شادتر و صبورتر. :-)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
سلام و درود...با شما موافقم...نقد سازنده و پرهیز از سیاه نمایی میتواند موجب پیشرفت روز افزون جامعه شود.
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
بله ، منم همونطور که تووی نظرات بالاترم اشاره کردم با این روند موافقم. بلاخره باید از یک جایی شروع کرد.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
ضمنا: حزانت نه، حضانت.
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
بله؛ ممنون :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
من به شخصه با سریالهای آقای مدیری خیلی ارتباط برقرار می کنم و این سریال هم خیلی جاها واقعا کنایه های بسیار ظریف و بسیار مقارن با حقیقتی رو داشت که واقعا هم لازم بود به نظر من اما متاسفانه در برخی سکانسها هم به لودگی کشید که از آقای مدیری بیش از این انتظار می رفت اما شنیدم که سانسور فراوان، باعث درخشش بیش از اندازه نقایص سریال شده و غیر این هم به نظر من در هر صنفی خوب و بد وجود داره و از هر صنفدر درجه اول، توقع وجدان کاری میره که آقای مدیری هم سعیش رو کرده بود که این مطلب رو هم در سریال بگنجونه که متاسفانه و متاسفانه علیرغم استقبال مردمی با دخالت وزارت بهداشت، به یک پایان دنباله بریده رضایت داد ... ممنون از متن خوب شما.
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
باز هم تشکر میکنم ار مطلبتان و اینکه به این بحث مهم پرداختید.شاد و سلامت باشید.:)
لیلا
لیلا
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
3قای مدیری بهترین طناز کشور است که تمام کارهایش بدون اغراق و چاپلوسی ساخته میشود در حاشیه سریال بامزه ای است که طی ان شاهد رخ دادن اتفاقاتی بد برای بیماران هستیم که در دنیای واقعی متاسفانه حقیقت دارد دو ماه پیش اخبار 20:30 شکایت خانمی را بررسی کرد که غده ای در معده اش بود ولی دکتر بعد از انجام ازمایشات به اشتباه داروهایی به ان خانم نسخه میدهد که اگر دوره مصرفش را تمام میکرد طبق گفته متخص دچار ایست قلبی میشد این مثالهای تلخ و زجر اور تو جامعه ما زیاد است وقتی بکی پیدا میشود در غالب طنز تلخ و فاخر گوشزد میکند این ما هستیم که باید ازش حمایت کنیم نه اینکه بگویم سیاه نمایی میکنه چامعه در بعضی اصناف سیاه شده است و حالا یه باجراعت به اسم مهران مدیری اومده و میخواهد مردم را با هنر و طنز اگاه کنه در خصوص ایرادات پزشکی کسانی که از این برنامه ایرادات صدمن ی غاز میگیرن و میگن سراسر توهین است کسانی اند که جیب خودشون مهمتر از عمر و وقت ادمهاست من چنین ادمهایی را ب شخصه لعنت میکنم داد مردم مظلوم نفرین به گریبان چنین ادمهایی میشود مطمعن باشین
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨