تو شبیهِ شراره‌های منی / شعر
شعری سروده خودم

تو شبیهِ شراره‌های منی / شعر

نویسنده : raha_sl

مثلِ یک شعله همیشگی‌ام... تو شبیهِ شراره‌های منی

تو شبیهِ همان نگینی که لایقِ گوشواره‌های منی!

آسمان شب شده که بو بکشد عشق را با مشامِ آغوشش

من که آغوشِ آسمانِ توام! پس تو حتما ستاره‌های منی...

هر چه خود را کنار می‌ریزم تو از آن جلوه می‌کنی ناگاه 

تو همان روحِ بی گناهی که هستی تکه پاره‌های منی

گاه یک اتفاقِ بی صبرم... مثلِ یک اختیار در جبرم 

گاه یک مرده در دلِ قبرم که تو بانگِ دوباره‌های منی 

تو برایم سپیدیِ یاسی... زودرنجی... همیشه حساسی!

شاعرم چون تو اوجِ احساسی... چون تو در استعاره‌های منی...

(رها)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
من که آغوشِ آسمانِ توام! پس تو حتما ستاره‌های منی...چه قد قشنگ....پر از حس های واقعی...
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنونم نرجس عزیز...خوشحالم که احساسش برات واقعی بود:)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
سلام و درود...بسیار زیبا و پر از احساس بود ...قلمتان مستدام :)
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
سلام به شما ممنونم برای حضورتون
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
:) خیلی دلنشین و زیبا. موفق باشی رهای عزیز :)
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
خوشحالم که دوس داشتین هدی مهربون:*
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
حسی خوبی بهم داد ، پر واژه باشی شاعر بانو :)
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
منم نونم زهرای عزیزم باورت نمیشه که جمله ی "حس خوبی بهم داد" توو کامنتت چقد خوشحالم کرد... واقعا خوشحالم که ارتباط برقرار کردی:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٣
٢
٠
مثل همیشه سرشار از حس های خوب و دلنشین... چقدر خوب می نویسید بانوی شاعر...! بهترین روزهای اردیبهشتی رو براتون آرزو میکنم :-)
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٤
١
١
ممنونم که وقت گذاشتید.. شما همیشه لطف دارید
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
خیلی خوب بود و قشنگ :) زیبا بود و دلنواز :))
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
خیلی ممنون:) نظر لطفتونه:)
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
رها فک کنم نیاز به تعریف و تمجید نیست چون خودت حتما میدونی کارات واقعا قوی و خوبه :)) فقط به نظرم پایان کارت اونجوری که باید محکم و کوبنده نبود و یه چیز دیگه هم اینکه اون عبارت "کنار میریزم" خیلی جالب نبود، یعنی دز شاعرانگیش پایین بود ! :))
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
ممنونم لرای لطف همیشگیت محبوبه جان:) و خیلی خیلی ممنون که باهام روراستی عزیزم شاید بخاطر اینکه اخرش ضربه ای نداش همچین احساسی داری راس میگی الان که بهش فک میکنم یجوریه که انگار میتونس ادامه داشته باشه اما خب اون موقه بیشتر ازین نتونستم واقعا(هرچند میدونم این توجیه درستی نیس!!).. درمورد کنار میریزمم منظورتو خیلی خوب نفهمیدم راستش! منظورت خود کلمس!؟ یا مفهومش؟ بازم ازت ممنونم:) لطف بزرگی کردی در حقم😘😍
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
:)) والا منظور خاصی نداشتم ! آدم مفهومو میگیره ولی فقط یه خورده به نظرم نا مانوس اومد برام که البته میتونه سلیقه ای هم باشه :))
b_shooshtari
b_shooshtari
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
خیلی خوب:)
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
ممنون از لطفتون:)
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
برای بیت اول ادامه ... منم آن تک درخت عاشق .... توباز همان تودلیل شکوفه های منی منم آن دریا مواج عشق ... تو جواب قطره قطره های منی باتشکر از شما وشعر عالی تون ... دیگه تبع شعره دیگه یهو گر میگیره...
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
خیلی ممنون از لطفتون .. خوشحالم کردین با کامنت شاعرانتون
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
سلام زیبا بود...ولی تو محتواش خودخواهی و غرور بود...
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
به نظر من که اینطور نبود، البته اگه منظورتون غرور و خودخواهی به معنای بدش باشه! :)) اگه یکی شعله ست، اون یکی میشه شراره! اگه یکی نگینه، اون یکی میشه گوشواره! اگه یکی آسمونه، اون یکی میشه ستاره! میبینین؟! شاعر، خودش و مخاطبش رو شایسته ی هم میدونه و این غرور بیشتر به نظرم حس ستایشه که هر عاشقی نسبت به معشوقش داره :))))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
منظورم اینه که باید ...تو همان نگینی که لایق منی...باید اینجورذی باشه معمولا...من لایق تو باشم...باشه...مثلِ یک شعله همیشگی‌ای... من شبیهِ شراره‌های توام من شبیهِ همان نگینی که لایقِ گوشواره‌های توام!....باید به این صورت باشه...مثل اینکه بگی:پی من آواره ای لیلی...تو که داری به من میلی...و...همیشه عاشق باید معشوق رو لایق خودش بدونه نه خودش رو لایق معشوق...
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
خیلی ممنونم بابت دقت و توجهتون...حق با شماس شاید در نگاه اول اینطوری بنظر برسه اما حقیقتش اینه که منظور من توو این کار حرف های "انسان" با "خدا" بود نه عاشق و معشوق... و چون انسان اشرف مخلوقاته میتوته خودشو از همه بالاتر بدونه( از همه منهای خدا) من منظور شما رو کاملا متوجه شدم اما من نمیخوام بگم تو گوشواره ای هستی که من نگین لایقشم چون این بنظرم مفهوم(اعوذبالله) نیاز داشتن خدا به بنده رو القا میکنه...اما میگه تو تنها نگینی هستی که لایق گوشواره های منی ینی من اشرف مخلوقاتم و ارزشمندم اما فقط تویی که میتونی ارزشمندی منو درک کنی نه هیچکس دیگه .. نمیدونم تونستم منظورمو واضح برسونم یانه ..واقعا ممنونم
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
دقیقا محبوبه جان ..خیلی ممنون که احساستو توضیح دادی:) خوشحال شدم از شنیدنش😘
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
سلام...ممنون...
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
رهاجو نمثل همیشه عالیییییییییییییییییییییی
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
به به شما همون دلنیای ناشناسی!؟ خیلی ممنون مهربون ..خوشحالم که دوباره کامنتتونو پای کارم میخونم با همون حروف کشیده!;) ممممرررسسسیییی تبریک برای عضویت خانووم:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات