این روزها منتظر برگشتن‌ات هستم

این روزها منتظر برگشتن‌ات هستم

نویسنده : alistersi

این روزها تاب و تحمل یک اخم را هم ندارم. گویی هر اخم، همچو نمک بر زخم‌های بی شمار دلم فرو می‌ریزد و من از اعماق وجودم فریاد می‌کشم.

چقدر شبیه سکوت شده‌ام، با یک جمله می‌شکنم. احساساتم شیشه‌ای شده‌اند و چقدر نازک. به راحتی با یک نگاه تلخ تو، فرو می‌ریزند.

این روزها «دل تنها، میان جمع هم تنهاست». این روزها در لحظه لحظه «حضور نبودنت» زندگی می‌کنم. فقط به امید اینکه باز، برای یک بار هم که شده عطر پیرهنت را استشمام کنم.

و آن روز آماده‌ام که در آغوشت با تمام وجود جان دهم.

 این روز ها منتظر برگشتنت هستم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
ممنون خلاقانه و زیبا بود:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
سلام؛ اولین مطلبتان مبارک. به جمع جیمیان خوش آمدید.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
امیدوارم انتظارتون کش دار نشه:) راستی خوش اومدین
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/١٣
١
٠
نمیداند دل تنها میان جمع هم تنهاست / مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست / نباید هیچ میپرسید، نباید هیچ میگفتم / خودش از گریه ام فهمید مدتهاست ... مدتهاست // مرسی برای استفاده از این غزل زیبای جناب فاضل نظری در دلنوشته تون :) موفق باشید.
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٢/١٣
١
٠
سلام،قشنگ بود،ممنون
j_seyedi
j_seyedi
٩٤/٠٢/١٣
١
٠
سلام..خیلی خوب بود...هییییییی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
سلام..خیلی خوب بود...هیییییی؟؟؟؟
ali_f
ali_f
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
دوستان لطف کنید به وبلاگم سر بزنید... درسته قشنگ نمی نویسم اما دوست دارم در مورد نوشته هام نظرتون را بدونم: http://Ali00.blog.ir
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
متن زیبایی بود
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
وا ی چههههههههههههههههههههههه غمگییییییننننننننننننننننن
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
کوتاه بود و گویا ..و البته تلخ...:-(
m_s
m_s
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
به یادمی آورندخاطراتت را.....این بارانهای گاه وبی گاه بهاری!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠