من هم قرار نیست واقعا عاشق کسی باشم

من هم قرار نیست واقعا عاشق کسی باشم

نویسنده : وبگردی

یک وقتی می رسد که همه مان می فهمیم باید قبول کنیم که کسی قرار نیست که دست روی گونه مان بکشد. و قرار نیست موهایمان را ببافد و یا از روی صورتمان بیندازد پشت گوشمان. و قرار نیست قبل از خواب برایمان لالایی بگوید. و قرار نیست توی بغل کسی به خواب برویم - چون گرمایی هستیم و وقتی گرممان شد با جفتک انداختن فرد مورد نظر را از خود دور می کنیم! - و قرار نیست کسی هر روز صبح آنقدر نگاهمان کند و منتظر بماند تا بیدار شویم. و قرار نیست قبل از اینکه برود سرکار ما را ببوسد. یا بعد از اینکه از سر کار برگشت ! و قرار نیست چهار شنبه ها برایمان گل بخرد. و قرار نیست بفهمد ما آهنگ های فلان گروه را بیشتر از آهنگ های راک دوست داریم. و قرار نیست بفهمد چقدر دوست داریم با صدای خودش برایمان کتاب بخواند. - و حتی آنرا اشتباها انجام بدهد و باز هم نفهمد. - و قرار نیست کسی با ما زیر نور ماه قدم بزند. قرار نیست دستمان را بگیرد ببرمان بیرون تا کنارمان قدم بزند. قرار نیست کسی روز تولدمان برایمان یک عروسک گنده هم قد خودمان بخرد. کسی قرار نیست بجای ادکلن برایمان کتاب کادو بیاورد. کسی قرار نیست بهمان بگوید چقدر خاکستری افسرده نشانمان می دهد و بعد بگوید چرا یکم زرد نمی پوشیم؟! و تلخ ترین قسمتش جایی است که می فهمیم قرار نیست کسی واقعا از ته دلش عاشقمان شود و تمام جزئیات لعنتیِ ما را بداند. - و برایش مهم نیست که ما همه ی جزئیات لعنتی اش را می دانیم و واقعا عاشقش هستیم! - همه چیز های عاشقانه و خوب و قشنگ قصه است.

دنیای واقعی جای واقعا عاشق شدن نیست. جای واقعا دوست داشته شدن هم نیست. دنیای واقعی جای تصمیم های احمقانه مثل ماندن پیش پدر یا مادر بعد از طلاق، رفتن به دانشگاه‌های دور و خوب یا ماندن پیش خانواده ی همیشگی، دوستی یا دشمنی با فلان آدم مهم، انتخاب بین بد و بدتر، جای فکر کردن به حق انتخاب های مسخره و مضحک و جای دست و پا زدن توی چیزهای چندش و لزجی مثل دروغ و نفرت است.. دنیای واقعی جای الکی خوشحال بودن است. جای خوشحال نشان داده شدن برای اینکه بهت انگ نزنند. نگویند بچه‌ای. نگویند احمقی. و هزار حرف عن دیگر که هر روز و شب مته می شود می رود توی مخت. از این افسرده بودن خسته شده ام و اینکه نمی توانم شاد باشم واقعا افسرده ترم می کند. تف به این زندگی که هی قرار نیست کسی واقعا عاشقت باشد!

================

منبع:

http://m-d.blogfa.com/post/77

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
من اینجاشواصلادوست نداشت این کاراحمقانه ایس که آدم بعدطلاق بامادروپدرش زندگی کنه به نظرشما؟
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
منطورشون اینه که آدم باید پیش پدر و مادرش(هردو 9 باشه و این احمقانس که از ادم بخان یکیشو انتخاب کنه!البته بنطر من +موافقم دنیا اینقدرها نمیتواند زیبا باشد! که اگر بود ... که اگر بود!!
محدثه
محدثه
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
منظورم بعد از طلاق پدر و مادر بود . اینکه بعد از طلاق پدر مادر مجبورید انتخاب کنید پیش مادرتون باشید یااا پدرتون. نه با مادر و پدرتون...
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
منم تایید می کنم.
y_rahimi
y_rahimi
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
اینکه مجبور باشی تصمیم بگیری که پیش پدرت میخوای زندگی کنی یا مادرت احمقانست. از یک جایی به بعد انگ "بزرگ شدن" بهمان می زنند و انتظار دارند خودت بمانی رو روی پای خودت بایستی.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
همیشه میشه عاشق شد و هیچ وقت قرار نیست چیزهای خوب فقط توی قصه ها اتفاق بیوفته
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
چه خوشبین و معصوم!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
شاید از نظر شما خوش بینی باشه ولی من هم دارم توی همین دنیای شما زندگی میکنم دنیا اینقدر ها هم تیره و تار نیست که توی این متن تصویر شده دنیا رو ما آدم ها میسازیم برای شاد بودن برای عاشق بودن و برای دوست داشته شدن فقط باید بخواییم تا نخواییم چیزی تغییر نخواهد کرد باید دست از افسرده مانی برداریم متاسفانه خیلی از ما جوان ها خودمون رو زدیم به افسردگی
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
دلم نمی خواد بگم ولی اکثر ما دچارش شدیم ....
sepide_b
sepide_b
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
من این دنیای شما رو تجربه کردم :) دوستش نداشتم ، پس کنارش گذاشتم ، چون میخواستم زندگی کنم :) من توی دنیای خودم خوشحال ترم.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
دنیارو برای خودت میتونی تغییر بدی...کافیه فقط ی نفر رو داشته باشی...باخدا باش پادشاهی کن..بی خدا باش هرچه خاهی کن
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
دارم دست و پا میزنم توش. بین دنیایی که شما گفتی و دنیایی که سپیده بانو گفتن ولی مشکل اینه که من تو دنیای خودمم خوشحال نیستم! امروز فهمیدم! وقتی درختی رو دیدم که شاخه اش افتاده زمین و کاری نتونستم براش بکنم. وقتی خواستم یه مورچه رو از ضربات مامانم نجات بدم ولی خودش نخواست... سخته سخته. کلا بستگی داره نوع نگاهت به دنیا چی باشه اون وقته که یا میتونی شاد باشی یا غمگین یا هر دو یا هر چی که بخوای. به نوع نگاهت بستگی داره فقط...
محدثه
محدثه
٩٤/٠٢/٠٦
١
٠
خب دنیا هم خوبی داره و هم بدی. تفاوتش توی اینه که به کدوم قسمت توجه کنید. این اولویتای مان که دنیای ما رو می سازن. :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨