امشب آن سیب سرخ را بده دستم / شعر

امشب آن سیب سرخ را بده دستم / شعر

نویسنده : b_shooshtari

تو غنچه‌ای و من آن شبنم حزین

گر رخ نشان ندهی می‌خورم زمین

تو قاتل تمامِ نگون بختی منی

من دزد شعر چشم توام نازنین*

این‌جا برای ما دو نفر هوا کم است

آن را تو گفتی و رفتی برای این

امشب نظاره کن این شعر خسته را

امشب بیا و دمی در برم بشین

امشب فقط برای تو گفته می‌شوند

امشب تمام غزل‌های این زمین

امشب کجای جهان از تو روشن است؟

امشب تو برای که کرده‌ای کمین؟ 

امشب آن سیب سرخ را بده دستم

امشب دو سه تا جرعه از لب شیرین

چشم تو یک نظرم نمی‌کند حتی

چشم تو یک نظر حتی... فقط همین

===========

* «من دزد شعرهای چشم تو هستم» شعری از محمدرضا عبدالملکیان

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dr_Maliheh
Dr_Maliheh
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
بسیار زیبا و دلنشین :)
b_shooshtari
b_shooshtari
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
ممنون:)
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
انتخاب زیبایی بود مرسی.
b_shooshtari
b_shooshtari
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
متشکرم. غزل رو خودم سروده بودم
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
ببخشید فک کردم کل شعر سروده عبدالرضا ملکیان هستش.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
زیبا بود.
b_shooshtari
b_shooshtari
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
ممنونم از شما
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
انتخاب خوبی بود.. مرسی :-))
b_shooshtari
b_shooshtari
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
متشکرم آقای شمشیری عزیز. غزل سروده ی خودم بود
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥