چرا صرفه جو نمی‌شوم!
حکایت این همه تبلیغات و مصرف بی رویه آب، حکایت نرود میخ آهنین در سنگ شده!

چرا صرفه جو نمی‌شوم!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

صفحه لپ تاپ جلویم باز است و در اینترنت در حال سیر و سیاحت هستم که گوشی تلفن زنگ می‌خورد. به محض برداشتن متوجه می‌شوم پیام صرفه جویی آب است که به صورت خودکار پخش می‌شود. «مشترک گرامی آیا می‌دانید که تغییر اقلیم آب و هوایی در مشهد اتفاق افتاده است و ما با کمبود آب مواجه هستیم، پس آب را درست نه؛ کم مصرف کنیم!» چند لحظه‌ای تحت تاثیر پیام هستم ولی همین که زمان شامل حالم می‌شود مانند اثر دارو که از بین می‌رود، پیام هم در ذهن من کمرنگ می‌شود. این داستان مرا به فکر می‌اندازد. چرا پس از این همه تبلیغات درباره صرفه‌جویی در آب که از جلد کتاب تا پیام‌های بازرگانی را شامل می‌شود، باز هم نیاز هست به ما بگویند که حواس‌مان به مصرف‌مان باشد! چرا هنوز آدم‌های زیادی را می‌بینم که شیر آب را بی‌رویه باز می‌گذارند؟ چرا باورمان نمی‌شود که کم‌آب هستیم؟ چرا برای کمبود بارندگی غصه می‌خوریم ولی حاضر نیستیم مصرف‌مان را مدیریت کنیم؟ 

 

|| می‌دانم اسراف می‌کنم ولی...

* با دوستانم در محوطه دانشگاه نشسته‌ام. چای سفارش می‌دهیم. سمیرا قبل از این‌که لیوان یک بار مصرف را آب جوش کند آن را می‌شوید. تعجب می‌کنیم چون به نظرمان لیوان تمیز است. پس از صرف چای هم دست‌هایش را شستشو می‌دهد. از مصرف آب در منزل از او می‌پرسم. می‌گوید که خودش می‌داند که آب را زیادی مصرف می‌کند. وقتی توی آشپزخانه مشغول کار است شیر آب باز است و بعد از دست زدن به هر چیزی دستش را می‌شوید. خودش می‌داند اسراف می‌کند ولی باز هم از این عادت غلط دست بر‌نمی‌دارد. می‌گویم این همه تبلیغات روی تو اثر ندارد؟ می‌گوید تبلیغات را خیلی باور نمی‌کنم. به نظرم دور از واقعیت می‌آیند.  

* زن‌ها بیش از مردها با آب و شست‌وشو سر‌و‌کار دارند. به خاطر همین می‌خواهم با چند خانم صحبت کنم. خیابان دانشگاه را پیاده طی می‌کنم که به یک خانم میانسال برخورد می‌کنم. فرهنگی بازنشسته است. ظاهری مهربان دارد و با گشاده‌رویی قبول می‌کند که سوالاتم راپاسخ بدهد. او هم اقرار می‌کند که آب را چند برابر استفاده می‌کند. سعی‌اش را می‌کند که آب را به اندازه استفاده کند ولی عادت‌ها را مانع می‌داند. می‌گوید این عادت‌ها از کودکی در ما شکل گرفته‌اند؛ به همین راحتی از سرمان نمی‌افتند.

از او در مورد تبلیغاتی می‌پرسم که میزان آب لازم برای وضو و مسواک را یک لیوان و برای غسل سه لیتر تعریف می‌کند. او میزان مصرفش را  بیش از این می‌داند. می‌گوید: «خیلی سخت است چیزی را که در وجودت نهادینه شده تغییر بدهی.»

 

|| بی‌تفاوت نباشیم!

بهترین کار برای گرفتن جواب سوالات این است که به متخصص مراجعه کرد. من هم برای پاسخ گرفتن به دکتر غلامرضا حسنی، جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مراجعه کردم و ایشان با مهربانی پاسخ سوالاتم را می‌دهند.

# دلیل اینکه احساس می‌‌شود تبلیغات برای کم مصرف کردن خصوصا بحث آب موثر نبوده است چیست؟

- الگوی مصرف به یکباره ایجاد نمی‌شود که بتوان در مدت کوتاهی تغییرش داد. تغییر الگوی مصرف نیاز به زمان دارد. باید دید رفتار چگونه شکل می‌گیرد. رفتار ابتدا یک نگرش و شناخت است که کم‌کم عمق پیدا می‌کند و به رفتار تبدیل می‌شود. تغییر در الگوی رفتار باید از مهدکودک‌ها شکل بگیرد. باید کانال‌هایی که تحت تاثیر آن فرد جامعه‌پذیر می‌شود را تقویت کرد. رسانه‌ها، آموزش و پرورش، گروه‌های اجتماعی و نهاد خانواده در این مسیر نقش دارند. بنابراین در این قسمت‌ها باید الگوهای صحیح مصرف را نهادینه کنیم.

# برای نهادینه شدن مصرف درست چه باید کرد؟

- در واحد خانواده باید آموزش‌ها را نه تنها به کودکان بلکه به والدین هم بدهیم. اگر والدین الگوی مصرف درستی داشته باشند به نسل بعدی هم منتقل می‌شود. حتی اگر در واحد آموزشی هم آموزش ببیند ولی در خانه رعایت نشود اثری ندارد.

 فرهنگ درست مصرف باید همه جا رعایت شود. خانه، دانشگاه، مدرسه، رسانه. مثلا نمی‌شود سازمان برق دیگران را تشویق به کم مصرف کردن کند ولی خودش روی این مورد حساس نباشد و روزها چراغ خیابان‌ها روشن بماند.

کمربند بستن که الان رعایت می‌شود. ابتدا کنترل اجتماعی شد و جامعه‌پذیری در مدارس و تیزرها و غیره صورت گرفت و الان به جرات می‌توان گفت که 75 درصد کمربند را می‌بندند. در حالی که قبلا 20 درصد هم رعایت نمی‌کردند. به وجود آمدن فرهنگ کمربند بستن را همه لمس کردیم. اگر کنترل بیرونی باشد یعنی هنوز نهادینه نشده. ولی وقتی درونی باشد دیگر بودن یانبودن پلیس اهمیت ندارد.

در موارد دیگر هم باید به همین شکل باشد و یک مشارکت و حرکت عمومی مستمر باید باشد. نمی‌شود برای مدت کوتاهی در مورد آب صحبت کرد و بعد تمام شود. اگر تداوم داشته باشد، فرهنگ جا می‌افتد. ولی اگر به صورت مقطعی الگوی رفتاری را تبلیغ کنیم و بعد رها شود فایده‌ای ندارد.

# ما «کلوا و اشربو ولاتسرفوا» را در فرهنگ دینی‌مان داریم. اگر دیندار باشیم آیا نباید رعایت کنیم؟

- گاهی ما وضوی مستحبی می‌گیریم ولی اسراف می‌کنیم. به خاطر مستحب کار حرام انجام می‌دهیم. این ادراک را باید به مردم انتقال داد که بخشی از دینداری همین است. وقتی صرفه‌جویی می‌کنیم، داریم یک آموزه دینی را اجرایی می‌کنیم. ما باید آموزه‌های دینی را در این سطح بیان کنیم.

به افراد آگاهی بدهیم، نه این‌که مردم را بترسانیم، باید عقلانیت الگوی صحیح مصرف را انتقال دهیم. این یک پشتوانه همگانی می‌خواهد تا تبدیل به رفتار واقعی شود.  ما گاهی این موضوع را فراموش می‌کنیم؛ مثل عبور از خطوط عابر پیاده که در مدرسه درس می‌دهیم، زنگ که می‌خورد هر جور دل‌مان بخواهد از خیابان عبور می‌کنیم. حتی معلم هم ممکن است آن را رعایت نکند.

# آیا الگو‌ها برای قشر خاصی است یا برای همه مردم؟ با کسی که ویلا و باغ و جکوزی و استخر دارد و به پشتوانه پولش؛ زیاد مصرف می‌کند چه باید کرد؟!

- برای این افراد باید مجازات اجتماعی داشته باشیم. نباید اجازه داد خلاف را با پول خرید. گاهی افراد پولدار ضروری نمی‌بینند الگوی رفتاری را رعایت کنند. علاوه بر مجازات اقتصادی باید مجازات اجتماعی هم داشته باشیم، مثلا او را مکلف کنیم تا در یک کار عام المنفعه مشارکت کند. 

ما پاداش‌ها و مجازات‌ها را فقط از بعد اقتصادی در نظر می‌گیریم. الگوی مصرف، الگویی رفتاری-اجتماعی است در حالی که ما می‌خواهیم از طریق اقتصادی (افزایش قیمت) آن را کنترل کنیم و مدام قیمت را بالا می‌بریم تا بتوانیم کنترل داشته باشیم که این باعث فشار آمدن به اقشار ضعیف‌تر می‌شود.

# آیا ایرادی به تبلیغاتی که در زمینه مصرف درست آب انجام می‌شود، دارید؟!

- باید در جزئیات آموزش داده شود. ما بیشتر در استحمام و شستشو یا آب دادن به باغچه اسراف می‌کنیم. گاهی باید لیوان‌ها را کوچک کرد. وقتی بشقاب بزرگ باشد برنج بیشتری داخلش می‌ریزیم. گاهی باید محسوس عمل کرد و گاهی نامحسوس تا الگوهای رفتاری تغییر کند.

روی قبض‌ها به جای متر مکعب مثلا بگوییم دو تانکر استفاده کرده‌ای تا میزان مصرف ملموس شود و فرد احساس کند باید تغییر الگو بدهد.. 

# تا الان در مورد کارهایی که باید در اجتماع و خانواده انجام شود صحبت کردیم، اگر می‌شود کمی فردی‌تر به موضوع نگاه کنید.   

- گاهی وقتی که شیر آب را باز می‌کنیم یا ماشین می‌شوییم، فقط به خودمان فکر می‌کنیم. باید خودخواهی‌مان را کم کنیم. در فرهنگ دینی می‌گویند هر چه برای خودت می‌پسندی برای دیگران هم بپسند! دیگر خواهی یعنی مدنیت.

# چه اتفاقی افتاده است که اروپایی‌ها با این‌که ممکن است مذهبی هم نباشند، الگوی مصرف درستی دارند؟!

- نظام تربیتی و اخلاقیات اجتماعی برای آن‌ها جا افتاده است و همه منافعش را می‌دانند. آن‌ها از لحاظ اقتصادی و اجتماعی برای این موارد تربیت شده‌اند. مثلا در کشورهای اروپایی کسانی که با وسایل شخصی اداره بروند، باشخصیت محسوب نمی‌شوند. شعار سال یکی از شهر‌های اروپایی این بود که وسیله‌ی شخصی من یک اتوبوس است. و با این نگرش هفتاد  درصد از وسیله‌ی عمومی استفاده می‌کنند. آن‌ها مصرف را همین‌گونه کنترل می‌کنند. در اروپا آب شرب و مصرفی یکی نیست و مردم آب شرب را در بطری استفاده می‌کنند.

# وقتی الگوی مصرف کسی به صورت غلط شکل گرفته است آیا می‌توان آن را تغییر داد؟

- دوباره اجتماعی کردن افراد کار مشکلی است ولی غیر ممکن نیست. انسان قدرت تغییر رفتارش را دارد البته این کار سخت است.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی هم خوب :) امید که بتونیم رعایت کنیم. سخته اما :))
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
بله :) سخته ولی غیر ممکن نیست. چیزی رو که از بچگی رفته تو ذهنمون بیرون کردنش کمی سخته :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
مثل همیشه زحمت کشیده بودید و موضوع خوبی رو هم انتخاب کردید.. گاهی اوقات بعضی چیزها از فرط بدیهی بودن به ورطه فراموشی می افتند متاسفانه... ممنونم برای این ارزشی که قائل شدید.. :-)) /// (در مقدمه مصاحبه، دو فعلِ انتهایی از یک "زمان" نبودند) .. موفق باشید خواهرم :-)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
اون پیام من رو به فکر راجع به این قضیه فرو برد. ممنون از لطفی که به مطلب داشتین. ممنون که با این دقت مطلب رو می خونین . واقعا نقدتون برام ارزش داره . درسته انگار بی دقتی کردم و این یکی از دستم در رفته. باید فعل «می کنم »استفاده می کردم. باز هم ممنون بابت نقد به جاتون. پاینده باشید بزرگوار..
هاچ
هاچ
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
آب را درست نه، کم مصرف کنیم؟!؟!؟!؟!؟!
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
بهله پیام تازه ای برام بود :)) خیلی منو به فکر فرو برد..
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
درسته ما مصرف میکنیم. ولی فقط 6 درصد آب شرین مال خونه هاست! بقیه ش کشاورزی و صنته! و متاسفانه مسئولان ما کلی تبلیغ میکنن واسه همون شیش درصد! ولی به حاش اسرار دارن تو تربت جام تو ظل آفتاب چغند قند بکارن که ما خودکفا بشین تو زمینه شکر!!! :| آب ول کنن تو زمین! به جای این که شکر وارد کنن و هزینه تبلیغات بدن که شکر مردم نخوردن! و هم برن اصلاح کنن مصرف تو این دو بخش!!! جالبه این همه تبلیغ واسه شیش درصده!!
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
حالا روی شش درصد زیاد اطمینان ندارم و باید تحقیق کنم. بله درسته که بیشتر اسراف اب در بخش کشاورزی و صنعته ولی اگر نگاه صرفه جویی رو همه داشته باشیم همون مسئول و همون سرمایه دار و کشاورز هم جز همین جامعه هستن و این نگاه رو خواهند داشت و سعی می کنند راهکارهای صرفه جویی داشته باشند. :)) ممنون از نظر خوبتون .
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
من اطمینان دارم خانوم زینبی :) موثقه! ولی باز شما تحقیق کنین :)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
:)) باشه چشم سعی می کنم تحقیق کنم و اگر نتیجه ای غیر این داشت بهتون اطلاع بدم :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
اتفاقا چند رو ز پیش یه آقایی داشت ماشین می شست بهش تذکر دادم و بهش برخورد منم گفتم این نهی از منکره اوضاع خیلی جدی و وخیمه :| :(
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
:)) آفرین. چه کار خوبی :) نعیمه جان ممنون بابت گزارشت. مصرفمون بیشتر از میانگین جهانی و بارندگیمون کمتر... بد وضعیه! البته بی کفایتی مسئولان هم کم تاثیر نداره! :((
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
اره واقعا اوضاع اب خوب نیست... و چه کار خوبی کردی که بی تفاوت نبودی ...
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون از وقتی که به مطلبم دادی :)اره فرانک جان همش در همه !:) یادمه یک مطلب شما هم در مورد خشکسالی کار کرده بودی.. بی کفایتی مسئولان که همیشه هست ولی همیشه نباید منتظر موند که مسئولین یک کاری بکنن :)
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
راستی سمیرا هم فک کنم وسواس داشته باشن!!! :دی
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
اره فرانک من که مطمئنم سمیرا وسواس داره !!:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
آخ گفتــــــــی :(( شیک نوشتی...باشد که پند بگیریمو بگیرند :)) قلمتآن مستدآم (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤