بی‌جنبه وایبری!
وقتی جنبه داشتن یک رسانه را نداشته باشیم

بی‌جنبه وایبری!

نویسنده : علیرضا گرانپایه

در روزگاری که موبایل یکی از آرزوهای جوانان هم سن من و شما بود، با ورود تلفن‌های همراه با قابلیت انتقال فیلم و تصویر بین یکدیگر، آسیب جدیدی در جامعه سرباز کرد. بولوتوث عاملی شد تا بسیاری از حریم‌هایی که تا قبل از آن توسط افراد جامعه به عنوان خط قرمز مطرح می‌شد، برداشته شود. فیلم‌هایی توسط جوانان بین یکدیگر رد و بدل شد که حتی دیدن آن تا قبل از این برای بسیاری از ما شرم‌آور بود. همان موقع همه جا حرف از بولوتوث بازی بود و این‌که مواظب باشید فیلم‌ها و تصاویر شخصی‌تان در حلقه بولوتوث بازی دیگران قرار نگیرد.

حالا چندسالی از این موضوع می‌گذرد و امروز دیگر کسی دغدغه بولوتوث را ندارد. امروز باید نگران شبکه‌های اجتماعی باشیم که به صورت قارچ گونه جای خودش را بین جوانان باز کرده است. اگر فکر می‌کنید منظورم از نگرانی شبکه‌‍‌های اجتماعی، مقدار زمانی است که جوانان ما روزانه با این شبکه‌ها سر و کله می‌زنند یا آسیب‌های روابط غیر متعارف در اینجور فضاهاست، سخت در اشتباه هستید. هر چند این موضوعات را باید مورد بررسی قرار داد ولی منظور من از نگرانی شبکه‌های اجتماعی، بلندگویی است که به دست هر یک از ما داده‌اند تا هر چه در فکرمان داریم را فریاد بزنیم. امروز برای شنیده شدن نیاز به یک پارتی برای انتشار حرفتان در روزنامه کثیرالانتشار ندارید، کافیست دست در جیب‌تان کرده و موبایل‌تان را در دست بگیرید. یکی از شبکه‌های دهگانه اجتماعی که عضو هستید را باز کرده و فکرتان را فریاد بزنید. احتمالا تا دقایقی بعد با کلی لایک، کامنت و شکلک در مورد فکرتان روبه‌رو خواهید شد. حالا احتمالا می‌پرسید باید نگران چه باشیم؟ مشکل از جایی شروع می‌شود که تجربه نشان داده است بسیاری از ما جنبه گرفتن بلندگو در دست‌مان را نداریم. اگر با حرف من مخالف هستید کمی تجربه‌های گذشته‌مان را مرور کنیم.

پزشکی از لحظه جان دادن یک هنرمند فیلم گرفته و در بلندگو خود این صحنه را فریاد می‌زند، بازیگری از صحنه درگیری خود با همسرش عکس گرفته و در بلندگو خود فریاد می‌زند، علی از صحنه درگیری دو عابر پیاده در خیابان فیلم می‌گیرد و با خوشحالی از تهیه پست لایک‌خورش آن را در بلندگویش فریاد می‌زند و ... . ما بیش از آن‌که با بلندگو در دست‌مان به دنبال فریاد زدن فکرها و ایده‌های‌مان باشیم، به دنبال دیده شدن و جلب نگاه دیگران هستیم. مهم نیست که با صحنه مرگ فجیع یک حیوان مخالف یا موافق هستیم، مهم این است که آیا این فیلم می‌تواند باعث دیده شدن ما شود یا خیر. شاید به همین دلیل باشد که در پست‌های خیلی از ما، می‌توانیم، موارد متناقض با یکدیگر زیادی پیدا کنیم. ما در بلندگو خود، هم حرف از توهین نکردن به مقدسات‌مان می‌زنیم و هم عکس خواننده‌ای که به مقدسات‌مان توهین کرده است را فریاد می‌زنیم. بنظر می‌رسد همان‌طور که روزگاری بولوتوث بلای جان تعدادی از جوانان شد، شبکه‌های اجتماعی نیز می‌تواند فرای اتلاف وقت و آسیب‌های جانبی‌اش، ما را به یک رسانه خطرناک تبدیل کند. رسانه‌ای که تنها هدف گذاری خود را دیده شدن به هر نحو ممکن قرار داده است.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/٢٩
١
٠
تلخ اما واقعیت
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
متاسفانه
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
جیمم شبکه اجتماعی محسوب میشه؟؟؟ آیا باید نگران جیم هم باشیم ؟؟؟
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
بعله محسوب میشه، باید نگران بود:)
هاچ
هاچ
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
آره جیمم همینجوریه اما چون صاحاب داره اوضاعش خیلــــــی بهتره! :دیییییی
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
کاملا موافقم با دوستان :)
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
وقتی دنیای مجازی جاشو به دنیای واقعی میده آدم حس میکنه خودشم وجود خارجی نداره :\ کلا حرف زدن تو دنیای واقعی هم یادمون میره :\ الان فهمیدی اعصابم از این شبکه ها خورده؟خخخخ
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی یادداشت خوبی بود واقعا این بلندگو ها ترسناکند ادمها را وارد مسایلی میکنند که اصلن به انهامربوط نیست بلکه حریم خصوصی است
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون، بعله داشتن چنین بلندگوها نیاز به جنبه داره واقعا
admin
admin
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
عجب تیتر خوبی داشت و پوستر بهتری
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون، دست آقای فروزان نیا درد نکنه:)
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٢٩
١
٠
این ویژگی ماست که از یک چیز مفید یک غول خطرناک بسازیم! بخاطر همون بی جنبگی! متاسفانه خودم بدجور دچارشم...ممنون از شما :)
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خواهش میکنم
R_ghazi
R_ghazi
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
واقعا تلخ اما خيلي درسته، خيلي جاها به جاي كمك به هم نوع خودمون فقط فيلم گرفتيم به اين ميگن انسانيت. 😔😔😔😔
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
بعله متاسفانه
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٩
١
٠
موضوع خوبی بود... با تئوری شما مخالف نیستم اما... اما.. اما "نگران" بودن کافی نیست. چیزی شبیه همون "دلواپس" بودنِ معروفه! کاش هر فرد در درونِ خودش بیدار باشه و شخصا با آگاهی قدمی برداره. امیدوارم هر چه زودتر این سالها و مراحل گذار از سنت به مدرنیته رو طی کنیم و به جایی برسیم که هر فرد بدونه که مسئول رفتارهای خودشه و با کمترین اشتباه و غفلتی میتونه بخشی از یک جامعه بزرگتر رو به نابودی بکشونه... امیدوارم.. :-))
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
بنظرم با دنیا امروز دیگه مرزها برداشته شده و نباید بگیم دوره گذار، چون هر لحظه یک تکنولوژی جدید میاد، باید از پایه این موضوع حل شود که مردم بدونن نباید از ابزاری که در دست دارن سو استفاده شود.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
میفهمم جناب گرانپایه... اما جامعه ما(در این نقطه از خاورمیانه) طبق تعاریفِ جامعه شناسی دقیقا در مرحله گذار از سنت به مدرنیته قرار داره. نشانه ها و مشخصه هایی داره و صدق میکنه.. اما از کلیت دقیقا باشما موافقم... مساله باید بنیادی حل بشه.
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
واقعا غم انگیزه که جنبه ی این چیزا رو نداریم ... من که همین یه ماه پیش همشونو حذف کردم ، اول با فیسبوک شروع کردم و یه سال پیش حذفش کردم ... بعد اینستام رو چند ماه پیش حذف کردم و یه ماه پیش هم واتس آپ و وایبرم رو ... الانم احساس آرامش بیشتری دارم تا اون موقع ...
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
با کار شما مخالف نیستم ولی احساس میکنم نباید اینگونه بازدارندگی از خطرات صفحات اجتماعی را نشر دهیم. یعنی بگوییم پاک کنید تا در امان باشید
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٣١
١
٠
موافقم باهاتون ، ولی بعضی وقتا واسه بی جنبه هایی مثل من همچین روشی بهتره ، اگر کسی میتونه واقعا کنترل شده و درست ازش استفاده کنه چرا حذف کنه ؟ خیلی راحت وقتشو درست تقسیم میکنه که هم به این شبکه هاش برسه هم به زندگیش :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
بدبختی که حتما نباید شکل صاعقه نازل شه سر آدم. وقتی بلد نبایم از امکانات درست و به جا استفاده کنیم همین میشه. یعنی چیزی سرمون نمیاد جز بدبختی!
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
بعله متاسفانه خانم نیک بنیاد
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٣٠
٢
٠
هیـــــــــــــع...ز دست "لاین" و "وایبر" هر دو فریاد!/که ما را بد رقم کردند معتاد!/امان از "واتساپ" و "بی تالک" و "تانگو"/"اینستاگرام" که دیگر کرده بیداد../چنان درگیر دنیای مجازیم/که دنیای حقیقی رفت از یاد.....الان قدر N63دوصفرمو بیشتر تر میدونم... مرسی از شما شیک نوشتین ودغدغه مند....باشد که پند بگیریم...قلمتآن مستدآم (^_^)
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
ممنون، مرسی از شعر زیبا و آهنگین
علی
علی
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
سلام . بسیار خوب
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٣٠
٠
١
انقد بدم میاد از این شبکه های اجتماعی که حد نداره :\ اینا نه نون میشه ونه آب فقط ذهن آدمو مشغول میکنه واز خانواده دور میشی. من خیلی وقته حوصله اینترنت ندارم .جیم هم چند وقت یک بار میام بخاطر دوستام سر میزنم که دلم براشون تنګ میشه همین.واقعا چرا نمیفهمن که لاین و وایبر بده؟؟؟باید به چه زبونی به بچه های حالا فهموند؟
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
مهم ماهیت وایبر و لاین نیست بنظر، مهم نحوه استفاده از این ابزاره که خیلی از ما یاد نداریم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
لاین و وایبر بد نیست. شیوه استفاده ما بده
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨