کنسرت پرندگان در مشهد!
گزارشی از باغ پرندگان که به تازگی در مشهد افتتاح شده است

کنسرت پرندگان در مشهد!

نویسنده : اکرم انتصاری

اولین باغ پرندگان شرق کشور در مشهد افتتاح شد. این خبر روز بیست و هفت اسفند نود و سه تیتر خبرگزاری‌های مختلف شد. انتشار این خبر یعنی یک جاذبه ی گردشگری دیگر به مشهد اضافه شد و لازم نیست برای دیدن باغ پرندگان تا تهران یا اصفهان برویم. هرچند این باغ هنوز نوپاست و تنوع پرندگان کمتری دارد اما بودنش غنیمتی است برای روزهایی که دوست داریم به یک باغ متفاوت با چاشنی کنسرت پرندگان (بدون نیاز به مجوز) در مشهد برویم.

 

|| بفرمایید باغ پرندگان!

خیام شمالی را بلدید؟ خب همان بلوار را ادامه دهید تا به منطقه گردشگری سپاد وارد شوید. وقتی الماس شرق و مجتمع وصال را دیدید مطمئن شوید که درست آمدید، سمت راست میدان دوم با این تابلو مواجه می‌شوید.

در گیشه فروش بلیت خانم نسبتا جوانی با ظاهری مرتب و لبخند پهنی خوش آمد می‌گوید. ورودی برای عموم 6000 تومان و زیر شش سال رایگان است. از فضای مسقف کوتاهی وارد باغ می‌شوم و قالی قرمز زیر پایم احتمالا به من خوش آمد می‌گوید. باغ شامل یک فضای مستطیلی است که سمت راست به فضاهای حفاظت شده و سمت چپ دو ردیف فضای سبز آزاد و یک ردیف محصور شده با تورهای فلزی ختم می‌شود. اولین چیزی که می‌بینم چند قفس خوش ساخت و یک تابلوی بزرگ با جمله کمی ذوق کور کن : «لطفا از غذا دادن به پرندگان جدا خودداری نمایید» است. 

چند متر آن طرف‌تر چند فضای مکعبی شیشه‌ای که هر کدام در دلش یک درخت و چند پرنده جا داده به صورت موازی ردیف شدند. در اولین خانه شیشه‌ای یک جفت کاکادوی سفید و سیاه (یک طوطی سان نسبتا بزرگ و کاکل دار) را می‌بینم. خیلی آرام روی شاخه نشسته‌اند و نسبت به هیچ کدام از رفتارهای محیرالعقول من واکنش نمی‌دهند. شاید تعجب آور باشد که همسایه این‌ها ده، پانزده جفت فنچ پر سر و صدا باشد. بعد از دیدن چند قناری در فضای مسقف شیشه‌ای، به استخر آبی در انتهای باغ می‌رسم و تا دلتان بخواهد مرغابی و قو برایم چشم نوازی می‌کند.

هنوز سرم برنگشته که یک جفت شتر مرغ می‌بینم که گردن‌شان را تا جای ممکن بیرون آورده‌اند و با حرکات‌شان سعی در جلب توجه‌ام دارند. کمی که دقیق می‌شوم از شباهت پاهای این دو به شتر و پرهای درشت و نوک زمخت‌شان به ترکیب دو واژه شتر و مرغ ایمان می‌آورم. با گرفتن چند عکس به بازدید این ردیف پایان می‌دهم و به قسمت دیگری می‌رسم.

نیمی از فضای مقابلم با شیشه و نیمی دیگر با حفاظ‌های فلزی پوشیده شده است. دیدن چند طوطی رنگین کمان بازیگوش که انگار همین الان از زیر جعبه آبرنگ خدا بدون هیچ فتوشاپی درآمده‌اند، آن قدر آدم را به وجد می‌آورد که مدام قربان صدقه‌شان بروم و مطمئنا اطرافیان در صحت عقل آدم شک کنند. این حیرت دوست داشتنی با دیدن چند جفت  طوطی عروس، یا کریم و چند جفت کبک خوابآلو ادامه دارد و با دیدن یک جفت جغد شاخ دار که با چشمانی قرمز و کمی ترسناک نگاه می‌کنند و سارگپه (از راسته شاهین سانان) که ابهت و عظمت و غرورش از همین فاصله چند متری کاملا مشخص است، به اوج می رسد.

به سمت چپ باغ راهی می‌شوم، تقریبا تعداد بازدید کننده‌ها زیاد می‌شود و به غیر از سر و صدای پرندگان و البته صدای محمد اصفهانی:| صداهای دیگری هم شنیده می‌شود. این قسمت فضای سبز آزاد است، پس اگر در حال قدم زدن چند جفت کبک، بلدرچین و احتمالا طاووس سر راه تان سبز شد اصلا تعجب نکنید، اتفاقی که برای من افتاد و در چند قدمی خود یکی از زیباترین تونالیته‌های رنگی دنیا را دیدم. در این قسمت روی درخت‌ها که اغلب کاج‌هایی هستند که به گل نشسته است، لانه‌های چوبی کوچکی جا خوش کرده و با ساختن چند پناهگاه سنگی-چوبی سعی در طبیعی سازی محیط زیست پرندگان شده است. در آخرین ردیف باغ با چند مرغ و خروس عجیب و غریب که حتی آن‌ها را در سریال پایتخت ندیدید، مواجه می‌شوم. ردیفی که با دیدن اتاق واکسیناسیون، مدیریت و گیشه تمام می‌شود.

 

* در حاشیه

- ساعات کار باغ پرندگان از 10 صبح الی 19:30 به صورت یک سره است. 

- ما شاهد اهدای یک کاکادوی افسرده به باغ پرندگان در جهت بهبود اوضاع فعلی‌اش توسط یک پدر و دخترش بودیم .

- سه طاووس عزیز را در حدود یک ساعت و چهل وپنج دقیقه تعقیب کرده تا شاید پری بگشایند و ما را مبهوت زیبایی خود کنند که در این ماموریت دست خالی ماندیم!

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
team_3
team_3
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
واز تنهایی رفتی؟! نچ نچ حبیبی هم حبیبی های قدیم :دی
team_3
team_3
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
خسته تعقیب طاووس هم نباشی راستی:دی..ممنون بشه که بریم یه روز
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
وآنیآ جانم بزآ 22 خرداد پائیز قراره ببرمون..:دی
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
تنهای ِ تنهای ِ تنهای ِ تنها رفتم-_-
f_tasnim
f_tasnim
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
خوبه طاووسش هنوز پر داره :| تو باغ پرندگان اصفهان ازش هیچی نمونده بود بیچاره:|
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠١/٢٨
٠
١
چه بد :|
هاچ
هاچ
٩٤/٠١/٢٨
٠
١
ولی من اصفهان بودم چند سال پیش طاووسش پروبال زیبایی داشت که :| ای بابا نکنه شامپویی که بهش دادم بهش نساخته (خخخ) :دی
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
١
البته همین جا هم چند پسربچه سعی داشتند این کارو بکنن که من با اخلاق نیکو و اخم و اینا گفتم که کار خوبی نیست !
*Mahdie*
*Mahdie*
٩٤/٠١/٢٧
٠
١
خیلی هم خوب ممنون ایشالا سر میزنیم :) اینم چنتا لینک از طاووس با پر های باز شده و رنگ سفید باغ پرندگان اصفهان :) http://s6.uplod.ir/i/00578/fa4gimv2a5t8.jpg /// http://s6.uplod.ir/i/00578/zqyjzx4zafbx.jpg /// http://s6.uplod.ir/i/00578/rxmbvk09oi3n.jpg
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
١
آخی ، طاووس سپید هم قشنگی خاص خودشو داره ، شبیه عروسه واقعا ^_^
R_ghazi
R_ghazi
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
چه خوشگل 😊😊
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
چشات خوشگل می بینه^_^
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی ممنونم از معرفی :) امیدوارم بشه که بریم ما هم.
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
بلیا؛کلی سوژه برای عکاسی خاص شما در انواع ماکرو و میکرو داره:)
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی ممنونم پاییزجان :) حتما حتما خواهم رفت....خوبه که این پرنده ها کنار هم هستن حداقل....پرنده ها اگه جفت نداشته باشن و کنار هم نباشن خیلی سریع افسردگی می گیرن و پرهاشون می ریزه...
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
یک بلدرچین بود هی می رفت انتهای باغ کنار یک گودال عمیق ،بعد تعقیبش کردم دیدم بعله ، جفتش اونجاست ^_^ هی نگهبانی می کرد ،کلی تحسینش کردم^_^
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
ممنونم از زحمتی که کشیدید.. من هم مشتاق شدم حتما برم ببینم... عکسها هم خیلی خوب بودند.. خداقوت :-)
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خواهش می کنم ،حتما برای کوچولوتون و خانواده هم جذاب خواهد بود:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خیلییی عالیه بیام مشهد اولین کار بعداز حرم رفتن اینه ک برم اینجارو حتماااا ببینم . ممنونم:)
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خواهش می کنم،دقیقا مقابل مجتمع وصال و الماس شرق هست:) امیدوارم لذت ببرید
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی ام خوب..مرغ هم داشتن برم بازدید کنن.. کلا عشق عجیبی به مرغ خانگی دارم بح بح ؟:))
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
آره به دلیل محدودیت تعداد عکس نذاشتمشون ، یه سری مرغ و خروس عجیب داره پاهاشون پُر پَره !خیلی هم پرسرصدا و یه سره در حال جنگ و دعوان^_^
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود. خداقوت پاییزجان :) باشد که ایام مشقت بار امتحانات پایان یافته و تعطیلات برسد و برویم ببینیم!
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
آخ که بعد از مشقات امتحانی و حتی در حینش دیدن اینجا قوت قلبه و مایه ی آرامش-_- خواهش می کنم با همسر گرامی خوش بگذره^_^
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
به قول مشهدیا موره گیریفت :)) حتما میرم ببینم
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
تا گرفته بِرِن ببینِن !=)
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی قشنگن!ایشاالله حتمن برم!ممنونم برای مطلبت خیلی خوب بود مخصوصا عکسا!
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
دیدن زیبایی ها همیشه آدما رو به وجد میاره :) خواهش می کنم :)
admin
admin
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
واقعا گزارش خوبی بود. خیلی کامل و روون و البته سوژه اش حسابی ناب بود
Paeez
Paeez
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
خواهش می کنم ، سوژه رو از بین راستی شنیدین ..؟ های دوستان قاپیدیم^_^
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
عروس هلندی و جغد خیلی دوس میدارم....شیک بودش...دلمان خواست....گزارشهای از این دستتون مستدآم، بالآم جآن (^_^)
Paeez
Paeez
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
جغدش خیلی بی اعصاب بودندی =)
ریحانه
ریحانه
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
سلام دستتون درد نکنه عکسای زیبایی گرفتید من رفتم سر زدم خیلی قشنگه با اینکه بزرگ نیست اما بازم جالبه .خودم طوطیمو به این باغ اهدا کردم هر چند وقتی هم میرم بهش سر میزنم .طوطی من توی قفس نیست تو فضای آزاده.چند وقت پیش که رفتیم طاووسه دمشو باز کرد...بای
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
خواهش می کنم :) نکنه شما هنوز دختر خانومی هستیم که کاکادو اهدا کرده بود ؟:)
ریحانه
ریحانه
٩٤/٠٥/١٥
١
٠
سلام اون کاکادو که خیلی خوب حرف میزنه اما نه من یه ملنگو سبز اهدا کردم .
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤