اندکی برادر لازم دارم!

اندکی برادر لازم دارم!

نویسنده : محمدرضا امانی

من هیچ برادری ندارم و اصلا خیلی هم خوب است که ندارم. یعنی اگر داشتم ممکن بود دیگر آن دوچرخه و تفنگ بادی و میکروسکوپ را نمی‌داشتم!

اما وقتی دیروز پدرم را برده بودم دکتر و به دست‌هایش نگاه می‌کردم که چقدر از سال پیش بیشتر می‌لرزد آرزو کردم که ای کاش یک برادر داشتم تا کمی دلم را قرص کند و بگوید: چیزی نیست داداش. خوب می‌شه.

یعنی بیاید و دست روی شانه‌ام بگذارد و همین جمله را بگوید و بعد برود. می‌دانید من آدم خودخواهی هستم که حتی نمی‌خواهم پدرم را با یک برادر دیگر قسمت کنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
سلام؛ اشکالی نداره آقای امانی، مطمئن باشید همین انتظار شما را همیشه یک نفر در زندگی هر شخصی به جا میاره و چه بهتر که سعی کنیم خودمون هم همیشه امید دهنده باشیم. خیلی عالی بود. ارادتمند شما.
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
مسلما پدرها اون قدر دوست داشتنی هستند که برای شریک شدنشان با دیگری خسیس باشی ، خب علی ای حال بروید سراغ یک دوست خیلی خوب و صمیمی که نگرانی هایتان را سهیم شود ..
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
منم می خوام اگه پیدا کردین یکی هم برا من بگیرین
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
به نظر منم برای پسرها وجود یه برادر و برای دخترها داشتن یه خواهر، الزامیه! واقعا هیچی جای خواهر روی برای من نمیگیره حتی فقدان برادر! درکتون می کنم ...
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٧
١
٠
با اینکه این از زبون یه مرد نوشته شده ، اما گاهی اوقات منم برادر لازم میشم ... برای خودم و خانواده م ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
و اگر داشته باشید و از 18 سالگی به بعد دیگه نداشته باشیدش بیشتر درد داره... درست مثل من... . :(
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/٠٨
٠
٠
:((
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/٠٨
٠
٠
:(خدا رحمتشون کنه
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٠٨
٠
٠
جایگاهش بهشت برین باشد!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
ممنونم از همه... ببخشید که کامنتم تلخ شد؛ شدنی نیست که اسم "برادر" بیاد و من بغض نکنم.. عذر میخوام از همه.. :(
کَتی
کَتی
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
برادر... :(
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
داشتن برادریک نعمت بزرگگگگگگگگگگگگگگگ داداشی عاشقتمممممممممممممممم
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
خداشفابده پدر گرامیتونو...
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات