بهمن بکش! که «کِنت»ها امروز قلابی‌ست !
چند بیت دلنشین برای علاقه‌مندان به شعر و ادب

بهمن بکش! که «کِنت»ها امروز قلابی‌ست !

نویسنده : ایمان فروزان نیا

آسمان خراش ها

تماشای آسمان را از ما گرفته بودند

بمب های عمل نکرده

گشت و گذار در صحرا را

دریا نیز استخر خصوصی دیکتاتورها بود

این دنیا به درد ما نخورد

ما در رویاهایمان زندگی کردیم.

(رسول یونان)

======***======

چون شورشی که سلطه خان را به هم زده ست

گل‌های دامن تو خزان را به هم زده ست

حل می‌شود تمام تنت در مسیر باد

رقص تو باز نظم جهان را به هم زده ست

(سعید رستگارمند)

======***======

دیری ست که آتش از تنم می‌ریزد

صد حنجره خون از سخنم می‌ریزد

با بار غمی که روی دوشم مانده ست

بر کوه اگر تکیه زنم می‌ریزد

(ایرج زبردست)

======***======

غرور

سرمای دست‌های مردی است

که با هیچ آتشی گرم نمی‌شوند

و او در جهنمش زندگی آرامی دارد ...

مردی که

حتی مرگ هم او را به هیجان نمی‌آورد

تنها

از روبروی همان خیابان همیشگی که عبور می‌کند

قلبش اندکی نمی‌زند

(م . محمدی مهر)

======***======

بهمن بکش! شب‌های من لبریز بی‌خوابی‌ست !

بهمن بکش! که «کِنت»ها امروز قلّابی‌ست !

بهمن بکش! که جیب‌مان خالی‌تر از خالی‌ست

بهمن بکش! سیگار ارزان واقعا عالی‌ست !

(محسن عاصی)

======***======

ﭼﺎﻱ ﺩﻡ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻛﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻱ، ﭼﺎﻱ ﺩﻡ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩﻱ

ﺗﻮﻱ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻛﺎﺵ می‌پیچید ﻃﻌﻢ ﻗﻠﻴﺎﻥ ﭘﺮﺗﻘﺎﻟﻲ ﺗﻮ...

(ﻋﻠﻲ ﺑﻬﻤﻨﻲ)

======***======

مرا بگیر...

همین یک بار تووی همین یک شعر...

 با من قدم بزن... 

شاید همین الان سیلی در راه آمدن باشد،

زلزله ای در شرف وقوع

و من هنوز به تو نگفتم دوستت دارم!

(مژگان عباسلو)

======***======

در آغوش خود «بار دیگر» بگیر

من این موج از هر طرف رانده را

شب عاشقی رفت و گم کرده‌ام

در ِ شیشه عطر وامانده را....

(فاضل نظری)

======***======

من سر ناسازگاری دارم و چشمان تو

جذبه ای دارد که سر را می کشاند پای دار!

(پوریا شیرانی)

======***======

شنیده ام به رقیبم به خنده میگفتی:

که زخم می زنم اما... نمیکشم او را!

چه نسبتی است مرا و تورا که می ترسم

پس از نبرد نیابی تو نوش دارو را

(عبدالمهدی نوری)

======***======

آدم، عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید

غم انگیز نیست؟!

(عباس معروفی)

======***======

هر روز قسم ، قاتلِ من، جان لبانت

من را خفه کن بینِ سهند و سبلان ت!

(سجاد مهدی پور)

======***======

باید دوباره مسئله را حل کنی، بخند

پژواکِ خنده های تو حل المسائل است!

(مسلم محبی)

======***======

مرا در آغوش بگیر...

حتی شده با دست‌هایِ سردِ آدمک‌هایِ یاهو!

می‌خواهم به آغوشت برگردم!

(نسترن وثوقی)

======***======

سلیمان حسنی:

درزیرِسَرَم دست توچون رامشِ جان است

سرمستیِ من، دردل و در دیده عیان است

جانم به فدایِ تو که آرامشِ جانی

دلبستگی‌ام آن رخ و ابرویِ کمان است

در زندگی‌ات حسرت و اندوه مبادا

شایستۀ تو راحتیِ هر دو جهان است

خواهم زِ خدا، بهرِ تو آسایشِ هر دَم

چون عاشقِ تو فارغِ ایّام و زمان است

(سروده خودم)

======***======

azadeh_tabrizi:

در تاریکخانه ذهنم تمام ثانیه‌ها را ظاهر کردم...

ناشی بودم تمام ثانیه‌ها را سوزاندم ...

و سیاهی را مدام در تصویرها ظاهر کردم

======***======

Vahid_Shandiz:

دوست داشتن تو

زيباترين لحضه‌هاي من بود

كه تكرار نخواهد شد

تو...؟

زيباترين روياي من بودي

هم چون قصه پرييان

======***======

Mahboubeh-A:

موهای تو باشیوه‌ای مخصوص، از لحظه‌ای که بازشان کردی

 کرده تمام شاعران را سخت، درگیر فعالیت کاری

 اکسیر لبخند تو را روزی، در استکانی آب اگر ریزند

یک جرعه از آن می‌شود فوراً، درمانگر انواع بیماری

(جواد مزنگی)

======***======

faranak_b:

یَک روز حواسُمو پرتِت مُکُنُم

با حرکت سرباز ماتِت مُکُنُم

یَک روز با اي شعرای خودُم

به درون قلب تو هجرت مُکُنُم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
انتخاب های خوبی بودن فقط چند مورد غلط تایپی مشاهده شد که اگه اصلاح بشه بهتره:)
خاصـ استم
خاصـ استم
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
عاقا دعوام نکنین اولی یه جمله بود تا شعر ... :/ نزنین بابا من خیلی بی ذوقم شاید..!
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
رسول یونان معمولا شعراش همینطوریه!! به نظر منکه خیلیای دیگه هم شبیه متن بودن!!! پس من خیلی خیلی بی ذوقم!! :) ؛)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
بهمن بکش :))))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
بهمن بکش عااالی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
فاضل نظري و جواد مرنگي رو دوست تر داشتم :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨