الا ای پرسپولیس / شعر

الا ای پرسپولیس / شعر

نویسنده : iraj_sz

الا ای عشق سرخ من که افتادی تو در دل‌ها

 تو برتر بودی از اول ولی افتادی مشکل‌ها

کریم باقری کاخر در دروازه بگشاید

 به داد عادل سیما چه شور افتاد در دل‌ها

مرا را رو در روی تی.وی (تلویزیون) چه امن و عیش چون هردم

سوشا فریاد می‌دارد که دارم می‌خورم گل‌ها

بیا این ضربه را گل کن گرت سلطان علی گوید

که قرمز بی خبر نبود ز راه قهرمانی‌ها

دل سرخ و امید گل هواداران چنین حاضر

 چه کس دارد هوای ما هواداران عاشق را

تو ای قرمزترین عشقم، دوباره بال و پر بگشا

 مکرر گل بزن باید، شوی پیروز میدان‌ها

کریمی باقری، دایی، بوند اسطوره‌های تو

 تو مهدی طارمی داری همان شیر عرب کش‌ها

در این هشت بیت شعر من برای شش دگر جا نیست

همین شش هست و خواهد بود بلای جان آبی‌ها

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
ایووووووووووووووووول عااااالی بود هرچی بگم بازم کمه افرین :))))))))
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
عــــــــــــــــــــآلــــــــــــــــــــــی:)
iraj_sz
iraj_sz
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون از نظرات دوستان عزیزم! امیدوارم پرسپولیس شادمون بکنه!!!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
پرسپولیس جاش تو قلبهاست... حتی اگه یکی دو فصل کمی خسته باشه و ناآماده... سر پرسپولیس سلامت!
mhv
mhv
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
:))
فرنام رضاییان
فرنام رضاییان
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
عالییی بود درود بر پرسپولیسیا
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
ایول ایول است ایول تیم ما یل است انشالله
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
مرسی بابت احساس مسولیتی که به عنوان یه هوادار برای پرسپولیس مون داشتی شعر خوبی بود
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧