معلمی سخت ترین کار دنیاست

معلمی سخت ترین کار دنیاست

نویسنده : Nasrin-A

سنگین سنگینم از دردهایی که هر روز روی هم تلمبار می  شود از تکرار روزمرگی ها از استرس هایی که بی هیچ دلیلی جسمم را روحم را و زندگی ام را می آزارد.

همه ی ما آدم ها در زندگی دچار خود آزاری شده ایم. آسیب هایی که به دلایل واهی به خودمان به جوانی مان و به روحمان زده ایم بازتاب همین خود آزاری هاست. زندگی را تا دو سال پیش پر از شاعرانگی میدیدم پر از لبخندهای پت و پهن، پر از شور و هیجان و لذت تجربه‌های نو زندگی. برایم بی دغدغه میگذشت. هیچ غمی در دلم ته نشین نمیشد. غم ها مهمانان یک شبه بودند، می آمدند و می رفتند. اما از دو سال پیش به این طرف تغییر مزخرفی کرده ام. دردها می آیند و می مانند و جاگیر می شوند. دلم هر روز ترک میخورد میشکند و روحم همواره آماج ضربه های مهلکی است. بی گناه یا گناهکار شکنجه می شوم و لب باز نمیکنم به شکوه. زورم به زندگی نمی رسد. به آدم ها نمیرسد و تنها از خدا انتقام میگیرم. آدم های زندگی‌ام بد می‌شوند سیاه می‌شوند و من به جای دور شدن از آدم ها از خدا دور می شوم.

رسم بدی است اینکه همه به فکر سود خود باشیم. رسم بدی است که زندگی مان صرف لذت های خودمان شود. صرف جمع کردن و جمع کردن و جمع کردن. برای همه‌ی ما آدم ها پیش می آید روزهایی که روز ما نیست. از صبح که بیدار می شویم هاله‌ای از اشک کنج چشم هایمان خانه کرده. بغضی بیخ گلویمان را چسبیده و نه پایین می آید و نه بالا می رود و اشک می شود. روزهایی داشته ایم که شب را در جهنمی خود ساخته به سر برده ایم و صبح آماده ایم برای فروپاشی. آماده ایم برای شروع یک جنگ اعصاب.

من این روزها نازک تر شده ام پرده ی روحم نازک تر شده پرده ی اشکم نازک تر شده و پرده ی احساسم نازک تر شده. اشکم راحت تر در می آید و  روحم راحت تر مورد حمله قرار میگیرد.

معلمی سخت ترین کار دنیاست. در این وانفسای عشق و احساس و عاطفه معلمی حتی از کار معدن هم سخت تر است. اینکه به مرز ویرانی رسیده باشی و صبح خودِ داغانت را به زور بکشی تا دم مدرسه و صبح علی الطلوع یکی آویزان گردنت بشود که -خانوم من شما رو خیلی دوست دارم-

انگار بدترین فحش عالم را شنیده‌ای ولی مجبوری بغلش کنی لبخندی به گشادی دهانت تحویلش دهی و سرجایش بنشانی. بچه ها نمیفهمند که غصه ها تو را از پا در آورده اند. بچه ها نمی‌دانند که دیروز که همه در خوش گذرانی بوده اند تو در قبرستان سرد و بی روح یادگار کودکی هایت را به خاک سرد سپرده‌ای؛ بچه ها نمیدانند که دیشب با بهترین دوستت دعوای سختی کرده ای؛ بچه ها نمیدانند حلقه‌ی نامزدی ات را گم کرده ای؛ بچه‌ها نمیدانند و این ندانستن‌ها تو را از پا در می آورد.

تو گاهی محتاج درک شدنی؛ گاهی دلت میخواهد زنگ تفریح بنشینی روی همان صندلی سردِ سیاهِ وسط سالن و با صدای بلند گریه کنی اما ناظم مدرسه ات نگوید خانم معلم کلاس آماده است!

گاهی دلت میخواهد بچه ها تبدیل شوند به مجسمه های سنگی. صدایشان در نیاید و تو سرت را بچسبانی به میز آهنی سرد و بغض های فروخورده اند را ببارانی!

گاهی دلت میخواهد مدیرت به جای بی هوا داد زدن بی هوا و بلند صدایت بکند و از ته دلش از تو سپاسگزاری کند به خاطر کارهای خوبت و پر و بالت را مدام قیچی نکند.

گاهی دلت می‌خواهد دلیل یک هفته مشکی پوشیدن ات را از تو بپرسد. گاهی دلت میخواهد سرش را بلند کند و نگاهت کند و با مهربانی بدرقه‌ی کلاست کند.

گاهی دلت میخواهد حقوقت را پیش از پایان ماه به حسابت واریز کند تا پاهایت توان کشیده شدن در کوچه های سرد و تاریک اول صبح را داشته باشد.

گاهی ما آدم‌ها محتاجیم حتی به یک لبخندِ بی منتِ راننده‌ی تاکسی! حتی به یک سلامِ گرم مامور کنترل بلیط؛ حتی به یک نگاه، حتی به یک سلام

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Vania
Vania
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
بچه ها اینارو نمی دونن ولی بنظرم همین ندونستنشون و شیطنت هاشون میتونه روزت آدمو خوب کنه و حس خوب سرازیر کنه به قلب آدم.هرچند,که بعضی وقتا اعصاب نمیذارن :دی مثل من هروقت یکیشون گفت دوستتون داریم بگو کار خوبی می کنی!ادامه بده خخخ
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خیلی وقتها میشه با خنده های اونها غم هات روفراموش کنی ولی گاهی وقتها هم نمیشه وقتی غم بیخ گلوت ریشه کرده
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
سلام. خب هر کاری، سختیای خودش رو داره. روز معلم رو هم بهتون تبریک میگم.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
مطمئنا همین طوره....ممنونم
admin
admin
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
ولی به نظرم خیلی حس خوبی داره وقتی یک دانش آموزی بیاد جلو بهت اینطوری ابراز محبت کنه؛ حتی خسته ترین روح ها هم با دیدن اون همه شوق توی چهره یک بچه معصوم سر ذوق میان
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
صد البته درسته توی این یک سال خیلی از غم هام با وجود محبت اونها فراموش شده
admin
admin
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
بنابراین ببینید که شما دیگه چقدر روحتون خسته اس که سر ذوق نیومدید
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
روحم خسته نیست خسته اش کرده بودن یه دوره ای..این متن هم مربوط به همون دوره بود
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
روزت مبارک نسرین جان :) امیدوارم تمام مشکلاتت با همین باد بهاری پرواز کنن یه جای دور ...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
مرسی هدی جان چه آرزوی قشنگی:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
البته روزتان مبارک ..... و صد البته تمامی ساعات زندگیتان همیشه پر از شور و هیجان و شادی باد ........ حتی در کسل کننده ترین روزهای سال..... حالا یه لبخند ... :))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
ممنونم از تبریکتون جناب بزرگوار اینم یه لبخند:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
ایشالا روزهاتون شاد شاد شاد و ایام با تمام سختی های کوچیک و بزرگش بر شما و خانواده محترمتون به کام باشه ...... ایشالااااااااا..... :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
دعاهاتون انرژی خوبی داشت ممنونم ان شالله برای شما هم همه چیز بر وفق مراد باشه:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
یادداشت صادقانه ای بود که خیلی خوب باهاش ارتباط برقرار میکنم... ایشالا همیشه موفق باشید و خندون و پرانرزی :-)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
مرسی آقای شمشیری ما لحظه های خیلی خوب هم داریم توی مدرسه البته روزهایی که همیشه لبخندهای از ته دل میزنیم و این روزها بیشتر صد البته:)
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
منم ازهمین جاروز پدرومعلم به پدرخودممممممممممممممممممم تبریک میگم پدرجون عاشقتممممممممممممممممم
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
همچنین به معلم گرامی جیم برادرسلیمان حسنی هم تبریک عرض میکنمممممممممممممممممممم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
روزشون مبارک
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
وااااای هم رشته که هستیم شغلمون هم یکیه?من هم معلمم.خوشحالم که ابن متن حرفهای منو گفت.بدترین لحظه وقتیه که دلت گرفته و چشمات بغز داره بعد دانش آموزها این قدر از سر و کلت بالا برن که توی خودت عصبی بشی اما مجبور باشی لبخند مصنوعی بزنی بعد توی مدرسه بپیچه که خانم امروز حالش بده،خانم گریه کرده و درگیر هزار تا شیطنت بشی...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
چه جالب:) دوبار تا حالا سر کلاس گریه کردم! بار اولش به خاطر یکی از بچه ها بود بار دوم به خاطر یکی از همکارام خیلی حس عجیب غریبیه جلوی بچه ها بزنی زیر گریه اونقدر مهربونی شون بی ریاست اونقدر دوست داشتنشون از ته دله که آدم نمیدونه با این همه محبت چیکار کنه
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
واااای راس میگی?نه من گریه نکردم پس اگه حس عجیبیه امتحان میکنم سال دیگه.
m_maed0090
m_maed0090
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
به نظر من معلمی عشقه از هر جا نتونی عشقتو ابراز کنی اینجا میتونی عشقتو به بچه ها ابراز می کنی با مهربونیت با صداقتت با نصیحت های مادرانه ات
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
یه شغل عجیب غریبیه که تا توش نباشی نمیفهمی یه دنیا محبت بی دریغ نثارت میشه اونم بی منت و بی توقع
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥