آینده نامعلوم...

آینده نامعلوم...

نویسنده : korosh

آینده‌ای نامعلوم ! موضوع داغ  این روزهای افکار من، همیشه دنبال یک وقت خالی می‌گردم تا بنشینم و فکر کنم به بدبختی‌های آینده‌ام .

احساس پر بودن می‌کنم، احساس بودن باری سنگین بر روی شانه‌هایم. گاهی اوقات فکر می‌کنم این‌که هنوز اول راه است این فلاکت را دارد، وای به روزهای متاهلی و...

من نمی‌دانم چطور بعضی‌ها آن‌قدر (ریلکس!) هستند و اصلا به خیال‌شان هم این‌طور چیزها را راه نمی‌دهند و آخر سر هم موفق‌ها همین آدم‌هایند. آن وقت ما که جوش زدیم و حرص خوردیم پوست‌مان را هم خراب کردیم، غم غصه‌هایش نصیب‌مان می‌شود !

در این روزها در به در دنبال کسی می‌گشتم تا به آن این حرف‌ها را بگویم و راحت شوم، اما تنها جایی که سراغ داشتم همین‌جا بود که خودم را خالی کنم، نیاز داشتم به گفتن این حرف‌ها .

خدا جیم را از ما نگیرد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
علی بذکر الله تطمئن القلوب
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
علی ؟؟؟؟
korosh
korosh
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
بعله بعله اون که 100 در 100 :) خداییش هم با ذکرش آروم میشه ادم :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
آینده ی مبهم دغدغه ی همه ی ما جوون هاست آقا کوروش غصه نخورید خدا بزرگه
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
ان شاالله مشکلتون حل میشه...
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
من بگم چرا بعضیا ریلکسن؟ چرا موفقن؟ خب دلیلش اینه که اونا نوع نگاهشون به زندگی با شما فرق داره. نمیدونم موفق رو منظورتون دقیقا رو چی بوده؟ رو خوشحالیشون؟ رو پولداریشون؟ نمیدونم ولی خب مطمئن باشید اگر کسی رو دیدید که با شما فرق داره به خاطر اینه که زندگی رو جور دیگه ای میبینه که اصلا شاید حتی اگه همون پولدارری منظورتون بوده اون از پولداریش شاید خوشحال نیس و به جاش چیز دیگه ای رو میخواد و اگرم خوشحالیه که خوب بازم به همون خاطر نوع نگاه مختلفه که مثلا شاید براش راهی که شما داری میری مهم نیس برای همین شاید یهو حین جلو رفتن تو راه خودش اون چیزی که شما میخواید هم به دست بیاره ینی اونم رنج های خودشو تو راه خودش میکشه مطمئنا و داشتن چیزی که شما میخواید و اون داره به معنی اینکه اون از یه سیاره دیگه اومده نیست. هممون ادمیم فقط تفاوت هایی که تو چشممون میاد به خاطر نوع نگاه متفاوتمون به زندگیه همین :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
فقط باید تلاش کرد و زحمت کشید تا آینده ی قشنگ منتظرمون باشه و به خدا توکل کنیم :)
y_rahimi
y_rahimi
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
وقتی خدایی داریم که یک لحظه هم ازمون غافل نمیشه, نگرانی برای آینده لازم نیست :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
درکتون میکنم... ساده و نافذ نوشتید. لزومی نداشت "ریلکس" رو داخل پرانتز بذارید. یکی دو مورد هم اشکال فاصله گذاری دیدم... ولی خب یادداشت صادقانه ای بود که حقیقتا به دلم نشست... مرسی :-)
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
سکوتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
Narges_V
Narges_V
٩٤/٠٢/٢٤
٠
٠
موافقم
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
مشکل همینه : " همیشه دنبال یک وقت خالی می‌گردم تا بنشینم و فکر کنم به بدبختی‌های آینده‌ام " ! آینده خودش میاد . یه برنامه ریزی کوچیک میتونه استرس آینده رو کم کنه. تمرین کنین تو " لحظه" زندگی کنین :)) جملش یه خورده شعاریه ولی شما سعی کنین از حالت شعاری درش بیارین :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
آقا کوروش تولدت مبارک باشه :))
korosh
korosh
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
خخ دیر دیدم :) ولی ممنون لطف دارید :))))))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
سلام برادر کوروش، تولدت مبارک :-)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
http://del.h-cdn.co/assets/15/44/funfetti-angel-food-cupcakes7srgb.jpg تولدتون نــــآرنجی باد*:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
http://wall.rangirangi.com/wp-content/uploads/2016/06/5841f6ef22cec80293845b6cc562ed1a-310x438.jpg این هم از کادوی تولدتون که حسابی تو این گرما بعد افطار میچسبه *:) { اصولا بهترین کادویی که آدم به کسی میتونه بده ، کادویی که بشه خوردش !! _نیوتن _ البته نیوتن نگفته ولی خب اون همه قانون که کشف کرده ، مسئولیت ِ این کشف من رو هم به عهده بگیره دیگه !!}
korosh
korosh
٩٥/٠٨/٠١
٠
٠
خخخخ مممنوننن سوپرایز خیلی سنگینی بود !!! ببخشید انقدر با تاخیر (حدودا 5 ماه ) جواب میدم ندیدم کامنتتون رو !!=)) بازم ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات